پس از یک اربعین دوری که من در به درت گشتم کنون که آمدم، دور مزار اطهرت گشتمچهل منزل به تنهایی امیر…
انتشار: 2026/08/03 16:59 UTCدریافت: 2026/08/06 11:42 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 11:42 UTC
پس از یک اربعین دوری که من در به درت گشتم کنون که آمدم، دور مزار اطهرت گشتمچهل منزل به تنهایی امیر لشگرت گشتمهمین جا بود که خیلی به دنبال سرت گشتمپی یک بوسه حتی لابلای پیکرت گشتممن از پایین نی، محو شکاف حنجرت گشتمخبر داری چهل منزل عصای دخترت گشتمسخن سر بسته میگویم شبیه مادرت گشتمشبیه مادری که بود سر تا پای او نیلیشبیه مادرت من هم برادر خوردهام سیلی رسیده خواهرت از راه اما از جهانی سیرگمان دارم که نشناسی مرا کردم ز بس تغییرنبودم من اسیر کوفیان بودم به مثل شیراسیر زلف خاکی تو بودم نی غلو زنجیرببال ای یوسف بیسر که کردم شام را تسخیرامیر شام شد با خطبهام پیش همه تحقیرولی از شام تا اینجا به چشمم مانده یک تصویرکه دیدم دخترت را گوشهی ویرانه گشته پیرصدازد عمه شرمنده که من درد سرت هستمبه گریه گفت خواهر جان سکینه خواهرت هستمچهل روز و چهل شب من بلا پشت بلا دیدمخبر داری ز احوالم کجا رفتم چها دیدمبه فرق کودکان در شام سنگ بی هوا دیدمبه دور قافله رقص زنانِ بیحیا دیدمسر عباس را بر نیزه سرگرم دعا دیدمسر پاک تو را بازیچه زیر دست و پا دیدمندیده بودم امّا عاقبت بازار را دیدمخودم خلخال و معجر را به دست مستها دیدمچه غم گر چادرم بردن، که در نور شما بودممنم پرده نشینی که به جمع بردهها بودم#اربعین #حضرت_زینب_س #محمود_اسدی @hadithashk