کانال نود آرت:https://t.me/+oSB24dkpvJ83YjY0
انتشار: 2026/07/22 12:53 UTC
کانال نود آرت:t.me/+oSB24dkpvJ83YjY0
پستهای تلگرام — Art Ashes
دوستان عزیز، میخواستم یه موضوع رو باهاتون در میون بذارم. گوشیای که باهاش کانالها و گروهها رو مدیریت میکنم خراب شده و متأسفانه فعلاً شرایط خرید گوشی جدید رو ندارم. و بدون گوشی واقعاً نمیتونم مثل قبل به کانالها و گروهها رسیدگی کنم و ممکنه فعالیتهام برای مدتی کمتر بشه.چون خیلی از شما سالهاست همراه این کانال و گروهها هستید، ترجیح دادم خودم این موضوع رو باهاتون در میون بذارم. اگر کسی تمایل و امکانش رو داره که برای تهیه گوشی جدید کمک کنه، حتی مبلغ کم هم میتونه برای من خیلی کمککننده باشه.شماره کارت:6037697596110319کمک کردن کاملاً اختیاریه و طبیعتاً شرایط همه رو درک میکنم. ممنونم از همراهی و محبتی که توی تمام این سالها به کانال و گروهها داشتید. 🤍
«باید پشت در خانۀ هر آدم راضی و خوشبختی، یکی با پتک بایستد و مدام با ضربههاش یادآوری کند که آدمهای بدبخت هم هستند و هر چهقدر هم آدم خوشبخت باشد، باز دیر یا زود زندگی آن رویش را هم نشانمان میدهد و فلاکت، بلا، درد و فقدان به سراغمان میآید.»آنتون چخوف
عجب سال نکبتباری! احساس میکنم گمشدهای در بیابانم، اما مطمئن باش سرور عزیز، که با این وجود شهامتم را حفظ کردهام، و همتی عظیم به کار گرفتهام که آرام باشم و دم برنیاورم. اما مغز بیچارهام کند و ناتوان شده است. تنها یک چیز نیاز دارم (و از آن محرومم)، و آن اندکی شوق و شور است! نامهٔ گوستاو فلوبر به ژرژ ساند@grayart
چه خیرخواه است مرگ، و همه در گریز از او چه دست و پایی میزنند! به دنبال نشانههای او، کنجکاوانه در هر چهرهای دقیق میشدم، بوسه هایش را در هر چینوچروک ایام پیری کشف میکردم. هر بار با چهرهای نو بر من عیان میشد. چه خوشایند بود رنگهایش! نگاهش چنان فریبنده و درخشان بود که قویترینها هم بهناچار تسلیمش میشدند. سپس نقاب از چهره میکشید و میرنده او را عریان میدید، میان تلألؤ الماسها، میان هزاران تراشهی نورانی!الفرد کوبین

