" حوصله کردم "هرقدَر حوصله کردم نشوی چون دگرانرفتی و باز نشستی لب ِ بام دگرانچون کبوتر بِنِشستی به…
انتشار: 2026/08/16 14:51 UTCدریافت: 2026/08/16 15:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 15:35 UTC
" حوصله کردم "هرقدَر حوصله کردم نشوی چون دگرانرفتی و باز نشستی لب ِ بام دگرانچون کبوتر بِنِشستی به لبِ ِ بام دلممن نه صیاد شدم، تیر بگیرم به کمانآمدی خسته شدی خویش چو همسایه ی مانه تو را دام بگستردَمت آرَم به میانخوردی از دانه عشق و تو پریدی به هواگفتمت گوش نکردی؛ که در این خانه بمانمن نه اهل قفسم، نه که شکاری چون باز !نزنم سنگ به بالی، نه هویدا نه نهانای دریغا که نماندی و پریدی ز دلم بشِنو حال سپهرم، قصه ی سوته دلان!