الجزیره | دوران پساهرمز فرصتی بزرگ در اختیار آفریقا میگذارد با تغییر نظام جهانی، آفریقا با رهایی ا…
انتشار: 2026/08/16 12:49 UTCدریافت: 2026/08/16 19:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 19:11 UTC
الجزیره | دوران پساهرمز فرصتی بزرگ در اختیار آفریقا میگذارد با تغییر نظام جهانی، آفریقا با رهایی از «تالاسوفوبیا» و برونسپاری امنیت، فرصت یافته تا از حاشیه به مرکز ژئوپلیتیک بازگردد. این قاره برای خودمختاری نیازمند صندوق دریایی، تقویت زیرساختهاست./فراز…فراخبر | توهم «پسا-هرمز»؛ هندسهی فریب استعماری یا فرار رو به جلوی رسانهها؟اگر بنا باشد نگاهی فراتر از تعارفات دیپلماتیک و واژهسازیهای گلخانهای اندیشکدههای غربی داشته باشیم، تقلیل دادن هرمز به یک گذرگاه قابل جایگزین و پر کردن صفحات رسانهها با مفاهیمی چون «دوران پسا-هرمز»، دقیقاً مصداق همان گسست از دادههای عینی و متون تخصصی اقتصاد سیاسی است.اینکه تصور کنیم با کلیدواژههایی مثل توسعهی کریدورهای اقیانوسی آفریقا یا طرحهای کاغذی اتحادیهی آفریقا میتوان قلب تپندهی انرژی جهان را دور زد، بیشتر به یک آرزومندی رسانهای شبیه است تا یک برآورد مبتنی بر فکتهای فنی.برخلاف تحلیلهای سطحی که تنگه هرمز را محصول یک اتفاق یا جغرافیای موقت میپندارند، دادههای عینی اقتصاد انرژی گواهی میدهند که هرمز به دلیل تراکم بینظیر حجم صادرات نفت و گاز، آمادهسازی زیرساختهای پالایشی انباشتهشده در طول دههها، و عدم وجود جایگزین اقتصادی برای هزینهی حمل و زمان انتقال، همچنان شریان حیاتی و بیبدلیل تجارت جهانی باقی میماند و هیچ کریدوری توان هضم بارهای عظیم انرژی خلیج فارس را ندارد.از سوی دیگر، چرخاندن نوک پیکان توجه رسانهها به سمت «دریاهراسی» و ضرورت حضور آفریقا در بازی جدید، دقیقاً تکرار همان منطق مکارانهی استعماری است.وقتی مقالات پژوهشی معتبر (همچون تحلیلهای استراتژیک در حوزهی اقتصادهای نوظهور و امنیت دریایی) را ورق میزنیم، بهخوبی آشکار میشود که چطور نظام سلطه زیر نقاب جذاب «همگرایی قارهای» و «استقلال دریایی»، تلاش میکند کنترل بنادر، منابع و ارزش افزوده را به نفع ساختارهای وابسته مصادره کند.حکایت اینگونه تحلیلها، حکایت همان روباهی است که برای پنیر دستان زاغ، نغمهی تحسین سر میدهد؛ غافل از اینکه پشت این ادبیات فریبنده، چیزی جز استمرار غارت ساختاری و تبدیل جنوب جهان به مفعول تاریخ وجود ندارد.هرمز موقعیت خود را حفظ خواهد کرد، چرا که جغرافیا و اقتصاد واقعی بر اساس واقعیتهای عینی میدان بنا شدهاند، نه با دستور کار رسانههای جریان اصلی.آنچه خواندید، تحلیلی بود برگرفته از پژوهش راهبردی انستیتو Clingendael پیرامون اقتصاد سیاسی گذرگاههای انرژی و آسیبپذیریهای تجارت دریایی جهان در نقد رویکردهای تقلیلگرایانه و ژئوپلیتیک مدرن./فراز@farazdaily


