کسی مانند من از غصه و غمها لبالب نیستبه درد دوری و هجران کسی چون من معذب نیستکجایی ای جواد من تویی…
انتشار: 2026/08/13 11:23 UTCدریافت: 2026/08/15 12:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 12:00 UTC
کسی مانند من از غصه و غمها لبالب نیستبه درد دوری و هجران کسی چون من معذب نیستکجایی ای جواد من تویی تاب و تبم اماندارم تاب در پیکر در این پیکر بجز تب نیستز بس از سوزش زهر جفا_ آتش گرفتم کهدگر در چشم من فرقی میان روز با شب نیستاز این پهلو به آن پهلو میان حجره غلطیدمولی جسم کبود من به زیر نعل مرکب نیستسرو کار تن من با سر نیزه نیفتادهتنم سالم، سرم سالم بوَد، چوبی روی لب نیستخدا را شکر معصومه ندیده حال زارم راکه سهم دیدن این صحنه غیر از چشم زینب نیستفقط عمه تماشاکرد، برادر دست و پا میزدبرادر کشتن آن هم اینچنین در هیچ مذهب نیستز پای نی نگاه عمه جان بر حنجرش افتادصدا زد آه مادر این رگ گردن مرتب نیستشنیدم عمه زینب را میان کوچه گرداندندمیان کوچه ای که یکنفر حتی مؤدب نیست#شعر_شهادت_امام_رضا_ع#محمود_اسدی @hadithashk