➖ منطق راهبردی پشت ائتلاف مکه | مصطفی نجفیمصطفی نجفی، تحلیلگر مسائل بینالملل، در یادداشتی که در اخ…
انتشار: 2026/08/07 14:22 UTCدریافت: 2026/08/15 01:26 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:26 UTC
➖ منطق راهبردی پشت ائتلاف مکه | مصطفی نجفیمصطفی نجفی، تحلیلگر مسائل بینالملل، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بسیاری از مفروضات حاکم بر معادلات منطقه را به چالش کشید و نظم امنیتی و سیاسی منطقه را به مرحلهای تازه رساند. نتانیاهو در پی آن بود که به گفته خودش با حذف ایران و محور منطقهای آن، موازنه قدرت در خاورمیانه را به سود اسرائیل تغییر دهد و زمینه شکلگیری نظمی جدید را فراهم کند. اما تحولات جنگ نشان داد که این محاسبه با واقعیتهای پیچیده منطقه فاصله دارد.ساختار سیاسی ایران پابرجا ماند، تهران توانست دامنه جنگ را فراتر از مرزهای خود گسترش دهد و با منطقهایکردن منازعه، هزینههای آن را برای سایر بازیگران افزایش دهد. ورود تنگه هرمز به معادله جنگ نیز نشان داد که در خاورمیانه، هیچ جنگ بزرگی را نمیتوان در یک جغرافیای محدود نگه داشت.این وضعیت بیش از همه اعراب و مشخصا عربستان سعودی را نسبت به آسیبپذیریهای نظم امنیتی موجود حساس کرده است. ریاض طی دهههای گذشته امنیت خود را تا حد زیادی بر شراکت راهبردی با آمریکا بنا کرده بود، اما جنگ با ایران نشان داد که اتکا به یک قدرت خارجی الزاماً به معنای مصونماندن از تبعات جنگ نیست.از این رو، نزدیکشدن عربستان به ترکیه و پاکستان را باید بخشی از راهبرد ریاض برای متنوعسازی شرکای امنیتی، کاهش وابستگی به یک محور و جبران کسری موازنه در برابر تهدیدهای احتمالی ایران و اسرائیل دانست.بنابراین، توافق دفاعی میان عربستان، ترکیه و پاکستان نیز در همین چارچوب معنا پیدا میکند. برای عربستان، این توافق ایجاد یک لایه امنیتی جدید در کنار شراکت با آمریکاست؛ برای ترکیه، فرصتی برای تقویت نقش منطقهای و ایجاد موازنه در برابر افزایش نفوذ اسرائیل و برای پاکستان، ترکیبی از منافع اقتصادی، امنیتی و تلاش برای حفظ جایگاه خود بهعنوان یک قدرت نظامی مهم در جهان اسلام است.به همین جهت، سه کشور با انگیزههای یکسان وارد این توافق نشدهاند، اما در یک نقطه اشتراک دارند و آنهم افزایش گزینههای خود در برابر محیط امنیتی متغیر منطقه است.بر اساس توافق دفاعی مکه، حمله مسلحانه علیه هر یک از اعضا، حمله علیه تمامی اعضا تلقی میشود. با این حال، مسئله اصلی نه متن توافق، بلکه میزان آمادگی اعضا برای تبدیل این تعهد سیاسی و حقوقی به اقدام نظامی است.پرسش اساسی این است که اگر در یک جنگ گستردهتر میان ایران، آمریکا و اسرائیل، تهران در واکنش به حملات آمریکا عربستان را هدف قرار دهد، آیا ترکیه و پاکستان نیز علیه ایران وارد جنگ خواهند شد؟ به نظر میرسد پاسخ منفی است و احتمال چنین سناریویی پایین باشد.ترکیه، با وجود رقابتهای جدی با ایران، منفعتی در ورود به یک جنگ مستقیم و گسترده با تهران ندارد. ایران برای آنکارا همسایهای مهم و بازیگری تأثیرگذار بر محیط امنیتی و اقتصادی آن است و ترکیه ترجیح میدهد در معادلات میان ایران، عربستان، اسرائیل و آمریکا امکان مانور داشته باشد، نه اینکه خود را به یکی از طرفهای جنگ تبدیل کند. پاکستان نیز با توجه به محدودیتهای اقتصادی و چالشهای امنیتی خود، بعید است بخواهد با ورود مستقیم به جنگ با ایران، جبههای پرهزینه برای خود ایجاد کند.بنابراین، اگر ایران به عربستان حمله کند، واکنش ترکیه و پاکستان احتمالاً در نقطهای میان «بیتفاوتی» و «ورود مستقیم به جنگ» قرار خواهد گرفت. حمایت سیاسی، همکاری اطلاعاتی، پشتیبانی دفاعی و لجستیکی، افزایش آمادگی نظامی و تلاش برای مهار بحران، گزینههایی محتملتر از ورود مستقیم و تمام عیار به جنگ با ایران خواهند بود.از این منظر، قدرت واقعی ائتلاف مکه را باید بیشتر در تلاش برای تقویت بازدارندگی آن جستوجو کرد تا در توانایی اعضا برای ورود به یک جنگ مشترک.اهمیت توافق در این نیست که عربستان مطمئن باشد ترکیه و پاکستان در هر شرایطی ارتشهای خود را وارد میدان خواهند کرد؛ بلکه در این است که ...ادامهی این یادداشت را در لینک زیر بخوانید:ensafnews.com/658410/@ensafnews
