⏱ 📣 سخنان کامل منادی بر فراز دمشق 🔰دکتر ابو علی شیبانی 🕰 #امشب یکشنبه ۱۴۰۵/۰۵/۱۸ --- 2026/08/09 💠 #…
انتشار: 2026/08/09 19:17 UTCدریافت: 2026/08/10 14:09 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 14:09 UTC
⏱ 📣 سخنان کامل منادی بر فراز دمشق 🔰دکتر ابو علی شیبانی 🕰 #امشب یکشنبه ۱۴۰۵/۰۵/۱۸ --- 2026/08/09 💠 #برنامه_دروبالرجاء 📡#شبکه_ماهوارهای_عراقالمستقبل 🤷♂ متفاوت از تمام آنچه تاکنون دیدهاید... 👌🏻 ❇️🌤❇️ خدام الامام الحجة روحي فداه @fjir_sidkبه مؤمنان بگو آیا شما را بس نیست که پروردگارتان شما را با ۳۰۰۰ فرشته فرستاده شده یاری کند؟ بلکه اگر صبر کنید و پروا پیشه سازید، با ۵۰۰۰ فرشته شما را یاری میکند. ۳۰۰۰ و ۵۰۰۰ میشود ۸۰۰۰ فرشته! ۸۰۰۰ فرشته برای چند نفر؟ برای ۷۰۰ نفر که با محمد (ص) میجنگند؟ یا برای ۱۰۰۰ نفر؟ این عدالت خداست؟ مگر خدا عادل نیست؟ ۸۰۰۰ در برابر ۱۰۰۰ نفر؟ تازه اینها مؤمنانی هستند که علی بن ابیطالب — که بمب اتمی است — و حمزه — که کسی حریفش نیست — و عبیده و خود محمد در میانشان هستند! این تاریخ است. ۳۰۰۰ و ۵۰۰۰ میشود ۸۰۰۰. خب ۸۰۰۰ در برابر ۱۰۰۰ نفر؟ ما قرآن را نخواندیم که بگوییم قریش چقدر جمعیت جمع کرده بود؟ گفته میشود قریش ۵۰۰ هزار یا یک میلیون نفر جمع کرده بود. حالا یکی میگوید چطور؟ به فرمانده حبشه نگاه کنید؛ ابرهه حبشی وقتی آمد یک میلیون نفر داشت، ذوالقرنین یک میلیون نفر داشت. این قریش برای رسول خدا بیش از ۵۰۰ هزار جنگجو جمع کرد، برای همین ۳۰۰۰ و ۵۰۰۰ فرشته نازل شد، چون ۳۰۰۰ فرشته در برابر ۵۰۰ هزار نفر به چشم نمیآمد. بعد یکی پیدا میشود میگوید ۷۰۰ هزار نفر بودند و رسول خدا ۳۱۳ نفر داشت! و آنها ۱۰۰۰ نفر بودند. این ۱۰۰۰ نفر در برابر علی بن ابیطالب مثل آدامس میشوند! در برابر حمزه مثل آدامس میشوند! اگر قضیه اینقدر وحشتناک بود، خب حسین چه داشت؟ میگویند تمام فرشتگان و جبرئیل نزد حسین آمدند، اما حسین به آنها گفت من نیازی به شما ندارم، خودم از پس اینها برمیآیم، اینها جلوی من چیزی نیستند. چرا از لشکرهای رومی کمک خواستند که آخرین لشکر ۴۰ هزار نفر از طرف صلاحالدین بود؟ پس ای برادران، ما نمیخوانیم، ما چهارپا هستیم! خب، قرآن را میخوانی که میگوید ناخوشایندترین صداها صدای خران است. آمدند نزد علی بن ابیطالب و گفتند ای ابالحسن، خدا خر را آفریده، اگر خودش آفریده چرا میگوید ناخوشایندترین؟ حتی درباره خوک نگفته نجس است یا درباره سگ نگفته نجس است، میگوید بر شما حرام شده چون خودش آفریده، ولی زیانهایی دارد که بر شما اثر میگذارد، اما منافعی هم دارد مثل شراب که منافعش کم و زیانهایش زیاد است. به او گفتند ای ابالحسن، آیا خدا خر را آفریده یا نه؟ چرا میگوید ناخوشایندترین صداها صدای خران است؟ به آنها گفت عموجان، منظور خدا خر نیست! منظور فلانی و فلانی بودند که صدایشان را بالای صدای پیامبر بلند میکردند. درستش کرد و نشان داد منظور آن دو نفر بودند؛ نامشان فلانی و فلانی بود، سبحانالله آنها را به خر تشبیه کردند! آیه را برایتان میخوانم ای برادران و به موضوع خودم برمیگردم: ای پسرکم، نماز را برپا دار و به معروف امر کن و از منکر نهی نما و بر آنچه به تو میرسد شکیبایی کن که این از کارهای مهم است (سوره لقمان). و روی خود را از مردم برنگردان و در زمین با تکبر راه نرو که خدا هیچ متکبر خودستایی را دوست ندارد. اگر خدا بخواهد به در بگوید تا دیوار بشنود!این مثل [قرآن] است: «خدا هیچ متکبر خودستایی را دوست ندارد. و در راه رفتنت میانه رو باش و از صدای خود بکاه، چرا که ناخوشایندترین صداها صدای خران است». صدای خران... چرا نگفت صدای خر؟ گفت خران! یعنی دو تا خر بودند که صدایشان را بالای صدای پیامبر بلند میکردند و داد میزدند؟ نه اینکه «ای کسانی که ایمان آوردهاید، صدای خود را بالای صدای پیامبر بلند نکنید»؟ اینها مؤمن نبودند. برایشان واژه «خر» گذاشت؛ آیا نامشان نوشته شده بود؟ نه، چطور؟ «و از صدای خود بکاه ای فلانی و تو ای فلانی، چرا که ناخوشایندترین صداها صدای خران است». یعنی این هر دو خر بودند، و به خدا سوگند خر از آنها شریفتر است! این موضوع ۸۰۰۰ جنگجو در برابر ۱۰، این عدالت الهی نیست. درست نیست قریش بگوید بزرگانتان از قریش به مبارزه ما بیایند؟ فلانی و فلانی و فلانی بیرون آمدند، به آنها گفتند نه، اینها قریش نیستند، اینها همتا و کفو ما نیستند، ما میخواهیم بزرگان شما را بکشیم، میخواهیم عزیزان شما را بکشیم، میخواهیم جگر پیامبر را بسوزانیم، با چه کسی بجنگیم؟ گفت آیا شما آماده این بلا هستید؟ ابوبکر و عمر به او چه گفتند؟ گفتند علی را که به او افتخار میکنی بفرست! به جان شما و به این قرآن سوگند، گفتند علی را بفرست. چرا ابوبکر و عمر توان مواجهه با شیبه و عتبه و ولید را نداشتند؟ برادرانشان بیرون نیامدند! گفت علی را بفرست و حمزه را بفرست، که ما را با آنها بیچاره کرده است. گفت به خدا توکل کنید، امروز هیچ غلبهکنندهای برای شما نیست، مگر نه؟ چه کرد؟ علی بن ابیطالب، شیبه و عتبه را با هم کشت. پس به حمزه گفت ای عمو سرت را پایین بیاور، آنها را در هم کوبید و هر دو را قطع کرد. پس مسلمانان تکبیر گفتند و عبیده، ولید را کشت. سوال: «همتایان ما به مبارزه بیایند، ما میخواهیم تو را نابود کنیم ای محمد»؛ ریشه آنها را برکند.
