به مناسبت روز خبرنگار و درباره حرفهای که فلسفه وجودیاش پرسیدن از قدرت استخبرنگاری یعنی پرسیدن بی…
انتشار: 2026/08/09 10:05 UTCدریافت: 2026/08/10 06:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 06:40 UTC
به مناسبت روز خبرنگار و درباره حرفهای که فلسفه وجودیاش پرسیدن از قدرت استخبرنگاری یعنی پرسیدن بیاجازهروز خبرنگار دوباره از راه رسیده و پیامهای تبریک و دیدارها و تجلیلها آغاز شده است. اما شاید احترام واقعی به خبرنگار، بیش از آنکه در تقدیر و تبریک باشد، در به رسمیت شناختن فلسفه وجودی این حرفه است.خبرنگاری با آزادی گره خورده و با پرسشگری معنا پیدا میکند. خبرنگار آمده است که ببیند، بپرسد و نقد کند. وگرنه برای انتشار سخنان یک مدیر یا تعریف از عملکرد استاندار و وزیر و نماینده، نه آزادی بیان لازم است و نه حمایت قانونی.آزادی مطبوعات درست از جایی معنا پیدا میکند که خبرنگار در برابر قدرت میایستد، آماری را به چالش میکشد، وعدهای قدیمی را از آرشیو بیرون میآورد و از مسئولی که شاید علاقهای به پاسخگویی ندارد، پاسخ میخواهد.تلخی ماجرا اینجاست که بخشی از آنچه امروز خبرنگاری نامیده میشود از همین فلسفه فاصله گرفته است. خبرنویسانی وارد این عرصه شدهاند که بیشتر بازتابدهنده برنامهها و سخنان مدیراناند تا پرسشگر آنان. طبیعی است چنین خبرنگاری برای دستگاههای دولتی هم مطلوبتر باشد. خبرنگار کمسؤال، کمهزینه است.چند روز پیش خانه مطبوعات استان همدان برای پالایش و بهروزرسانی اعضای خود اطلاعیهای منتشر کرد. طبیعتاً یک تشکل صنفی حق دارد برای عضویت ضابطه داشته باشد و سخن ما نیز نفی این مقررات نیست. اما یک بند این اطلاعیه به تنهایی برای نشان دادن فاصله میان تعریف رسمی از رسانه و واقعیت امروز رسانه کافی است.براساس این اطلاعیه، رسانههای محلی برای فعال شناخته شدن کافی است در یک سال گذشته حداقل یک شماره منتشر کرده باشند. فقط یک شماره.یعنی نشریهای میتواند در طول ۳۶۵ روز فقط یک شماره منتشر کند تا رسمیت داشته باشد. فارغ از اینکه چه نوشته، چقدر خوانده شده، چه مسئلهای را پیگیری کرده و اساساً چه اثری بر افکار عمومی گذاشته است.در همین شهر اما ممکن است یک رسانه مجازی مستقل هر روز تولید محتوا کند، هزاران مخاطب داشته باشد، مسئلهای فراموششده را به مطالبه عمومی تبدیل کند، مدیران را به پاسخگویی وادارد و حتی در تصمیمات اجرایی اثر بگذارد اما همچنان در بسیاری از ساختارهای رسمی رسانه، جای روشنی نداشته باشد.مسئله دقیقاً همینجاست. رسانه را نمیتوان فقط با شکل انتشارش شناخت. اگر معیار ما همچنان کاغذ و شماره انتشار باشد، ممکن است رسانهای را که سالی یک بار منتشر میشود ببینیم اما رسانهای را که هر روز در متن جامعه حضور دارد نبینیم.ردپای همین نگاه را در مواجهه مدیریت استان با رسانه نیز میتوان دید. استاندار همدان به مناسبت روز خبرنگار به خبرگزاری ایرنا رفت. ایرنا خبرگزاری رسمی دولت و باسابقه کشور است و اصل این دیدار محل نقد نیست. پرسش این است که چرا مدیریت استان در کنار رسانههای رسمی و دولتی، واقعیت قدرتمند رسانههای مستقل و مجازی را هم به رسمیت نمیشناسد؟امروز دیگر اثرگذاری رسانه را نمیتوان فقط با کاغذ، پروانه و تابلو سنجید. چه بسا رسانهای همه اینها را داشته باشد و کمتر دیده شود و یک رسانه مجازی بدون نسخه چاپی، موضوعی را به مسئله روز استان تبدیل کند.شایسته است استاندار در هفته خبرنگار، در کنار دیدارهای مرسوم، فعالان مستقل و اثرگذار فضای رسانهای استان را هم دور یک میز جمع کند. نه برای تقدیر و شنیدن تعریف و تمجید، بلکه برای شنیدن نقدهایی که معمولاً در جلسات رسمی کمتر شنیده میشوند.سال گذشته در همین روزها از کمبود روزنامهنگاران حرفهای در همدان و فراوانی خبرنگاران آماتور نوشتیم. امسال شاید باید یک قدم جلوتر رفت و پرسید آیا بخشی از این آماتوریسم، محصول ساختاری نیست که خبرنگار کمپرسش را راحتتر میپذیرد و روزنامهنگار منتقد را کمتر تحمل میکند؟روزنامهنگار حرفهای میهمان راحتی برای قدرت نیست. سؤال دارد، آرشیو دارد، وعدههای دیروز را به خاطر میآورد و آمار امروز را با واقعیت جامعه مقایسه میکند.برای انتشار یک نشریه ممکن است مجوز لازم باشد و برای عضویت در یک تشکل صنفی نیز ضابطه وجود داشته باشد، اما برای دیدن، پرسیدن و نقد کردن نباید از قدرت اجازه گرفت.خبرنگاری که قرار است فقط تعریف کند نیازی به آزادی ندارد.آزادی را خبرنگاری میخواهد که مقابل قدرت بایستد و بپرسدچرا؟✍️ پرویز محمدی#همدان_پرس @HamedanPress
