فراگشت | معمای وفاداری در واشنگتن؛ از فروپاشی تفاهمها تا اصالت منافع در سیاست خارجی آمریکادر دیپلم…
انتشار: 2026/08/17 12:31 UTCدریافت: 2026/08/17 14:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 14:00 UTC
فراگشت | معمای وفاداری در واشنگتن؛ از فروپاشی تفاهمها تا اصالت منافع در سیاست خارجی آمریکادر دیپلماسی واقعگرایانه، ائتلافها نه بر پایهی دوستی، که بر مدار منافع آنی میچرخند؛ اما در سیاست خارجی ایالات متحده، این «منافع» یک متغیر لحظهای است.تنشهای اخیر با سئول بر سر کاهش همکاریهای نظامی، یا فشار بر برلین، بخشهایی از یک رویهی تاریخی است که جان میرشایمر در کتاب «تراژدی سیاست قدرتهای بزرگ» مستند کرده و نشان میدهد برای واشنگتن، «تعهد» هرگز فراتر از «مصلحت کوتاهمدت» نبوده است.الگوی رفتاری آمریکا در قبال متحدان و معاهدات، یک مسیر تکرارشونده دارد. همانطور که مری ساروت در کتاب «نه یک اینچ جلوتر» شرح داده است، در جریان فروپاشی شوروی و مذاکرات اتحاد آلمان، واشنگتن تفاهمهای روشنی مبنی بر عدم گسترش ناتو به سمت مرزهای شرق به مسکو ارائه داد؛ اما بهمحض تغییر موازنهی قدرت، این تفاهمها نادیده گرفته شد.این رویکرد به یک پروتکل عملیاتی تبدیل شد: استفاده از ابزارهای حقوقی برای مدیریت بحران و خروج از آنها در اولین بزنگاه محدودیتزا.خروجِ یکجانبه از معاهدهی موشکهای هستهای میانبرد (INF) یا برجام در سال ۲۰۱۸، صرفاً رفتارهای شخصی رؤسایجمهور نبود. به استدلال استفان والت در مقالات مؤسسه کویینسی، این تصمیمات خروجی ساختاری است که در آن، «معاهده» ابزاری برای تثبیت هژمونی است و هرگاه قدرت به انعطاف بیشتری نیاز داشته باشد، حقوق بینالملل به بایگانی سپرده میشود.در لایهی روابط دوجانبه نیز، واشنگتن همین منطق «معاملهگری» را دنبال میکند. ائتلافهای امنیتی تا زمانی «استراتژیک» خوانده میشوند که مجری کامل دستورکارهای امنیتی باشند.تنبیه سئول یا آلمان به دلیل داشتن «محاسبات ملی متفاوت»، رویکردی است که ریچارد هاس در کتاب «سیاست خارجی آغاز میشود در خانه» آن را هزینهی اتکای بیشازحد به نظم آمریکایی تحلیل کرده است.در نهایت، تبارشناسی این رفتارها نشان میدهد در دستگاه سیاست خارجی ایالات متحده، هیچ «اتحاد راهبردی» وجود ندارد؛ تنها «دستورکارهای موقت» برقرارند که با یک امضا از اعتبار ساقط میشوند. این واقعیت استخواندار را دکترین اصالتِ قدرت در واشنگتن دیکته میکند./فراز@farazdaily



