فراگشت | یورش واشینگتن به بستر آفریقا؛ فرار از باتلاق خلیج فارس به تاراج معادن بکرماشین جنگی و امپر…
انتشار: 2026/08/14 08:36 UTCدریافت: 2026/08/14 20:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 20:45 UTC
فراگشت | یورش واشینگتن به بستر آفریقا؛ فرار از باتلاق خلیج فارس به تاراج معادن بکرماشین جنگی و امپریالیستی ایالات متحده در خاورمیانه به بنبست رسیده و هزینههای سرسامآورِ پایگاهداری ولشکرکشی در خلیج فارس، واشینگتن را ناچار کرده تا نوک پیکانِ استعمار نوینِ خود را به سمت قارهی آفریقا بچرخاند.اروپا دیگر مدتهاست از دور بازی خارج شده و نقش یک دنبالهروی بیاراده را بازی میکند؛ بنابراین، وقتی از استعمار نوین حرف میزنیم، منظور دقیقاً ایالات متحده است که با هدف انحصار کامل بر زنجیرهی تأمین صنایع آینده، شریانهای حیاتی این قاره را هدف گرفته است.واشینگتن خوب میداند که برای مهار رقیب اصلیاش یعنی چین، باید دست روی گلوگاههای ثروت آفریقا بگذارد.در این سناریوی جدید، هر کدام از کانونهای بحران و ثروت در آفریقا نقش مشخصی دارند.چنانکه اسناد رسمی وزارت امور خارجه آمریکا (U.S. Department of State) در پروندهی روابط با سودان نشان میدهد، واشینگتن دهههاست که با ابزار تحریم، مداخلات امنیتی و مدیریت بحرانهای داخلی در این کشور مشرف بر دریای سرخ، تلاش کرده تا از شکلگیری هرگونه بلوک مستقل منطقهای جلوگیری کند و امنیت شاهراههای انتقال انرژی را تحت نظارت خود نگه دارد.در امتداد این خط، جانسون اوپاکال (Johnson Odakkal) در مقاله تحلیلی خود با عنوان «معدنیات حیاتی و حرکات حیاتی: کریدور لوبیتو» که توسط مؤسسه پکت (AfricanPact) منتشر شده، پرده از پروژهی غارتگرانهی آمریکا برمیدارد و صراحتاً نشان میدهد که واشینگتن چطور با پمپاژ میلیاردها دلار بودجه و راهاندازی پروژههای کلانی نظیر «کریدور لوبیتو» در جمهوری دموکراتیک کنگو و زامبیا، به دنبال شکستن انحصار ۸۰ درصدی چین بر استخراج مس و کبالت است تا با ساخت خطوط ریلی اختصاصی، مواد معدنی حیاتی صنایع نوین مستقیماً به سمت بنادر اطلس و بازارهای غرب هدایت شوند و انحصار لجستیکی چین نابود گردد.این تاراج ساختاری به همین جا ختم نمیشود. در همین پازل، ماریانا لوناردینی و دارینگتون تشوما در پژوهش مشترک خود برای مؤسسه امور بینالملل ایتالیا (IAI) تحت عنوان «کریدور لوبیتو و دستور کار توسعه آفریقا»، ابعاد نظامی و امنیتی این دستاندازی را آشکار میکنند و توضیح میدهند که آمریکا چطور با تسخیر سومالی و پهنهی شاخ آفریقا و استقرار نظامی در اطراف تنگهی راهبردی بابالمندب، کنترل مطلق بر ترانزیت انرژی و خفهکردن رقیبان در شاهراههای دریایی را تضمین میکند.علاوه بر این، بررسیهای راهبردی انستیتو بینالمللی مطالعات استراتژیک (IISS)، گزارشهای انجمن سرمایهگذاری تانزانیا (TanzaniaInvest) و اسناد وزارت بازرگانی ایالات متحده به روشنی بیان میکنند که چطور سندیکاهای انرژی غرب و شرکتهای بزرگ آمریکایی با یورش به شرق آفریقا، بهویژه موزامبیک و تانزانیا، به دنبال قبضه کردن بازارهای گاز طبیعی مایع (LNG) و بستن قراردادهای کلان هستند؛ پروژههایی که هدفشان محروم کردن رقبا از انرژی و تبدیل کردن این کشورها به پایگاههای اختصاصی واشینگتن است تا استعمار نوین، سود کلانِ خود را این بار از خون و خاک این سرزمینها به خزانهی واشینگتن سرازیر کند.در نهایت، آنچه در آفریقا رقم میخورد صرفاً جابجایی جغرافیایی قدرت نیست، بلکه تکامل مرگبار نظامی است که بقای خود را در گرو غارت سازمانیافته میبیند؛ سیستمی که خاورمیانه را به خاک و خون کشید و امروز، با چرخشی حسابشده، مشت آهنین خود را بر پیکر زخمی این قاره فرود آورده است تا شاید چند صباحی بیشتر، چرخ زنگزدەی سرمایهداری جهانی را به گردش درآورد./فراز@farazdaily




