دوست پسرم خیلی تپل شده، بابام تا دیدش بهش گفت یکی از شرطام واست اینه خودتو لاغر کنی، روزی که بیای خواستگاری دم در ترازو میذارم اول باید بری رو ترازو بعدش راهت میدم داخل. اون آشغالم برگشت به بابام گفت چشم ولی مگه میخواید گوسفند بخرید که دم در باید برم رو ترازو ===))))))))*آییشکا*
۱۰ سال بود که ازدواج کرده بودم و بچه دار نمیشدیم تو اینستا یه پست دیدم که خانومی نوشته بود امروز برای یکم آرامش و فرار از دست بچه اش ۲۰دیقه تو دسشویی نشسته بوده!گفتم چه مسخره یه روز بچه دارشم از تک تک لحظه های بودنش لذت میبرم امروز که برای فرار از دست دخترم تو دسشویی نشسته بودم مدام تو ذهنم داشتم از اون خانوم معذرت خواهی میکردم برای قضاوت بیجام من عاشق بچمم ولی گاهی نیاز به آرامش دارم حتی در فضای مسمومی مثل دسشویی :)))》ستاره ی نو《
خانواده های ایرانی یه جوری دلشون میخواد پسر داشته باشن انگار هر لحظه تاج و تختشون در خطره و دشمنان کمین کردن که حمله کنن و تصرف کنن سرزمینشونو》Caffeine《