گفتم: «کجا با این عجله؟»در حالی که داشت بند کتونیهاش رو میبست، فقط یک لبخند زد و گفت: «قرار داریم…
انتشار: 2026/08/11 21:19 UTCدریافت: 2026/08/12 19:56 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 19:56 UTC
گفتم: «کجا با این عجله؟»در حالی که داشت بند کتونیهاش رو میبست، فقط یک لبخند زد و گفت: «قرار داریم با بچهها!»پرسیدم: «چه قراری؟»برگشت، نگاه کرد، هیچی نگفت و رفت!هفت ماهه که رفته!هفت ماهی که به اندازه هفت سال بود...#انقلاب_ملی_شیروخورشید Nima Bani @gurd_shah


