⏱ 📣 سخنان کامل منادی بر فراز دمشق 🔰دکتر ابو علی شیبانی 🕰 #امشب دوشنبه ۱۴۰۵/۰۵/۱۹ --- 2026/08/10 💠 #…
انتشار: 2026/08/10 19:34 UTCدریافت: 2026/08/11 12:31 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 12:31 UTC
⏱ 📣 سخنان کامل منادی بر فراز دمشق 🔰دکتر ابو علی شیبانی 🕰 #امشب دوشنبه ۱۴۰۵/۰۵/۱۹ --- 2026/08/10 💠 #برنامه_دروبالرجاء 📡#شبکه_ماهوارهای_عراقالمستقبل 🤷♂ متفاوت از تمام آنچه تاکنون دیدهاید... 👌🏻 ❇️🌤❇️ خدام الامام الحجة روحي فداه @fjir_sidkخب این شخص برود برای این خانه خراب شده پول بیاورد و به او پول بدهد در حالی که مادهشتر را از نر تشخیص نمیدهد، فقط بگذارد در بغلش و جیبش را پر کند، و بخیل هم باشد! اگر پیش او رفتی و گفتی... او اصلاً نمیفهمد که اینها اموال تو نیست و نباید آنها را بدهی، این یک فاجعه است! حالا اگر بدهی هم باز جای بحث دارد، اما آیا اینها ارزشش را دارند که ما دین و آخرتمان را برای مرگشان تباه کنیم؟باشد، اصلاً فرض کنید من نمیفهمم برادران؛ آیه را بخوانید: «وما يؤمن اكثرهم بالله الا وهم مشركون» (و بیشترشان به خدا ایمان نمیآورند مگر اینکه مشرکند). مگر نه؟ این چیست؟ این نیاز به توضیح دارد؟ نیاز دارد به اینکه این مردم هیچ ارتباطی با امام ندارند؟ سر تو کلاه میگذارند، به لبنان میرود که هوا سرد است و به تو میگوید به خدا او با امام دیدار میکرد! با او دیدار نمیکند مگر در سرداب! باور میکنید امام با کسی در سرداب دیدار کند؟ چرا در سرداب دیدار کند؟ چرا ابوعلی اگر سرداب ندارد چطور با امام دیدار کند؟ برود برای خودش قبری بکند و در آن بنشیند تا امام بیاید؟به شما دروغ میگویند چون در سرداب اجازه نمیدهند کسی وارد شود، چون ما مضحکه هستیم، ما دجال و دروغگو هستیم! اینها همان کسانی هستند که عبدالحلیم الغزی آبروی آنها را رفت و رسوایشان کرد. شبیه امام میشوند؟ کدام امام که اینها شبیه او شوند؟ خب اینها اگر امام را ببینند، مگر برایش ۳۱۳ نفر آماده کردهاند؟ بیرون آمدیم و به آنها گفتند: به چشم امام نگاه کنید، بیا ببین ما برای تو ۳۱۳ نفر آماده کردهایم! در حالی که از ۱۴۰۰ سال پیش تا کنون حتی یک مؤمن واقعی هم نساختهاند!اینها در ایران... ببینید من درباره سید مجتبی به عنوان یک رهبر سخن گفتهام و کاری به دین او ندارم، دین او مربوط به خودش است و او آزاد است، اما من به او به عنوان یک رهبر باور دارم، هرگز! هرگز! به من نگفتهاند... استاد و آموزگار من میگوید هیچ روحانی و عالم دینی وجود ندارد که پشت سرش راه بیفتی، هرگز! تو امام را داری، پس چرا؟ من دستم را به سوی امام دراز میکنم و او مرا پس نمیزند، اما بگذار این شخص تمام شب و روز دستش را دراز کند، امام دستش را رد میکند و به او چیزی نمیدهد چون مال حرام خورده است، اموال امام را خورده است. اما من هیچ مال حرامی از امام نخوردهام، این خود امام است که به من میدهد. به خدا قسم هر وقت کارم گره میخورد از او میخواهم، دو کلمه با او حرف میزنم و از دو کلمه هم بیشتر نمیکنم.به او میگویم: مگر نمیگویی دنیا را نمیخواهی؟ من شرک نمیورزم و جز تو کسی را ندارم، حتی اگر سراغ دیگری بروم به من چیزی نمیدهد. به من میگویی چیزی ندارم؟ خدا به تو سلامتی بدهد. حکایت عبود غفله به خاطر امام علی بود؛ گفت: خدایا، الهی، به حق علی من چیزی ندارم. قبل از اینکه بیرون برود حاجتش را گرفت و رفت، چون شرک نورزید. خب، در زمان او مرجعی نبود که عبود غفله در خانهاش را نزده باشد؟ اما چون به این درجه رسید که درخواست از غیر، شرک است. درخواست از غیر امام مهدی شرک است. وقتی میخواهی بخواهی، از کسی بخواه که به تو عطا میکند، تو را عزیز میدارد و گرامی میدارد؛ چه به تو بدهد و چه ندهد. اگر به تو نداد به دلیلی است و او به مصلحت تو داناتر است، اگر ندهد به سببی است و او داناتر است، و اگر به اندازه خواستهات داد باز هم مصلحت تو را کاملاً میداند. خب، آن کسی که مرا بیمار کرد، «وإذا مرضت فهو يشفين» (و چون بیمار شوم او مرا شفا میدهد) و «وهو يطعمني ويسقين» (و اوست که مرا غذا میدهد و سیراب میکند) و سپس هدایتم میکند، نه فقط این، بلکه اگر توکلم را بر او قرار دادم؛ «انی تارک فيكم الثقلين كتاب الله وعترتي اهل بيتي». خب، اکنون مشرک کیست؟ مشرک کسی است که پروردگاری غیر از امام مهدی اتخاذ کند. آن یکی مرجع با توست، فلان کس پشت سرش راه میافتد، فلان کس پشت سر دیگری راه میافتد. حتی وقتی محمدصادق صدر (رضوان الله علیه) این مرد بزرگ را دیدم، از مولایم امام مهدی پرسیدم، گفت: از او اطاعت کن. به او گفتم: موضوع چیست؟ گفت: این شخص آمده تا به مردم درس ولایت، اخلاق و توحید بدهد، و این منبر به کسی نیاز دارد که به صاحبش ایمان داشته باشد و تجاوز و تعدی نکند. این منبر بعد از شهادت علی بن ابیطالب، جز برای محمدصادق نبوده و بعد از این هم کشته خواهد شد، و این مرد در برابر یک حکومت ستمگر و ظالم به حق دعوت میکند و تو باید با کلمه، با تفنگ و با هر آنچه میفهمی او را یاری کنی و تنها رهایش نسازی. گفتم: خب، این هم کلامی درباره زمان حجه و امام. روز بعد به کربلا رفتم، در حالی که محکوم به اعدام بودم. امام را در حرم امام حسین دیدم و به او سلام کردم.
