تازگی گردآوری
تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 03:05 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
کانال رسمی موسی غنینژاداقتصاددان
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 10 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-09 تا 2026-08-15 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
سخنی در باره توجیه ناموجهشیاد نامیدن علی شریعتی آنهم با شواهد و دلایل روشن، به جای پاسخگویی مستدل، هجمه گستردهای را از سوی طرفداران وی بر انگیخت که عمدتاً ناظر بر توجیه شیادی وی بود. برای این توجیه نه تنها به طور سبکسرانه به افلاتون و سقراط بلک به نیچه و حتی خالهای در زیدآبادمتوسل شدند تاثابت کنند کار او به رغم آن دلایل و شواهد شیادی نبوده است.البته در صدر این هجمه یک به اصطلاح فیلسوف روشنفکری دینی قرار داشت که در نوشتهای آکنده از خشم و هتاکیِ بی پرده، شهرت خود را از دباغی به خیاطی ارتقاء داده بود و باری دیگر بر قصد خود بر دوختن زبان آزادیخواهان تاکید میورزید. بگذریم از اینکه شریعتی فیلسوفان را پفیوزان تاریخ میدانست! به هر حال، این دستپاچگی و شتابزدگی در توجیه شیادی علی شریعتی را از سوی طرفداران وی چگونه میتوان توضیح داد؟به نظر میرسدپذیرفتن شیادی علی شریعتی برای کسانی که حداقل روزگاری طرفدار وی بودهاند آنچنان برای وجدانشان سنگین است که هرگز زیر بار آن نخواهند رفت، چراکه پذیرفتن چنین حقیقتی به این معنی است که همه یا بخشی از عمرعزیز خود را در دنیایی دروغین به هدر دادهاندو بازیچه مغالطههای یک شیاد بودهاند.
لنین با درهم آمیختن دو مفهوم سرمایهداری و امپریالیسم آشفتگی وابهام نظری بیسابقهای را به وجود آورد که نتیجه آن شر مطلق تلقی کردن کل دستاوردهای تمدن مدرن آزادیخواهانه غربی بود. به سخن دیگر، لنین یک مرحله از کارل مارکس فراتر رفت و مدعی شد که سرمایهداری در شکل جدید امپریالیستیاش دیگر صرفاًمنحصر به استثمار طبقه کارگر توسط طبقه سرمایهدار در کشورهای صنعتی غربی نیست بلکه زیر سلطه گرفتن و استثمار تمام دنیای غیر غربی از سوی غرب است. تئوری لنین را میتوان مادر همه انواع نظریههای ضد مدرنیته و غرب ستیزی دانست که بعداً به وجود آمدند.لنین با درهم آمیختن راست ودروغ تاریخی مغالطه مهیبی را شکل داد که تا به امروز دوام آورده است و آن اینکه سرمایهداری شر مطلق و منشاء همه بدبختیهای نوع بشر است.او جنگ میان ملتها به ویژه جنگ جهانی اول را جنگ میان قدرتهای امپریالیستی برای تقسیم جهان بین خودشان توصیف کرد که البته حقیقتی در آن نهفته است اما همه حقیقت نیست. قدرتهای بزرگ اروپای غربی طی جنگ جهانی اول که امپراتوری عثمانی را درهم شکستند آنرا به کشورهای تحت نفوذ خود طبق موافقتنامه سایس-پیکو تقسیم کردند. اما این کار هیچ ربطی به نظام سرمایهداری حاکم بر این کشورهای اروپای غربی ( فرانسه و بریتانیا) نداشت بلکه تصمیم سیاستمداران حاکم بر این کشورها بود. مغالطه لنین که هنوز میان روشنفکران چپگرا طرفدار فراوان دارد در یکی انگاشتن تصمیمگیران نظام سیاسی و نظام اقتصادی (سرمایهداری) در کشورهای غربی است. طبق این مغالطه یک ستاد مرکزی سرمایهداری جهانی وجود دارد که کل اقتصاد و سیاست جهانی را میچرخاند!
یکی از تبعات زیانبارمفهوم سرمایهداری فقدان تاکید لازم بر آزادی در آن است،چراکه سرمایهداری ممکن است انحصاری یا رقابتی باشد، حال آنکه مفهوم نظام بازار آزاد اینگونه سوء تفاهم ها را در خود ندارد. وقتی لنین کتاب امپریالیسم بالاترین مرحله سرمایهداری را می نوشت به زعم خود نظر به سرمایهداری انحصاری داشت وگرنه نظام بازار آزاد رقابتی را با هیچ منطقی نمیتوان به امپریالیسم مرتبط دانست. همانگونه که شومپیتر نشان داده است امپریالیسم میراث سیاسی دوران قدیم است وپدیدهای مدرن (نوآئین) نیست. صحنه جهانی از دوران باستان همیشه محل ظهور قدرت های سلطه طلب و امپراتوریهای جهانگشا بوده است. شکل متاخر امپریالیسم را میتوان ظهور استعمار در اروپای غربی از سده هفدهم میلادی به بعد دانست.سیاستهای استعماری پس از کشف قاره جدید (آمریکا) و البته پیشرفت و توسعه در کشتیرانی اقیانوسپیما پدیدار گردید. استعمار اروپایی از لحاظ اقتصادی با مرکانتیلیسم پیوند دارد یعنی نوعی سرمایهداری تجاریِ انحصاری مورد پشتیبانی قدرت سیاسی حاکم. نکته جالب توجه اینجاست که مکتب لیبرالیسم (آزادیخواهی نوآئین) در مخالفت و جدال با مرکانتیلیسم به وجود آمد. سیاستهای حمایتگرایانه، انحصاری و سلطهجویانه مرکانتیلیستی و استعماری نه تنها جایی در اندیشههای بنیانگذاران لیبرالیسم از جان لاک گرفته تا آدام اسمیت و دیوید هیوم نداردبلکه در تضاد با آنهاست.
🔸 چشمانداز ایران ۱۴۲۰ در گفتوگو با دکتر موسی غنینژاد🔹 ایران منابع طبیعی و سرمایه انسانی برای تبدیل شدن به قدرت اقتصادی منطقه را دارد؛ اما بیش از ۱۰ سال است که در چرخه رشد صفر و منفی در جا میزند.اگر قرار باشد ایران در ۱۵ سال آینده به کشوری شایسته ظرفیتهای خود تبدیل شود، از کجا باید شروع کرد؟مهمان گفتگو: دکتر موسی غنینژاد🎯 چشمانداز مطلوب شما از آینده ایران چیست؟ نظر خود را به بات تلگرام @iran1420bot ارسال کنید.00:00 مقدمه؛ آیندهای که باید از امروز بسازیم03:10 چرا قبل از هر چیز به چشمانداز نیاز داریم؟05:54 چشمانداز ایران ۱۴۲۰ از نگاه دکتر غنینژاد09:34 نسل z به دنبال چیست؟10:30 ریشه مشکلات ۵۰ سال اخیر چیست؟12:01 چگونه با منابع غنی به رشد منفی رسیدیم؟14:07 زندگی معمولی با خاص بودن ایران در تضاد است؟21:23 از مشروطه تا انقلاب ۵۷؛ چه بر سر حکومت قانون آمد؟24:06 غلبه احساس بر عقل در قانون اساسی ج ا26:01 بعد از ۴۷ سال، هنوز انقلابی بودن یعنی چه؟28:09 منافع ملی یا اهداف فراملی؛ کدام اولویت باشد؟35:15 سوئد، آمریکا یا ژاپن؟ کدام مدل بهتر است؟39:40 چگونه میتوان جهش اقتصادی داشت؟42:56 دهه ۴۰؛ از جهش اقتصادی تا شعار علیه عالیخانی46:10 هرچقدر آزادی بدهید، همان اندازه ثروت تولید میشود49:11 توسعه با وجود تحریمها شدنی است؟56:25 جمعبندی@choraz
به رغم اینکه اصطلاح سرمایهداری را مخالفان آن ابداع کردند اما این مفهوم به هر دلیلی مقبولیت عام یافت به طوریکه حتی سرسختترین نظریهپردازان لیبرال و مدافع نظام بازار رقابتی نیز از آن استفاده میکنند. مشکلی که اینجا پدید میآید تحتالشعاع قرار گرفتن مفهوم بازار آزاد در برابر مفهوم سرمایه است، به این معنی که گویی در اقتصاد مدرن یا سرمایهداری آنچه اهمیت درجه نخست دارد صرفاً سرمایه است و آزادی فرع بر قضیه است و اهمیت بنیادی ندارد. وانگهی، سرمایهداری ممکن است در واقع و در عمل از نوع انحصاری، مرکانتیلیستی و دولتی یا سوسیالیستی باشد که جملگی در تضاد با نظام اقتصاد بازار آزاد و لیبرالیسم است. در انقلابهای سوسیالیستی از سده نوزدهم میلادی تا به امروز آنچه در واقع تحقق یافت شکلگیری نوعی نظام سرمایهداری دولتی با رهبری انقلابیون سوسیالیست/کمونیست بود. البته انقلابیون چپگرا در نخستین گام مالکیت خصوصی بر وسایل تولید را لغو و آنرا دولتی میکردند و همراه با آن قیمتهای دستوری را جایگزین بازار آزاد میساختند؛ اما در هر صورت، ساختار سرمایهای نظام تولید (پسانداز/سرمایه) تداوم پیدا میکرد. به این ترتیب، آنچه در عمل تحت عنوان نظام سوسیالیستی تحقق مییافت نوعی سرمایهداری دولتی بسیار ناکاآمد و فاسد بود. به سخن دیگر، «سوسیالیسم واقعاً موجود» هر جا که برپا شد در واقع چیزی جز سرمایهداری پر و بال شکسته و محروم از نظام اطلاعرسانی حیاتی بازار آزاد نبود. وانگهی، باید توجه کرد که سر برآوردن انواع گرایشهای موسوم به «سرمایهداری رفاقتی» و «سرمایهداری سیاسی» در کشورهای اقتصادی پیشرفتهِ مبتنی بر دموکراسیهای لیبرال، در حقیقت، گویای انحراف از اصول آزادیخواهی (لیبرالیسم) و نظام بازار آزاد است. بنابراین، به نظر میرسد امروزه برای دوری جستن از افتادن در دام کژفهمیهای زیانبار بهتر است حتیالامکان به جای نظام سرمایهداری از نظام بازار آزاد استفاده شود.
از سوی دیگر انسانشناسان تاریخی بر این عقیدهاند که نخستین بازارها به صورت داد و ستد میان قبایل به وجود آمدهاند و نه در درون آنها. مضافاً اینکه مفهوم بازار متضمن مفهوم سرمایه نیست و مستقل از آن قابل تصور است. اما نکته مهم اینجاست که با پیدایش کشاورزی، شهرنشینی و تمدنها دو پدیده سرمایه و بازار بیش از پیش به هم گره خورده و در هم تنیده شدند. اعضای قبیله ماهیگیر برای اینکه تور ببافند باید ابتدا پسانداز کنند تا بتوانند معاش بافندگان تور را تامین نمایند. بنابراین، ابعاد و تعداد تورهای بافته شده (انباشت سرمایه) بستگی تام به میزان پسانداز یا امساک از مصرف آنی اولیه دارد. وانگهی با گسترش مبادلات بازاری پدیده پول شکل میگیرد، پدیدهای که امکان پساندازِ آسانتر و انباشت سرمایه بیشتر را فراهم میآورد. بعلاوه، توسعه بازارها موجب تقسیم کار گستردهتر و در نتیجه بازدهی تولید بالاتر میشود و این خود به پسانداز بیشتر و انباشت سرمایه فزونتر میانجامد. به این ترتیب دو پدیده بازار و سرمایه رفته رفته در هم تنیدهتر شده و موجب همافزایی میشوند. البته جریان سومی هم به این همافزایی کمک کرده و به آن شتاب بیشتری میدهد و آن چیزی نیست جز پیشرفتهای علمی و فنی و نوآوریهای اقتصادی ناشی از آن. به کار گرفتن چنین پیشرفتهایی در عرصه اقتصاد تکنولوژی را به وجود میآورد و به رشدهای اقتصادی بیسابقهای در تاریخ بشری میانجامد. بنابراین، اقتصاد مدرن سه ویژگی مهم و بهم پیوسته را درون خود دارد: بازار آزاد، سرمایه و تکنولوژی.
نسبت آزادیخواهی با مفهوم سرمایهداری اغلب منشاء کژفهمیهای بسیار و زیانباری بوده است. مخالفان لیبرالیسم وجه اقتصادی این فلسفه آزادیخواهانه را که ویژگی بارز آن بازار آزاد رقابتی است عامدانه سرمایهداری نامیدند تا به زعم خود بدیل آن یعنی سوسیالیسم را در مقابل آن تعریف کنند. اما همچنانکه خواهیم دید سوسیالیسم بدیل سرمایهداری نیست بلکه خود نوعی از سرمایهداری البته از جنس بسیار ناکارآمد و فاسد است. برای روشن شدن این موضوع لازم است ابتدا دو مفهوم کاملاً متفاوت بازار و سرمایه مورد بررسی قرار گیرد. سرمایه از لحاظ تاریخی مفهومی بسیار قدیمیتر از بازار است و به نخستین انسانهای ابزار ساز بر میگردد. سرمایه به زبان امروزی عبارت است از روش غیر مستقیم تولید به منظور افزایش کارآیی آن. خیش یا گاوآهن در کشاورزی، تور ماهیگیری و یا اسلحه شکار مانند تیر و کمان جملگی مصداقهای سرمایه مادی برای تولیدند. این سرمایهها به طور تاریخی و منطقی در اشکال اولیه خود مقدم بر پدیده بازار بوده و مستقل از آن قابل تصورند. اعضای یک قبیله با همکاری هم میتوانند این سرمایهها را ایجاد کنند بدون اینکه هیچ بازار یا روابط بازاری در درون قبیله شکل گرفته باشد.
آزادیخواهی چیست؟ ادامه (۳)
🔻غنینژاد: هرجا چپها سکاندار بودند فاجعه به بار آمد، آنها بیآبرو شدهاند | دخانچی: چپ نو، تکرارِ مارکسیسم نیست◻️موسی غنینژاد، اقتصاددان و میلاد دخانچی، پژوهشگر مطالعات فرهنگی در یک مناظره صریح و داغ در «اقتصادنیوز»، اندیشههای یکدیگر را به نقد کشیدند.موسی غنی نژاد: 🔹چپها بیآبرو شدند برای اینکه بیمبنا صحبت کردهاند.🔹اسلام را ابزار سیاسی نکنید. اسلامِ سیاسی یعنی چه؟ کجای اسلام، سیاسی است؟ چرا از دین هزینه میکنید؟ از خودتان هزینه کنید.🔹دکتر شریعتی هیچ دانش اسلامی نداشت. شریعتی نمیداند مارکسیسم چیست. به نظر من او از نظر فکری، شیاد است.🔹من راست نیستم و اصلاً با تفکر راست زاویه دارم؛ من لیبرال هستم و از لیبرالیسم و آزادیخواهی دفاع میکنم.🔹چپها، لیبرالها را توجیهکننده وضع موجود میدانند؛ در حالی که لیبرالها بزرگترین منتقدین وضع موجودند🔹 مشکل ایران نبودن آزادی است. ما در اقتصاد، فرهنگ، سیاست و اجتماع، آزادی نداریم. به حقوق فردی احترام نمیگذاریم.میلاد دخانچی: 🔹به دلیل بدنامی چپها، مجبور شدیم آرامآرام از آن فاصله بگیریم. جالب است که بگویم در بسیاری از محافل همچنان ما را چپی مینامند.🔹چپ فحش و ناسزا شده است. من طرفدار مارکس نیستم؛ ولی طرفدار علوم انسانی و مروج علوم انسانی هستم. 🔹شریعتی در برندینگ قوچانی – غنینژاد قرار گرفت و غلط معرفی شد. شریعتی در ایجاد دولت-ملت ایرانی، مشارکت عمدهای داشت.🔹مسئله ما در ایران حضور یک لویاتان اختاپوسی است که دستش را در همه حوزهها برده است.🔹یک نهاد امنیتی گفت میزان اقبال مردم به جمهوری اسلامی کم شده و شما مقصر هستید.⬅️مشروح مناظره در سایت اقتصادنیوز⬅️ فیلم کامل مناظره در کانال یوتیوب اقتصادنیوز⬅️ این تیزر را از دست ندهیدبله | وبسایت | اینستاگرام@EghtesadNews_com