در رثای علی ابن موسی الرضاعلیه آلاف التحیة و الثناءنفسهای آخر، عطش، روضهخوان شدکه لبهای تشنه، به…
انتشار: 2026/08/13 07:48 UTCدریافت: 2026/08/15 00:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:35 UTC
در رثای علی ابن موسی الرضاعلیه آلاف التحیة و الثناءنفسهای آخر، عطش، روضهخوان شدکه لبهای تشنه، به یادم بیایداباصلت! آبی بزن کوچهها راقرار است امشب، جوادم بیایدقرار است امشب، شود طوس، مشهدشود قبلهگاه غریبان، مزارماگر چه غریبی، شبیه حسینمولی خواهری نیست اینجا کنارمبه دِعبِل بگو: شعر کامل شد اکنون«و قبرٍ بطوس»ی که خواندم برایشبگو: این نفسهای آخر هم، اشکمروان است، از ابیات کرببلایشاز آن زهر بیرحم، پیچیدهام منبه خود، مثل زهرای پشت در، از دردشفابخش هر دردم، از بس که خواندمدر آن لحظهها، روضهی مادر از دردبلا نیست جز عافیت، عاشقان راتسلای دردم، نگاه طبیب استمن آن ناخدایم، که غرق خدایم«رضا»یم، رضایم، رضای حبیب استرئوفم، شهیدم، امامم، امیدممن آن شمس عشقم که بخشیدهام نورشود هر کسی، هر کجا، بیقرارمدلش را در آغوش میگیرم از دورشدم آسمان، تا کبوتر شوی تورسیدم که آهویی آزاد باشیبیاور غمت را، بیا زائر من!که مهمان صحن گهرشاد باشیاباصلت! آبی بزن کوچهها رابه یادِ سواری که با ذوالفقارشبیاید سحر، تا بگردند دورشخراسان و یاران چشم انتظارش#قاسم_صرافان@GhasemSarafan



