⏱ 📣 سخنان کامل منادی بر فراز دمشق 🔰دکتر ابو علی شیبانی 🕰 #امشب پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۵/۱۵ --- 2026/08/06 💠…
انتشار: 2026/08/06 20:11 UTCدریافت: 2026/08/08 04:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 04:30 UTC
⏱ 📣 سخنان کامل منادی بر فراز دمشق 🔰دکتر ابو علی شیبانی 🕰 #امشب پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۵/۱۵ --- 2026/08/06 💠 #برنامه_دروبالرجاء 📡#شبکه_ماهوارهای_عراقالمستقبل 🤷♂ متفاوت از تمام آنچه تاکنون دیدهاید... 👌🏻 ❇️🌤❇️ خدام الامام الحجة روحي فداه @fjir_sidkیهودیت و نصرانیت وجود ندارد، شما اسلام را ببینید: «ولم يبتغ غير التسليم ديناً»، یعنی اگر تو تسلیم ولایت علی بن ابیطالب نباشی دینی نداری، «من كنت مولاه فهذا علي مولاه»، پس تسلیم شدن برای علی بن ابیطالب، تسلیم به ولایت است. «فلما سلّما وتله للجبين»، اینجا وقتی حر آمد، تسلیم ولایت حسین شد و خدا به او پاداش خیر داد، و زهیر بن قین حسین را ملاقات کرد و خدا به او پاداش خیر داد، و آن دو مسیحی و دیگرانی که با حسین شهید شدند تسلیم شدند و اصلاً مسلمان به معنای ظاهری نبودند، مسلمان نبودند، چون هر کس با ولایت علی بن ابیطالب مخالفت کند مسلمان نیست، و این ولایت به حسین منتقل شد. هر کس تسلیم حسین شد در حالی که حق حسین را میشناخت و با حسین کشته شد، او در علیین همراه با شهدا و صدیقین است.پس اینجا تسلیمِ معرفت و شناخت مطرح است، معرفت! تو الان میآیی پشت سر فلان شیخ راه میفتی، تسلیم و مطیع او میشوی مثل این گوسفند و چهارپا ابو علی! بله مولای من، امر بفرمایید مولای من، اطاعت میشود مولای من... مولای من به خدا قسم العظیم من امروز محتاجم، به تو میگوید خدا به تو بدهد! از کجا برایت پول بیاورد؟ کرمها آن را میخورند از اموال خنده و کلاهبرداری، کلاهبرداری از مردم. میدانی اوج کلاهبرداری چیست؟ این است که به نام امام پول بگیری. تو یک روز از روزها نمیترسی؟ یک نفر آمد سیگار میکشید، البته سیگار کشیدن معمولی، یعنی من طبق شریعت سید محمد صادق صدر رفتار میکنم، در ماه رمضان غذا میخورد. یک نفر به او گفت به خدا تو قهرمانی، تو شجاعی، تو از شیر شجاعتری! به او گفت چرا مرا مسخره میکنی؟ گفت نه، کسی که از خدا نمیترسد یعنی باید یک چیز وحشتناک باشد، تو وحشتناکی! این بهتان است. خوب، اگر تو به نام امام مهدی پول میگیری، یعنی از امام مهدی نمیترسی؟ تو حرمت امام مهدی را نگهنداشتی؟ تو خط قرمزهایی بین خودت و امام مهدی قرار ندادی و به نام امام مهدی پول میگیری؟ به امام مهدی دروغ میگویی یا نه؟ اگر امام مهدی آمد و به تو گفت بیا با هم حسابکتاب کنیم، تو پول گرفتی ابو علی، تو ۱۰۰ میلیون به نام من پول گرفتی، بیا من و تو بنشینیم اینها را به من بده، به او میگویی نگرفتم؟ آیا من شاهد بر تو نبودم؟ من میشنوم و میبینم. خوب، مگر نخواندی ای شیخ ما، ای سید ما: «قل اعملوا فسيرى الله عملكم ورسوله والمؤمنون»؟ من نماینده چه کسی هستم؟ نماینده خدا هستم و هر جا باشی میبینم و میشنوم، من با شما هستم. آیا من شاهد بر تو نبودم؟ آن ۱۰۰ میلیون را به من بده. میگوید نه، من اصلا تو را به رسمیت نمیشناسم! اگر تو را به رسمیت میشناختم آن پولها را نمیگرفتم. تو اصلاً از کجا آمدی؟ ۱۲۵۰ سال است که ما تو را غایب کردهایم و به تو نیازی نداریم، سید فلان قائد و رهبر شد و سید فلان قائد شد و رفتند و مردند و سید فلان ولی شد، و ما همه در انتفاضه اول شعار میدادیم هیچ ولیای جز علی نیست و ما قائد جعفری میخواهیم! جعفری آمد و معلوم شد ۷۰ بار به اسرائیل رفته است! از نادانی ما بود که میگفتیم هیچ ولیای جز علی نیست و قائد جعفری میخواهیم. شعارهای ما پرطنین، ترساننده و بیحسکننده است، بزرگترین داروی مخدر و مسکن برای بیحس کردن، شعارهای شیعه است: هیچ ولیای جز علی نیست و قائد جعفری میخواهیم! قائد جعفری آمد و عراق را به خاک سیاه نشاند، نه تنها عراق را به خاک سیاه نشاند، بلکه یک طبقه فقیر و محتاج درست کرد و یک طبقه هم در دبی خوابیدهاند و نمیدانند در عراق چه میگذرد.این چه دینی است؟ چه دینی است در حالی که علی بن ابیطالب شبانه میرفت و به فقرا، مساکین و بیوهزنها سرکشی میکرد؟ یک روز از روزها دیدی یک مرجع دلسوخته غذا روی دوشش بگذارد و در خیابان به او بربخوری و بگویی کجا میروی سید ما، شیخ ما، مولای ما؟ به من بگوید ای این، ای وجبوجبی کوچک، ابوعلی شیبانی پست، از سر راه من برو کنار، تو کم داری... کجا میروی تا راهنماییات کنم، خانه فقیری هست که به خدا سه روز است غذا نخورده... تو از من داناتری، برو بگذار ببینمت! ها، چطور شد این از این طرف چرخید و برگشت به خانهاش؟ به او گفتم جلوی در ایستادم، کجا برمیگردی به خانهات؟ گفت چه کسی به تو گفته من پخش میکنم؟ عقلت کجاست؟ من پخش کنم؟ میخواهی مثل علی بن ابیطالب بشویم؟ عزیزم من خودم را با علی بن ابیطالب مقایسه نمیکنم که شبانه غذا پخش کنم! یعنی میخواهی من سرم را با سر علی بن ابیطالب یکی کنم؟ میخواهی شبانه پخش کنم عزیزم؟ به او گفتم والله حق با توست، تو سرت را با سر علی بن ابیطالب بزرگ یکی نمیکنی که شبانه پخش کنی! گفت دیدی چقدر... پس من میفهمم یا نمیفهمم؟ اگر میرفتم و شبانه و نصفشب پخش میکردم مثل علی بن ابیطالب میشدم و من نمیتوانم مثل او بشوم، بگذار برگردم خانه.
