در ره عشقت ای صنم شيفتهی بلا منمچند مغايرت کنی با غمت آشنا منمپرده به روی بستهای زلف بهم شکستهای…
انتشار: 2026/08/23 19:21 UTCدریافت: 2026/08/23 19:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 19:55 UTC
در ره عشقت ای صنم شيفتهی بلا منمچند مغايرت کنی با غمت آشنا منمپرده به روی بستهای زلف بهم شکستهایاز همه خلق رستهای از همگان جُدا منمنور توئی تتق توئی ماه تُوئی افق توئیخوان مرا فُنُق توئی شاخهی هندوا منمشير توئی، شکر توئی، شاخه توئی، ثمر توئیشمس توئی، قمر توئی، ذرّه منم، هبا منمنخل توئی، رطب توئی، لُعبتِ نوشلب توئیخواجهی با ادب توئی، بندهی بیحيا منمکعبه توئی، صنم توئی، دير توئی، حرم توئیدلبر محترم توئی، عاشق بینوا منممن زيم تو نيم هم نی ز کم و ز بيش همچون بتو متصل شدم بیحد و انتها منمشاهد شوخ دلبرا گفت به سوی من بيارسته ز کِبر و از ريا مظهر کبريا منمطاهره خاکِ پای تو، مستٓ میِ لقای تومنتظر عطای تو، معترف خطا منم