تا ماه شدی ، برکه شدم با تنِ تب دار آیینه شدم ، محو شدی تکه و تکرارباید بنشینم ، بنوازم ، بنوازی شه…
انتشار: 2026/08/26 20:29 UTCدریافت: 2026/08/26 20:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/26 20:30 UTC
تا ماه شدی ، برکه شدم با تنِ تب دار آیینه شدم ، محو شدی تکه و تکرارباید بنشینم ، بنوازم ، بنوازی شهناز شوی ، ناز شوم با نفسِ تارمن پنجره را پلک زدم تا تو بیاییشاید که دری باز شود در دل دیوارای دورترین بغضِ زمین، مرز نفس گیر نزدیک تر از من به خودم ...وعده ی دیدارغوغای غریبی ست میان من و این آه ما هر دو شکستیم در این حادثه بسیارباید بروم سمت غروبی که تو رفتی یک صبح به تو ختم نشد باز هم انگارمن روسری ام را به پَر باد سپردم افتاد به یادم گره بغض تو هر بارمحبوبِ من ای شعرِ غزل خیزِ دل انگیز ای دوست ترین دوست ترین دوست ترین یار#لیلا_محمودی