🌾 گندم چینی در قیدار و اطرافدر گذشتهای نهچندان دور، در روستاهای اطراف قیدار، واژهها، ابزارها و ش…
انتشار: 2026/08/17 19:07 UTCدریافت: 2026/08/18 11:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 11:10 UTC
🌾 گندم چینی در قیدار و اطرافدر گذشتهای نهچندان دور، در روستاهای اطراف قیدار، واژهها، ابزارها و شیوههایی در میان مردم رواج داشت که امروز بسیاری از آنها کمکم به دست فراموشی سپرده شدهاند؛ یادگارهایی که هرکدام بخشی از زندگی، کار و فرهنگ نسلهای گذشته را در خود جای دادهاند.صبحهای زود، هنوز خورشید از افق سر برنیاورده بود و گاه پس از ادای نماز صبح، کشاورزان روستا راهی گندمزارها میشدند تا کار درو و چیدن گندم را آغاز کنند.شیوهٔ چیدن گندم نیز به شکل خاصی انجام میشد. کشاورز معمولاً کمی خم میشد و با دستی که «اوراقچا»، یعنی داس، در آن بود، مقداری از ساقههای گندم را بهآرامی به سمت دست مخالف هدایت میکرد. دست مخالف گندمها را میگرفت و نگه میداشت؛ سپس داس دوباره به عقب برمیگشت و از قسمت پایین ساقهها، نزدیک به ته گندم، برش دیگری انجام میداد. این کار پیوسته تکرار میشد تا مقدار مناسبی از گندم در دست جمع شود.برای درو کردن گندم از «اوراق» یا «اوراقچا»، همان داس، استفاده میکردند. در کنار آن، «بارماخ چالیق» نیز وسیلهای کاربردی بود؛ پوششی از جنس چرم که برای پنج انگشت دست جدا دوخته میشد و با نخ به هم وصل بود و انگشتها را در برابر خارهای گندمزار و بریدگی احتمالی داس محافظت میکرد. این انگشتپوش چرمی را در دست مخالفِ دستی که داس را در آن میگرفتند، میپوشیدند تا هنگام درو، دست و انگشتان آسیب نبینند.پس از چیدن گندم، به مقدار گندمی که گندمچین در یک دست جمع میکرد، «دَسته» میگفتند. چند «دسته» را کنار یکدیگر قرار میدادند که مجموع آنها «جَمِه» نام داشت. سپس چندین جَمِه را گرد هم آورده و با نخ به یکدیگر میبستند؛ این مجموعهٔ بزرگتر را «باغ» مینامیدند.برای تیز کردن داس نیز ابزارهایی ساده اما کاربردی وجود داشت. «یاغلو» از یک شاخ بریدهشدهٔ گاو ساخته میشد. درون شاخ روغن میریختند و در قسمت سر آن، مقداری پشم گوسفند قرار میدادند. پشم را به روغن آغشته میکردند و با استفاده از «یاغ داشی» سنگ مخصوص، داس را تیز و آمادهٔ کار میکردند.این واژهها و ابزارها، تنها نام چند وسیله یا اصطلاح قدیمی نیستند؛ هرکدام بخشی از شیوهٔ زندگی، کار و فرهنگ مردم روستاهای اطراف قیدار را در خود جای دادهاند. یادگارهایی از روزگاری که پیش از طلوع خورشید، کشاورزان راهی گندمزار میشدند و با داس و دست، خوشههای گندم را یکییکی درو میکردند؛ روزگاری که هر واژه و هر ابزار، داستانی از زندگی و زحمت مردمان این دیار را با خود به همراه داشت.ادامه دارد... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ📖 قیدارنامه؛ ثبت خاطرات برای نسل فردا@ghoshekandnews