تصویررهآورد سفر عمرهاشک پردهدر (صفحه ۱ از ۲)در آغاز سفر با شتاب از اُحد رد شدیم و اکنون به دیدارش…
انتشار: 2026/07/24 13:58 UTCویرایش: 2026/08/01 00:07 UTCدریافت: 2026/08/04 14:22 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 14:22 UTC
تصویررهآورد سفر عمرهاشک پردهدر (صفحه ۱ از ۲)در آغاز سفر با شتاب از اُحد رد شدیم و اکنون به دیدارش میرویم.🍃 این سومین باری است که به این سفر زیارتی میآیم، آخرین بار ۳۲ سال پیش بود. در هر سه سفر دربارۀ این مکان تجربۀ یکسان داشتم، اشک، و اشک و باز هم اشک. علتش را هم نمیدانم، همین.اما بگذارید کمی حال خود را در این مکان در همین حین که مینویسم تحلیل کنم، به قول انگلیسی، بلند بلند فکر کردن، شاید بتوانم سرچشمۀ این اشک را بیابم. نمیتوانم ادعا کنم که عمرم را به علم دین گذراندهام، اما همواره دغدغۀ شناخت دین داشتهام. مانند بسیاری دیگر با مطالعۀ آنچه میگفتند باید مطالعه کنی آغاز کردم، مانند بسیاری خدا را شکر کردم که چه دین خوبی دارم و چقدر فهمم از دین دقیق و درست است، و سپس مانند بسیاری یافتم که چقدر نادان بودم. آنچه را آموخته بودم به دورترین گوشۀ ذهنم سپردم و از نو شروع کردم. این بار به فهمی از دین رسیدم که یاریم میکرد با منتقدان سرسخت دین همآوردی کنم و ایشان را با پاسخهایم به چالش بکشانم و فهمی نو از دین را در برابرشان بگذارم. برای نقدهای معروف و رایج پاسخهای نسبتاً نو و گاه ساختارشکنانه داشتم، و البته نه همیشه پاسخم بی پاسخ میماند و نه نقدها پایان مییافت: چرا قرآن ظاهرش خشن است؟ چرا بعضی احکام اسلام اینگونهاند؟ اصلا قرآن وحی است یا مولف دارد یا مولفانی؟ آیا قرآن اشکالات علمی و تاریخی دارد؟ چرا پیامبر دستور کشتن بعضی افراد را میداد؟ آیا اسلام با شمشیر توسعه یافته است؟ حکومت اسلامی خوب سراغ داری؟ آیا واقعا «هر عیب که هست از مسلمانی ماست؟»، اصلا از کجا معلوم که خدایی آن بالاهاست؟, ... . پس باز هم خوشحال شدم و باز هم خدا را شکر کردم و باز هم زمانی گذشت و فهمیدم که چقدر نادان بودم. این بار نه برای آنچه از دین فهمیده بودم، بلکه به خاطر وقتی که با درگیر شدن در اینگونه بحثها تلف میکردم. فهمیدم که بزرگترین چالش پیش روی من نه فهم دین است و نه نقد دین، بلکه تسکین درد است، تسکین درد خود و دیگری. با خود گفتم که اگر فهمی صادقانه و قابل دفاع از دین داری که ممکن است درد تو و دیگری را تخفیف دهد بسمالله، وگرنه خاموش. در همین حال و هوا بود که به تشویق دوستی وارد فضای فارسی زبان شدم و این کانال را تاسیس کردم و باقی ماجرا، تا ببینم دوباره کی به خود خواهم گفت: چقدر نادان بودی.🍃 و اینک منم، در برابر اُحد. در تاریخ آمده است که در اینجا یاران پیامبر، آنها که در کنارش ماندند، عاشقانه میان او و تیغهایی که تشنۀ خونش بودند ایستادند تا پرپر شوند و او بماند و با او پیام وحی باز هم بر دل مشتاقان جاری شود. آنچه از ماجرای اُحد به ما رسیده است از نظر تاریخی درست مینماید و پژوهش معتبری ندیدهام که اصل ماجرا را منکر شود یا به گونهای بسیار متفاوت روایتش کند. این را هم بگویم که سفر معنوی یکسره وابسته به واقعیتهای تاریخ نیست، بلکه وابسته به آن روایتی است که این سفر را معنوی میکند، و مسافر تا هنگامی که صادقانه این روایت را قابل دفاع بداند و آن را با شواهد تاریخی در تناقض نبیند کماکان در مسیر اخلاق و تعقل گام بر میدارد.@farhadshafti#عمرهادامه 👇👇