عالم از دوری و هجران تو در تاب و تب استروز روشن به دل منتظران جمله شب استکار عاشق نبود صبر به هجر ا…
انتشار: 2026/08/07 11:54 UTCدریافت: 2026/08/08 05:36 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 05:36 UTC
عالم از دوری و هجران تو در تاب و تب استروز روشن به دل منتظران جمله شب استکار عاشق نبود صبر به هجر از پی دوست عاشق روی تو بودن و نمردن عجب استشرح دوری به تو گویم ز دل خستهی خودگر بیایی زهمان دم دل ما در طرب استنه فقط من، نه فقط او، نه فقط ما بخداجان عالم ز غم دوری تو تا به لب استصورت خسته ز دنیا و دلِ ما بِنِگرناله هایش همه گوید فرج اندر طلب استبی تو ای جلوهی حق، حجت داور بخدادین و دستار مسلمان همه لهو و لعب استگر رسد دست به قاموس فلک خطّ عدم واژهی دوری و مهجوری مرا منتخب است دیده از بهر چه خواهم چو نبیند رخ یارپس نیازی نبود بی رخ او روز شب استطالبِ هر که شوم آخر دلدادگیامطلب وصل تو ای گل ز درِ لطف رب استهـر چه گل دیدهی نادیده بدیدم ز بهارنبضهرگل که گرفتم همگی مضطرب است#شعر_مناجات_امام_زمان_عج #سید_ذبیح_الله_شفیعی@hadithashk