⏱ 📣 سخنان کامل منادی بر فراز دمشق 🔰دکتر ابو علی شیبانی 🕰 #امشب پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۵/۱۵ --- 2026/08/06 💠…
انتشار: 2026/08/06 20:11 UTCدریافت: 2026/08/08 04:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 04:30 UTC
⏱ 📣 سخنان کامل منادی بر فراز دمشق 🔰دکتر ابو علی شیبانی 🕰 #امشب پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۵/۱۵ --- 2026/08/06 💠 #برنامه_دروبالرجاء 📡#شبکه_ماهوارهای_عراقالمستقبل 🤷♂ متفاوت از تمام آنچه تاکنون دیدهاید... 👌🏻 ❇️🌤❇️ خدام الامام الحجة روحي فداه @fjir_sidkبه او گفتم دست شیطان به تو رسیده و گیجت کرده است، یا میخواهی خودت را گول بزنی طوری که گویی امام را گول میزنی در حالی که جز خودت کسی را گول نزدهای!آیا دیدهاید به شما بگویم یک نفر از اینها شبانه بیرون آمده و غذا پخش کرده است؟ آیا دیدهاید در خانه یک فقیر گرسنه را بزند که خانه ندارد و باران روی سرش میبارد و آمده و یک حالت غیرطبیعی، یک حالت بیداری و آگاهی در اینها رخ داده است؟ ها عزیزم؟من دیدم سید علی خامنهای چطور شبها، نصفشب به خانهها سر میزند. این مرد عجیب و غریب است، رضوان خدا بر او باد. ساعت چهار در میزند، میگویند کیست؟ میگوید منم علی خامنهای. سیدنا واقعاً خودتان آمدید؟ میگوید بله شبانه، نصفشب از شما سرکشی میکنم. در عصر او مردی مثل او ندیدم مگر محمد محمدصادق صدر، تا در کلامم موفق باشم و از خدا توفیق میخواهم.سؤال: ما وقتی میمیریم، آیا همچنان نادان میمانیم؟ آیا همچنان دست فلان شیخ و فلان سید و فلان کس میمانیم در حالی که قرآن داریم، قرآن داریم و علی را داریم و امام مهدی را داریم؟ تعجب کردم وقتی به من گفت این مردم که به زیارت حسین میآیند برای چه آمدهاند؟ به او گفتم چرا مولای من؟ گفت بار اول فرصتی برایشان پیش آمد در حالی که موسی بن جعفر در زندان غایب بود و میتوانستند او را بیرون بیاورند، اما رفتند حسین را زیارت کنند و برای حسین سینه بزنند در حالی که موسی بن جعفر در زندان بود. امام آنها کیست؟ به او گفتم حسین، گفت خدا رویت را سیاه کند، امام آنها الان موسی بن جعفر است. گفتم چطور امام موسی بن جعفر است؟ گفت ببین محمد بزرگ به علی چه گفت: این وزیر من و جانشین من بعد از من است، یعنی نقش او تمام شد و فقط با اسم یاد میشود. آیا نقشی برای علی بن ابیطالب هست؟ به او گفتم حق با توست. گفت آمر و ناهی کیست؟ الان ولیّ خدا کیست؟ اگر زمین از ولی خالی شود زمین اهلش را در خود میبلعد و فرو میبرد. الان ابو علی چه کسی است؟ گفتم امام مهدی. گفتند آیا باید قبل از زیارت حسین به دنبال امام مهدی بگردیم یا نه؟ به من گفت آیا میتوانی تسلیت بگویی بدون اینکه صاحب هیئت و صاحبخانه در را برایت باز کند؟ گفتم نه، قشنگ نیست. گفت خوب، میشود به کسی که نمیشناسی تسلیت بگویی؟ گفتم نه. به من گفت اگر به کسی که نمیشناسی تسلیت بگویی تو نادانی و عقلت کار نمیکند و کور فرزند کوری! اما اگر بدانی به چه کسی تسلیت میگویی، میدانی چطور حقش را ادا کنی. به او گفتم چطور سیدی؟ به من گفت سؤال: تو میروی، چهار مجلس ختم وجود دارد؛ یکی قاتل است که کشته و او را کشتهاند، یکی شرابخوار بوده و با شراب مرده است، یکی نماز نمیخوانده، و یک فقیر هم هست که تمام عمرش را در عبادت گذرانده است. تو رفتی به همه اینها تسلیت گفتی الا این فقیر، چون این بصیرت را نداشتی. آیا تو گناهکاری یا نه؟ گفتم گناهکارم چون واجب/مستحق را رها کردم و سراغ مستحب رفتم.پس گفت بشنو ای این، مردم ۱۲۵۰ سال است که به سوی حسین میروند و امام مهدی را رها کردهاند و به دنبال او نگشتهاند، آیا زیارتشان پذیرفته است؟ به او گفتم نه. گفت سزاوارتر این بود که به مهدی تسلیت بگویند تا به سوی پدر مهدی بروند. این یک. دوم: الان ولیّ بزرگ کیست؟ سید فلان، شیخ فلان، قائد فلان، پوچ فلان؟ گفتم نه، مهدی. گفت اگر مهدی است، پس چرا به سوی کف روی آب میرویم تا ما را به خدا نزدیک کنند؟ رفت به بازار و آمد و بت برای من آورد و گفت...فرمایید، این را پیش خودت بگذار؛ به جای اینکه پیش فلان و فلان بروی، این بت را پیش خودت بگذار. فهمیدی چطور؟ و برو به حرم امام حسین و با همین بت نماز بخوان، آن را بگذار جلوی رویت، چه بلایی سرت میآید؟ گفت: خب مردم مرا میکشند! به او گفتم: خب مردم تو را میکشند و زیر پا له میکنند! گفت: یک سؤال، آیا کعبه با این سنگ سیاه (حجر الاسود) بالای این بتها بود یا نه؟ گفتم: بله. گفت: پس چرا مردم آن را میپرستیدند؟ بعد علی بن ابیطالب آمد و این بتها را شکست. به او گفتم: چرا شکست؟ به من گفت: یک سؤال، اگر آن را بشکند یا نشکند، من مومن هستم و این بت برای من هیچ اهمیتی ندارد، اما این برای نادانی مثل تو اهمیت دارد؛ چون تو معتقدی اگر بتها شکسته شوند سر تو را میشکنند، چرا که تو اعتقاد داری این بتها تو را مقرب میسازند به چه کسی؟ به خدا، تا قرب و منزلت پیدا کنی. و زمانی که علی بن ابیطالب آنها را شکست، تا به امروز همچنان با علی بن ابیطالب میجنگند. علی بن ابیطالب میداند که این بتها هیچ نفع و ضرری ندارند و کاری پیش نمیبرند، اما همچنان بتها و چرخه بتپرستی از تاریخی به تاریخ دیگر و از قرنی به قرن دیگر تا به امروز در جریان است. یعنی داستان بتها با شکسته شدن هبل و لات به دست علی بن ابیطالب تمام نشد، پایان نیافت، بلکه بتها با شکلهای جدیدی بازسازی شدند.
