سلامی چو بوی خوش آشناییبدان مردمِ دیدهٔ روشناییدرودی چو نورِ دلِ پارسایانبدان شمعِ خلوتگه پارسایینم…
انتشار: 2026/08/05 05:37 UTCدریافت: 2026/08/08 08:26 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 08:26 UTC
سلامی چو بوی خوش آشناییبدان مردمِ دیدهٔ روشناییدرودی چو نورِ دلِ پارسایانبدان شمعِ خلوتگه پارسایینمیبینم از همدمان هیچ بر جایدلم خون شد از غصه، ساقی کجایی؟ز کوی مُغان رخ مگردان که آن جافروشند مفتاحِ مشکلگشاییعروس جهان گر چه در حد حُسن استز حد میبرد شیوهٔ بیوفاییدل خستهٔ من گرش همتی هستنخواهد ز سنگیندلان، مومیاییمِیِ صوفیافکن، کجا میفروشند؟که در تابم از دست زهدِ ریاییرفیقان چنان عهد صحبت شکستندکه گویی نبودهست خود، آشِناییمرا گر تو بگذاری, اِی نفس طامِع!بسی پادِشایی کنم در گداییبیاموزمت کیمیای سعادتز همصحبت بد، جدایی، جداییمکن حافظ از جورِ دوران، شکایتچه دانی تو ای بنده! کار خدایی؟#حضرت_حافظدرودبرشما دوستان عزیزومهربانروزتون خوش و بی نظیرصبح زیباتون بخیر و شادیروزگارتون بر وفق مراد🌺🍃🌴

