شب بود و زلف یار... تو پیوند را ببین در کشتنم دو یار همانند را ببین !دارد نظر به غیر و دل از ما رب…
انتشار: 2026/08/05 06:22 UTCدریافت: 2026/08/07 17:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 17:50 UTC
شب بود و زلف یار... تو پیوند را ببین در کشتنم دو یار همانند را ببین !دارد نظر به غیر و دل از ما ربودهاستاین دزد حقّهباز هنرمند را ببین...گفتم: "چگونه عاشق خود میکنی مرا؟"خندد به من؛ جوابِ خوشایند را ببین...پندش دهم که: "چهره بپوشان برای غیر"از من گرفت رو... اثر پند را ببین!چای آورم که باز بماند دقایقی...لب باز میکند به سخن، قند را ببین!پرسد:" رقیب اگر بدهد زر، چه میکنی؟"_سر میدهم... سوال هدفمند را ببین...سر بسته گویمش: "طمعِ دیگران چه سود؟آنان که دل به زلف تو دادند را ببین..."عمری سکوت بر لب و آتش به سینه، آهاز ما گذشته، صبر دماوند را ببین...من میروم به اصل سخن: "دوست دارمت..."او میزند به حاشیه... ترفند را ببین...لبخند میزند که: "به دشنام دلخوشی؟"دشنام را رها کن و لبخند را ببین...بر لب، هزار شاعرِ مقتول را نگر...در مو، هزار صوفیِ در بند را ببین...در ابروان، پیمبریِ نوح را نگاه!در چشم، بیخداییِ فرزند را ببین!مژگان چو میلهها و اسیران در آن "دو چشم"زندانیانِ یاغیِ همبند را ببین...با صد کرشمه آمد و پهلوی من نشستدل را ربود و رفت، فرایند را ببینهشیار، از آن دو گفت و به مستی شکستشانبختِ مشابهِ دل و سوگند را ببینگفتم:" خدا مرا نگذارد بدون یار"جانم گرفت... کار خداوند را ببین!هنگام رفتن من و عید خلایق استدر طالعم حکایت اسفند را ببین...#سجاد_شهیدی@GhaZalkhaniI