بانوی من!دلم میخواست در عصر دیگری دوستت میداشتمدر عصری مهربانتر و شاعرانهترعصریکه عطر کتابعطر یاسو عطر آزادی را بیشتر حس میکرد.دلم میخواست دلبرم بودیدر روزگار شارل آیزنهاورژولیت گریکو پلالوارپابلو نروداچاپلینسید درویش و نجیب الریحانی.دلم میخواست شبی با تو در فلورانس شام میخوردمآنجا که تندیسهای میکل آنژ هنوز هم نان و شراب را با جهانگردان قسمت میکنند.دلم میخواست تو را در عصر شمع دوست میداشتمدر عصر هیزم و بادبزنهای اسپانیاییو نامههای نوشته شده با پرو پیراهنهای تافتهی رنگارنگنه در عصر دیسکوماشینهای فراریو شلوارهای جین.دلم میخواست تو را در عصر دیگری میدیدمعصری که در آن گنجشکان، پلیکانها و پریان دریایی حاکم بودندعصری که از آنِ نقاشان بوداز آنِ موسیقیدانهاعاشقان، شاعران، کودکان و دیوانگان.دلم میخواست تو با من بودی در عصری که بر گل و شعر و بوریا و زن ستم نبودولی افسوسما دیر رسیدیمما گل عشق را جستجو میکنیمدر عصری که با عشق بیگانه است!#نزار_قبانی✦ @foroogh_shamloo ✦