قرار قلب علی، ای رسول خوبیهاشکسته قلب من از رفتن تو ای باباعرق نشست به پیشانیِ پر از نورتشراره از…
انتشار: 2026/08/11 12:56 UTCدریافت: 2026/08/12 08:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 08:05 UTC
قرار قلب علی، ای رسول خوبیهاشکسته قلب من از رفتن تو ای باباعرق نشست به پیشانیِ پر از نورتشراره از جگرت رفت تا به عرش خدا مدینه بعدِ تو دیگر صفا نخواهد داشتبه روی بستر خود سوختی تو ای طاهاچقدر سنگ به پیشانیِ تو کوبیدندچقدر طعنه شنیدی ز مردم دنیانفس نفس زدی آنقدر پیشِ چشمانمتو رفتی آه، یتیم است امّتت آقاهنوز پیکرِ پاکت به رویِ بستر بودکه با خیانت و کینه، سقیفه شد بر پامدینه مانده و یک کوچهی پر از اندوهمدینه مانده و یک حیدرِ تک و تنهاچه شد که حرمتِ آلِ تو را شکست عدوچه شد که بعدِ تو برپا شدهست این بلوا؟لگد زدند به بابی که بابِ رحمت بودمیان شعله گرفتار، دخترت زهرا همان که بوسه زدی بارها به دستانششکستهاند به ضرب غلاف، دستش رابه تازیانه زدند و رها نشد دستمکتک زدند مرا پیشِ حضرت مولاببین که فاطمهات زار و بیشکیب شدهمیان کوچه زمین خورد، عصمتِ کبریگلِ شکوفهی من با لگد ببین پژمردفدا شده پسرم، محسنم، در این غوغااز این شراره ی فتنه که خانه ام سوزاندرسد زبانه ی کینه به دشت کربوبلا#شعر_شهادت_پیامبر_اسلام #شعر_شهادت_حضرت_محمد_ص #جابر_عابدی@hadithashk