حالم خوب نبود و میگرن امونمو بریده بود بهش گفتم منو ببر دکتر که سرم بزنم در حالی که داشت انبه می خورد گفت عهههه من تا الان بیرون بودم خسته م حالا کجا بوده استخر تو این بحران مالی که توش دارم غرق می شم خودم تنها با اسنپ رفتمو اومدم.امیدوارم خستگیش در شده باشه...*multilingual girl*
۱۰ سال بود که ازدواج کرده بودم و بچه دار نمیشدیم تو اینستا یه پست دیدم که خانومی نوشته بود امروز برای یکم آرامش و فرار از دست بچه اش ۲۰دیقه تو دسشویی نشسته بوده!گفتم چه مسخره یه روز بچه دارشم از تک تک لحظه های بودنش لذت میبرم امروز که برای فرار از دست دخترم تو دسشویی نشسته بودم مدام تو ذهنم داشتم از اون خانوم معذرت خواهی میکردم برای قضاوت بیجام من عاشق بچمم ولی گاهی نیاز به آرامش دارم حتی در فضای مسمومی مثل دسشویی :)))》ستاره ی نو《
خانواده های ایرانی یه جوری دلشون میخواد پسر داشته باشن انگار هر لحظه تاج و تختشون در خطره و دشمنان کمین کردن که حمله کنن و تصرف کنن سرزمینشونو》Caffeine《