توکل را وقتی فهمیدم که دیگر هیچ کاری از دستم بر نمی آمدوقتی تمامِ درها را زدم،تمامِ راههارا را رفت…
انتشار: 2026/08/05 07:21 UTCدریافت: 2026/08/07 04:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 04:35 UTC
توکل را وقتی فهمیدم که دیگر هیچ کاری از دستم بر نمی آمدوقتی تمامِ درها را زدم،تمامِ راههارا را رفتم تمامِ توانم را گذاشتم و باز هم نتیجه همان نبود که انتظارش را داشتمآن جا فهمیدم توکل یعنی پذیرفتنِ ناتوانیِ خودت و اعتماد به قدرتِ بی پایانِ الله تعالیتوکل یعنی بدانی شاید امروز جواب دعایت را نبینی، اما الله حتی یک زمزمهی قلبت را هم نشنیده نمی گذاردگاهی الله نعمت را دیر نمی دهد، اول ظرفِ دلِ مارا بزرگ تر می کند تا وقتی عطا کرد، هم شکرش را بدانیم و هم قدرش راتوکل، آرامشی نیست که از داشتن به دست بیایدآرامشیست که از داشتنِ الله به قلب می نشیند
