هشت روز تا آغاز فصل جدید رقابتهای لیگ برتر انگلستان باقی ماندهاست. به همین مناسبت، یادی کنیم از ن…
انتشار: 2026/08/14 14:16 UTCدریافت: 2026/08/16 06:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 06:20 UTC
هشت روز تا آغاز فصل جدید رقابتهای لیگ برتر انگلستان باقی ماندهاست. به همین مناسبت، یادی کنیم از نیکی بات؛ شمارهٔ ۸ پیشین منچستریونایتد و عضوی از «کلاس ۹۲» مشهور. شاید او که در کنار دیوید بکام، رایان گیگز، گری نویل، فیل نویل و پل اسکولز بزرگ شد و به بزرگی…هفت روز تا آغاز فصل جدید لیگ برتر انگلستان باقی ماندهاست. به همین مناسبت، از شمارهٔ ۷ای یاد کنیم که از انگلستان برخاست و هممیهناناش را از زیباییاش بینصیب نگذاشت؛ لیکن جادوی زیر پاهایش برای قهرمانی در لیگ برتر انگلستان آن روزها کافی نبود. رابی فاولر؟ نه؛ او یک سال پیراهن شماره ۷ را پوشید، اما آن منچسترسیتی، لیگ را در رتبهٔ پانزدهم به پایان رساند. فرناندو تورس؟ نه! او شماره ۹ را میپوشید. لوئیس سوارز؟ ویژگیهای مد نظر ما را دارد، اما باز هم برخاسته از انگلستان نیست. استیون جرارد؟ نه، هرگز از شماره ۸ پایینتر نیامد. خب، ژابی آلونسو هم نیست! همچنان میتوان حدسهای دیگری زد؛ اما اگر به ویژگی مشترک همهٔ ناکامماندهها بنگریم، یک باشگاه پررنگ میشود: لیورپول.او عضوی از جمع اسپایس بویز (Spice Boys) نیز بود؛ عنوانی که رسانههای زرد آن روزها با قصد تمسخر سبک زندگی تجملی ستارههای لیورپول و با الهام از گروه موسیقی اسپایس گرلز به آنها داده بودند. این لقب هنگامی به آنها مانند خالکوبیای پاکنشدنی چسبید که لیورپول پیش از رویارویی با منچستریونایتد، با کت و شلوارهای سفید بدنام و کرمرنگ آرمانی به ومبلی وارد شد. لیورپولیها از آن بازی را با گل دقیقه ۸۵ اریک کانتونا، ۱ بر ۰ مغلوب خارج شدند. در پی آن، این کت و شلوارها به نمادی از تکبر و کمکاری تبدیل شدند که بیرحمانه منش ستارگان آن روزهای لیورپول را زیر چوب قضاوت میبرد.در دفاع از آنان باید اذعان داشت که فرهنگ اطراف باشگاه تنها چند سال از بردن عناوین لیگ داخلی فاصله داشت و وزن انتظارها بر شانههای گروهی جوان از بازیکنان سنگینی میکرد که پولی بیش از آنچه میدانستند با آن چه کنند، در اختیار داشتند و ظاهر و استعدادی که بتوانند از چنین ویژگیهایی بهره ببرند.و اما زیبایی فوتبال هرگز محدود به جام نبودهاست. گاه با شکستها بیشتر عاشق تیم شدهای و گاه «اگر در دیدهٔ مجنون نشینی، به غیر از خوبی لیلی نبینی». استیو مکمنمن از آنهایی بود که پشت صفحهٔ مستطیلی تلویزیون، مبهوت وجاهتش میشدند. در عصری از وظایف تعریفشده و تاکتیکهای خشک و سخت، یک وینگر خلاق با ترکیبی نادر از سرعت و تعادل آمد تا از قابها بیرون بزند. پاهای بلند و کشیدهاش در واقع مزیت بزرگی محسوب میشدند؛ چراکه زودتر از بقیه به توپهای سرگردان میرسید. استیو از فاصلهای دور با دقت و ضربی شوت میزد که تضاد عجیب مهارتها و قابلیتهایش را به نمایش میگذاشت. گاهی زمانی که همه فکر میکردند قرار است موشکی به درون دروازه رهانیده شود، ناگهان با پاسی ظریف توپ را به مهاجم میانی میرساند و خود داخل محوطهٔ جریمه میدوید تا با لمس توپ نرم یا چیپی لطیف کار را تمام کند. صحنهٔ مندرج، از سال ۱۹۹۷ و لحظهای است که مکمنمن به زیبایی تمام، گل پیروزیبخش تیمش در ورزشگاه هایبری را به ثمر رساند. در نهایت جالب است بدانید که مکمنمن با پیراهن شمارهٔ ۱۷ (نایجل کلو در آن دوره، شمارهٔ ۷ لیورپول را در اختیار داشت) در فینال جام اتحادیهٔ ۱۹۹۵ مقابل بولتون واندررز، بریس ثبت کرده که یکی از تنها دو جام او در پیراهن قرمزها را به ارمغان آوردهاست.«Soshiyant Nr»@foot_twitteهفت روز تا آغاز فصل جدید لیگ برتر انگلستان باقی ماندهاست. به همین مناسبت، از شمارهٔ ۷ای یاد کنیم که از انگلستان برخاست و هممیهناناش را از زیباییاش بینصیب نگذاشت؛ لیکن جادوی زیر پاهایش برای قهرمانی در لیگ برتر انگلستان آن روزها کافی نبود. رابی فاولر؟ نه؛ او یک سال پیراهن شماره ۷ را پوشید، اما آن منچسترسیتی، لیگ را در رتبهٔ پانزدهم به پایان رساند. فرناندو تورس؟ نه! او شماره ۹ را میپوشید. لوئیس سوارز؟ ویژگیهای مد نظر ما را دارد، اما باز هم برخاسته از انگلستان نیست. استیون جرارد؟ نه، هرگز از شماره ۸ پایینتر نیامد. خب، ژابی آلونسو هم نیست! همچنان میتوان حدسهای دیگری زد؛ اما اگر به ویژگی مشترک همهٔ ناکامماندهها بنگریم، یک باشگاه پررنگ میشود: لیورپول.او عضوی از جمع اسپایس بویز (Spice Boys) نیز بود؛ عنوانی که رسانههای زرد آن روزها با قصد تمسخر سبک زندگی تجملی ستارههای لیورپول و با الهام از گروه موسیقی اسپایس گرلز به آنها داده بودند. این لقب هنگامی به آنها مانند خالکوبیای پاکنشدنی چسبید که لیورپول پیش از رویارویی با منچستریونایتد، با کت و شلوارهای سفید بدنام و کرمرنگ آرمانی به ومبلی وارد شد. لیورپولیها از آن بازی را با گل دقیقه ۸۵ اریک کانتونا، ۱ بر ۰ مغلوب خارج شدند. در پی آن، این کت و شلوارها به نمادی از تکبر و کمکاری تبدیل شدند که بیرحمانه منش ستارگان آن روزهای لیورپول را زیر چوب قضاوت میبرد.در دفاع از آنان باید اذعان داشت که فرهنگ اطراف باشگاه تنها چند سال از بردن عناوین لیگ داخلی فاصله داشت و وزن انتظارها بر شانههای گروهی جوان از بازیکنان سنگینی میکرد که پولی بیش از آنچه میدانستند با آن چه کنند، در اختیار داشتند و ظاهر و استعدادی که بتوانند از چنین ویژگیهایی بهره ببرند.و اما زیبایی فوتبال هرگز محدود به جام نبودهاست. گاه با شکستها بیشتر عاشق تیم شدهای و گاه «اگر در دیدهٔ مجنون نشینی، به غیر از خوبی لیلی نبینی». استیو مکمنمن از آنهایی بود که پشت صفحهٔ مستطیلی تلویزیون، مبهوت وجاهتش میشدند. در عصری از وظایف تعریفشده و تاکتیکهای خشک و سخت، یک وینگر خلاق با ترکیبی نادر از سرعت و تعادل آمد تا از قابها بیرون بزند. پاهای بلند و کشیدهاش در واقع مزیت بزرگی محسوب میشدند؛ چراکه زودتر از بقیه به توپهای سرگردان میرسید. استیو از فاصلهای دور با دقت و ضربی شوت میزد که تضاد عجیب مهارتها و قابلیتهایش را به نمایش میگذاشت. گاهی زمانی که همه فکر میکردند قرار است موشکی به درون دروازه رهانیده شود، ناگهان با پاسی ظریف توپ را به مهاجم میانی میرساند و خود داخل محوطهٔ جریمه میدوید تا با لمس توپ نرم یا چیپی لطیف کار را تمام کند. صحنهٔ مندرج، از سال ۱۹۹۷ و لحظهای است که مکمنمن به زیبایی تمام، گل پیروزیبخش تیمش در ورزشگاه هایبری را به ثمر رساند. در نهایت جالب است بدانید که مکمنمن با پیراهن شمارهٔ ۱۷ (نایجل کلو در آن دوره، شمارهٔ ۷ لیورپول را در اختیار داشت) در فینال جام اتحادیهٔ ۱۹۹۵ مقابل بولتون واندررز، بریس ثبت کرده که یکی از تنها دو جام او در پیراهن قرمزها را به ارمغان آوردهاست.«Soshiyant Nr»@foot_twitte
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- BistodoTweet | بیست و دو ⚽ · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۳ مرداد ۱۴۰۵، ۱۳:۴۵
- فوت توییت ⚽️ · تطابق دقیق — ۲۵ مرداد ۱۴۰۵، ۶:۲۰
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند



