تازگی گردآوری
تا حدی تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-14 09:31 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
🟨هر کسی ویرانهٔ خود راعمارت میکندما به تعمیر دل بی پا و سرویران شدیم@hadiisedeel
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 51 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
ما خود برای خود ناشناخته ایم
اسکلت عشق احترام ....
هیچ حاکمی قدرتمند تر از عرف وجود ندارد..
اولین و نزدیکترین همسفر آدمی خودش.....
بیچاره من که ساخته آب و آتشم ..
آفرینش همیشه در جریانه
اگر می خواهید ذهن کسی را بشناسید به حرف های او گوش دهید. اگر می خواهید قلب آنها را بشناسید عملکردشان را ببینید.
🌿🌾🌿⚠️دعای هیچ کس را کوچک مشماریداز ابوالحسن علیه السلام (امام کاظم یا امام رضا) نقل است که فرمود: دعای هیچ کس را کوچک نشمارید زیرا دعای یهودی و مسیحی در حق شما مستجاب می شود ولی دعایشان در حق خودشان مستجاب نمی شود.📚 الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج4؛ ص17 به سند صحیح.
قشنگترین دیالوگی که تا حالا شنیدم این بوده:«هیچ وقت کاری نکنیم آدمای ارزون، واسمون گرون تموم بشن!!!»همیقدر کوتاه و عمیق!|
كاش خدا از پلههاى آسماناش پايين مىآمدو دستى به سر و روی دلِ پُر غصهمان میكشيد.كاش دقايقى كنارمان مىنشستو تمام حسرتهاى ديروز و نگرانىهاى امروز و فردايمان رااز روى فكر آشفتهمان پاک میکرد.با صداى آرامى در گوشمان زمزمه میكرد كه:من هستم و كلبهى كوچكى از آرامش در گوشه قلب همهشما جاى دادهام كه چراغش هميشه روشن خواهد بود
امام صادق (ع) فرمود: خدای تعالی میفرمايد:" وَ أَنَّ إِلی رَبِّكَ الْمُنْتَهی"، پس بايد از اين كلام اين نتيجه را هم گرفت كه وقتی رشته بگومگوها به خدای تعالی كشيده شد، ديگر بايد دم فرو بست، و در آن وادی قدم نگذاشت اصول كافی، ج ۱، ص ۹۲،
و در خصال از امام صادق (ع) روايت آورده كه فرمود: انسان بعد از مردنش ديگر هيچ أجر و ثوابی دنبالش نمیآيد، مگر از چند راه: يكی اينكه در زندگيش صدقهای پايدار تاسيس كرده باشد كه تا روز قيامت ثواب آن عايد وی میشود. دوم صدقهای كه به صورت وقف در آورده باشد كه ديگر ورثهاش آن را به ارث نبرند. سوم سنت هدايتی كه باب كرده باشد و بعد از مرگش مردم به آن سنت عمل كنند و راه درست را بروند. و چهارم فرزند صالحی كه بعد از مردن خود او برای پدر استغفار كند [خصال، ج ۱، ص ۱۵۱، ح ۱۸۴.
لَيْسَ لَها مِنْ دُونِ اللَّـهِ كاشِفَةٌکسی جز خداوند، (سختیهای) آن را برطرف نمیکند.نجم - ۵۸
سقراط عقیده داشت که یک ندای الهی هدایتش می کند. و همین وجدان است که به او می گوید چه چیزی درست است. او می گفت هرکس بداند چه چیزی درست است درست عمل می کند. هرکس هم کار درست انجام بدهد انسان درستی می شود. به این علت عمل بد انجام می دهیم که بیشتر از این نمی دانیم. بنابراین ارتقای دانش خیلی مهم است. بر همین اساس سقراط سخت دنبال این بود که تعریف های واضح و ساده ای از حق و باطل پیدا کند. او بر خلاف سوفسطایی ها عقیده داشت تشخیص حق و باطل از عقل و شعور سرچشمه می گیرد نه از جامعه.سقراط عقیده داشت کسی که برخلاف اعتقاداتش عمل کند محال است خوشبخت بشود. و کسی که می داند چطور به خوشبختی می رسد در آن راه تلاش می کند. بنابراین هرکس بداند چه چیزی درست است درست عمل می کند. چون طبیعتا همه ی انسانها آرزوی خوشبختی دارند. #یوستین_گوردردنیای سوفی@hadiisedeel
انَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ ... خدا حائل هست بین انسان و قلبشانفال/٢٤@hadiisedeel
.جهانِ عشقطُرفه جهانی است.تا نیایی، نبینیچه دانی که خط و خال و زلف وابرو و چشمِ معشوقبا عاشقان چه می کند..♥️ عین القضات همدانی
✍🏻 بدان! تا هنگامی که مفهوم گفتار پیامبر را که می فرماید: «مؤمن #آیینهٔ مؤمن است» درک نکنی، نمی توانی بدانی که به صورت حق آفریده شده ای.📘انسان کامل، ص ۲۵۳
.خطاب به تمامی خستگان جهان باشد که اشک بعدی شما ،اشک شوق باشد.
جانم درد میڪند صدایت بزنم درمانش میڪنی ...؟
قدیمها توی قُم یک کارگر عرب داشتیم. که خیلی میفهمید. اسمش *جمال* بود. از خوزستان کوبیده بود و آمده بود تهران برای کارگری. اوّلها مَلات سیمان درست میکرد و میبرد وَردست اوستا تا دیوار مستراح و حمّام را عَلَم کنند. جَنَم داشت. بعد از چهار ماه شد همهکارهٔ کارگاه: حضور و غیاب کارگرها، کنترل انبار، سفارش خرید. همه چیز. قشنگ حرف میزد. دایرهٔ لغات وسیعی داشت. تُن صدایش هم خوب بود، شبیه آلِن دِلون. اما مهمّترین خاصیّتش همان بود که گفتم : خیلی قشنگ حرف میزد.یک بار کارگر مُقّنیِ قوچانیمان رفت توی یک چاه ششمتری که خودش کنده بود. بعد خاک آوار شد روی سرش. *جمال* هم پرید به رئیس کارگاه خبر داد.رئیس کارگاه رنگش شد مثل پنیر لیقوان. حتّی یادش رفت زنگ بزند آتشنشانی. *جمال*، موبایل رئیس کارگاه را از روی کمرش کشید و خودش زنگ زد. گفت که:«کارگرمان مانده زیر آوار.» خیلی خوب و خلاصه گفت. تَهِش هم گفت : «مُقنّّیمان دو تا دختر دارد.خودش هم شناسنامه ندارد.اگر بمیرد دست یتیمهایش به هیچ جا بند نیست.» بعد *جمال* رفت سر چاه تا کمک کند برای پسزدن خاکها. خاک که نبود!!! گِل رُس بود و برف یخزدهٔ چهار روز مانده. تا آتشنشانی برسد، رسیده بودند به سر مُقنّی. دقیقاً زیر چانهاش. هنوز زنده بود. اورژانسچی آمد. و یک ماسک اکسیژن زد روی دَکوپوزش. آتشنشانها گفتند؛چهار ساعت طول میکشد تا برسند به مچ پایش و بکشندش بیرون.؟!؟. چهار ساعت برای چاهی که مُقنّی دوساعته و یکنفره کنده بودش!؟!بعد هم شروع کردند. همهچیز فراهم بود: آتشنشان بود.پرستار بود.چایِ گرم بود.رئیسکارگاه هم بود. فقط امّید نبود. مُقنّی سردش بود و ناامّید. *جمال* رفت روی برفها کنارش خوابید، و شروع کرد خیلی قشنگ قشنگ آلِن دِلونی برایش حرف زد. حرف که نمیزد! لاکِردار داشت برایش نقّاشی میکرد. *جمال* میخواست آسمان ابریِ زمستانِ دم غروب را آفتابی کند و رنگش کند. او میخواست امّید بدهد. همه میدانستند خاک رُس و برف چهارروزه ، چقدر سرد است.؟. مخصوصاً اگر قرار باشد چهار ساعت لایِ آن باشی.!؟!. دو تا دختر فِسقِلی هم توی قوچان داشته باشی، بیشناسنامه. امّا *جمال* کارش را خوب بلد بود. *جمال* خوب میدانست که کلمات ، منبع لایتناهی انرژی و امّیدند، اگر درست مصرفشان کنند. *جمال* چهار ساعت تمام ماند کنار مّقنّی و ریزریز دنیای خاکستری و واقعیِ دوروبرش را برایش رنگ کرد : آبی ، سبز ، قرمز. *جمال* امّید را گاماس ، گاماس تزریق کرد زیر پوستش. چهار ساعت تمام.!؟!. مُقنّی زنده ماند. البتّه حتماً بیشتر هم بههمّت *جمال* زنده ماند.آدمها همه ، توی زندگی یک *جمال* میخواهند برای خودشان. زندگی از َازل تا به اَبد خاکستری بوده و هست. فقط این وسط یکی باید باشد که بهدروغ هم که شده ، رنگ بپاشد روی اینهمه اَبرِ خاکستری. رمز زنده ماندن زیر آوار زندگی فقط کلمات هستند وبس. کلمات را قبل از اِنقضاء، درست مصرف کنیم. *جمالِ* زندگیمان را پیدا کنیم.*جمال* زندگیِ دیگران باشیم.#فهيم_عطّار💚@hadiisedeel
سطح دغدغه ی هیچکس مسخره نیست؛ موضوع اینه که یا ما از اون سطح گذشتیم یا هنوز بهش نرسیدیم!
در كافی به سند خود از صفوان بن يحيی روايت كرده كه گفت: به ابی الحسن (ع) عرض كردم فرق ميان اراده خدا و اراده خلق چيست؟ فرمود: اراده خلق عبارت است از نيت ضمير و عملی كه بعد از آن انجام میدهد و اما اراده خدای تعالی عبارت است از احداث و ايجاد، نه غير آن، زيرا خدا فكر نمیكند و تصميم نمیگيرد، و اينگونه صفات از ساحت مقدس او دور است، آری اين صفات، صفات مخلوقات او است، پس اراده خدا همان فعل او است و لا غير، هر چه را اراده كند میگويد (موجود) باش پس (موجود) میشود، تازه همين گفتنش هم به زبان و لفظ و حتی به همت و تفكر نيست، و حتی نمیتوان گفت چگونه است، چون برای خدا چگونگی نيست [اصول كافی، ج ۱، ص ۱۰۹، ح ۳، ط بيروت
چطور قرآن كريم مصيبت را هم حسنه خوانده و آن را با حسنه" حسنيين" ناميده؟ در جواب میگوييم: از نظر دينی حسنه و مصيبت هر دو حسنهاند، چون اگر حسنه، حسنه است برای اين است كه پيروزی و غنيمت در دنيا و اجر عظيم در آخرت است و اگر مصيبت حسنه است آنهم برای اين است كه شكست خوردن و كشته شدن و هر رنج و محنت ديگری كه به انسان برسد مورد رضای خدا و باعث اجری ابدی و سرمدی است، پس هر دو حسنهاندتفسیر المیزان
وقت افطارو اذان استميان سفره لطفت ميان سجده سبزتميان ربناي دست پرمهرت اگر برخاطرت ردشد خيال مندعايم کنکه محتاج دعايم من@hadiisedeel
.گفتاری پيرامون جن (آنچه در باره جن در آيات قرآن آمده است)كلمه" جن" به معنای نوعی از مخلوقات خداست كه از حواس ما مستورند، و قرآن كريم وجود چنين موجوداتی را تصديق كرده، و در آن باره مطالبی بيان كرده:اول اينكه: اين نوع از مخلوقات قبل از نوع بشر خلق شدهاند.دوم اينكه: اين نوع مخلوق از جنس آتش خلق شدهاند، هم چنان كه نوع بشر از جنس خاك خلق شدهاند، و در اين باب فرموده:" وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ" [جان رای ما قبلا از آتشی سموم آفريده بوديم. سوره حجر، آيه ۲۷.سوم اينكه: اين نوع از مخلوقات مانند انسان زندگی و مرگ و قيامت دارند، و در اين باب فرموده:" أُولئِكَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ" [اينان كسانيند كه همان عذابهايی كه امتهای گذشته جنی و انسی رای منقرض كرده بود، برايشان حتمی شده. سوره احقاف، آيه ۱۸.و چهارم اينكه: اين نوع از جانداران مانند ساير جانداران نر و ماده و ازدواج و توالد و تكاثر دارند، و در اين باره فرموده:" وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ" [و اينكه مردانی از انس بودند كه به مردانی از جن پناه میبردند. سوره جن، آيه ۶.پنجم اينكه: اين نوع مانند نوع بشر دارای شعور و اراده است، و علاوه بر اين، كارهايی سريع و اعمالی شاقه را میتوانند انجام دهند، كه از نوع بشر ساخته نيست، هم چنان كه در آيات مربوطه به قصص سليمان (ع) و اينكه جن مسخر آن جناب بودند، و نيز در قصه شهر سبا آمده است.ششم اينكه: جن هم مانند انس مؤمن و كافر دارند، بعضی صالح و بعضی ديگر فاسدند، میخوانيم" " [من جن و انس رای خلق نكردم مگر برای اينكه مرا عبادت كنند. سوره ذاريات، آيه ۵۶ [گفتند ای قوم ما آگاه باشيد كه ما كتابی را شنيدهايم كه بعد از موسی نازل شده و كتابهای آسمانی قبل را تصديق دارد، كتابی است كه به سوی حق و به سوی طريق مستقيم هدايت میكند، ای قوم ما منادی خدا را اجابت كنيد. سوره احقاف، آيه ۳۱.]۹، و آيات ديگری كه به ساير خصوصيات جنيان اشاره میكند.از كلام خدای تعالی استفاده میشود كه ابليس از طايفه جن بوده، و دارای فرزندان و قبيلهای است، چون در قرآن میخوانيم:" كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ" [او از جن بود و در آخر از امر پروردگارش سرپيچی كرد. سوره كهف، آيه ۵۰.]
شخصی كه پیله پروانه را با بخار دهانش گرم کرد، تا آن پروانه زیبا سریعتر پر بگشاید، “نیکوس کازانتزاکیس” نویسنده کتاب معروف “زوربای یونانی” بود!و او این داستان غمناک را از روزگار کودکی خودش، چنین تعریف کرد. “چون خروج پروانه از پیله طول میکشد، پس تصمیم گرفتم به این فرآیند شتاب ببخشم. با حرارت دهانم پیله را گرم کردم، اما مدتی بعد از بیرون آمدن، پروانه که بالهایش هنوز بسته بود تاب نیاورد و مُرد. بلوغی صبورانه با یاری خورشید لازم بود، اما من انتظار کشیدن نمیدانستم.آن جنازه کوچک، تا به امروز یکی از سنگینترین بارها بر روی وجدانم بوده، اما باعث شد بفهمم که فقط یک گناه بزرگ در این دنیا وجود دارد، و آن فشار آوردن بر قوانین کیهان و طبیعت است. بردباری لازم است و صبر، و نیز انتظار کشیدن و با اعتماد راهی را دنبال کردن که کائنات برای زندگی هریک از ما برگزیده است. اگر صبر کردن ندانیم، هزینه سنگینی خواهیم پرداخت…
صاحب مجمع البيان فرموده است" تبذير" به معنای پاشيدن با اسراف است، و در واقع از بذر افشانی گرفته شده است، منتهی فرقی كه با آن دارد اين است كه افشاندن در آنجا به منظور استفاده است و در اسراف به منظور افساد، و به همين جهت در هر جا كه به منظور اصلاح باشد" تبذير" گفته نمیشود، هر چند كه زياد باشد [مجمع البيان، ج ۶، ص ۴۱۰.]
سهمِ ما از دنیااز خیام پرسیدند: حاصلِ این همه رفت و آمد چیست؟نگاهی به دستهای خالیاش کرد و گفت: هیچ!و چقدر این "هیچ"، سنگین است. تمامِ دویدنهای ما، تمامِ استرسها و شببیدار ماندنها، آخرش منتهی میشود به یک سکوتِ مطلق.کاش لااقل در این فاصله، کمی کمتر سخت میگرفتیم. دنیا نه با آمدنِ ما تکان خورد، نه با رفتنمان آوار میشود. آرام باش رفیق، تو فقط یک پلکزدن از تاریخِ کائناتی…