هر کوچه و هر خانه ای از عطر ، چو باغی ستدر سینه ی هر اهل دل و دلشده داغی ستآویخته بر سر درِ هر خانه…
انتشار: 2026/08/07 19:38 UTCدریافت: 2026/08/08 05:36 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 05:36 UTC
هر کوچه و هر خانه ای از عطر ، چو باغی ستدر سینه ی هر اهل دل و دلشده داغی ستآویخته بر سر درِ هر خانه چراغی ستبر هر لبی از موعد و موعود، سراغی ستاز شوق ، همه رو به سوی میکده دارندیاری ز سفر ، سوی وطن آمده دارندکی یار سفر کرده ی ما از سفر آیدبعد از شبِ دیجورِ محبان ، سحر آیداز باب صفا ، قبله ی ما کی به در آیدبی بال و پران را پر و بالی دگر آیدکی پرده گشاید ز رخ آن روی گشادهکز رخ کند از اسب ، دو صد شاه ، پیادهتو در پی خود ، قافله در قافله داریدر سلسله ی زلف ، دو صد سلسله داریبا آن که خود از منتظرانت گله داریسوگند به آن اشک که در نافله داریبا یک نگه خود مس ما را تو طلا کنآن چشم که روی تو ببیند تو عطا کنای گمشده ی مردم عالم به کجایی ؟کی از مه رخساره ی خود پرده گشایی ؟ما ریزه خوریم و تو ولی نعمت ماییهر جمعه همه چشم به راهیم بیایییک پرتو از آن چاردهم لمعه نیامدبیش از ده و یک قرن شد ، آن جمعه نیامدبشکسته ببین سنگ گنه بال و پر از ماکس نیست در این قافله ، وامانده تر از ماما بی خبریم از تو و تو با خبر از ماما منتظِر و خونْ دلت ای منتظَر از ماما شب زده ایم و تو همان صبح سپیدیتنها تو پناهی ، تو نویدی ، تو امیدیعشق ابدی و ازلی با تو بیایدشادی ز جهان رفته ، ولی با تو بیایدآرامش بین المللی با تو بیایدای عِدلِ علی ! عَدلِ علی با تو بیایدعمری ست که در بوته ی عشقت به گدازیمهر کس به کسی نازد و ما هم به تو نازیمهر چند که ما بهره ور از فیض حضوریمداریم حضور تو و مشتاق ظهوریمنزدیک تو بر مایی و ماییم که دوریمبا دیده ی آلوده چه بینیم ؟ که کوریمدر کوه و بیابان ز چه رو در به دری تو ؟هم منتظِر مایی و هم منتظَری تو#شعر_مناجات_امام_زمان_عج #حاج_علی_انسانی@hadithashk