وقایع الایام ۱۲/ صفر المظفر (فارسی)۱)حکمین در صفین¹صبح دوازدهم یا سیزدهم² ماه صفر سال ۳۸ هـ، لشکر ا…
انتشار: 2026/07/26 16:05 UTCدریافت: 2026/08/07 00:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 00:30 UTC
وقایع الایام ۱۲/ صفر المظفر (فارسی)۱)حکمین در صفین¹صبح دوازدهم یا سیزدهم² ماه صفر سال ۳۸ هـ، لشکر امیر المؤمنین (علیه السّلام) مهیای جنگ شدند، اما عمروعاص حیله نمود و دستور داد تا قرآنها را بر سر نیزه کنند. صفوف جلو لشکر کفر ورقهائی از قرآن و در دیگر صفوف هر کس هر چه داشت بر سر نیزه کرد!! و فریاد میزدند: «لا حکم الا للَّه»! منافقین مانند اشعث بن قیس، یا تضعیف روحیه لشکر حضرت آنان را به اختیار حکمین ترغیب کردند. هرچه امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فرمودند که این نیرنگ است، و من کلام الله ناطق هستم نتیجه نداد.سرانجام قرار بر این شد که هر لشکر حَکَمی از جانب خود معین کند تا حُکم ایشان را هر دو طرف بپذیرند.معاویه عمروعاص را معرفی کرد وامیرالمؤمنین (علیه السّلام) فرمود: اگر ناچار هستیم، عبدالله بن عباس، والاّ مالک اشتر نخعی حَکم باشد.اشعث وجماعت قرّاء وحافظین که بعداً جزء خوارج شدند راضی به هیچکدام از این دو نشدند و گفتند: «فقط عبدالله بن قیس یعنی ابوموسی اشعری». نفاق منافقین نتیجه داد و ابوموسی و عمروعاص در «دومة الجندل» که قلعهای است بین مدینه وشام، جمع شدند، و با توجه به عداوتی که هر دو نسبت به بنی هاشم خصوصاً حضرت امیر المؤمنین (علیه السّلام) داشتند و با مکر وحیله عمروعاص حضرت را به ظاهر عزل نمودند. ابوموسی از جمله منافقینی بود که در شب عقبه (بعد از غدیر) قصد قتل پیامبر (صلّی الله علیه وآله) را داشتند.³بدین ترتیب فردای آن روز در بین جمعیت ابوموسی به عمرو گفت: تو بایست و معاویه را از امارت خلع کن، تا من هم علی بن ابی طالب (علیه السّلام) را خلع نمایم. عمروعاص گفت: من هرگز بر تو که عامل ابوبکر و عمر بودهای و در ایمان و هجرت بر من تقدم داشتهای سبقت نمیگیرم! ابن عباس گفت: ابوموسی! پسر نابغه تو را فریب ندهد، ولی او به گفته ابن عباس گوش نداد و ایستاد و انگشتر از دست بیرون کرد و گفت: من علی ومعاویه را از خلافت عزل نمودم وساکت شد.عمروعاص ملعون ایستاد و گفت: «مردم شنیدید که ابوموسی، علی را از خلافت عزل کرد. من هم او را از خلافت عزل نموده، وآن را برای معاویة بن ابی سفیان ثابت مینمایم که او سزاوارتر است، ومن بعنوان منصوب کردن معاویه انگشتر به دست میکنم»!حکمین برای عوام فریبی فحش و دشنام بسیاری به یکدیگر دادند ودست به گریبان یکدیگر شدند و شریح قاضی تازیانهای بر سر عمروعاص زد. ابوموسی از ترس اصحاب حضرت امیر المؤمنین (علیه السّلام) به مکه پناهنده شد. همه این مطالب در حالی بود که پیامبر (صلّی الله علیه وآله) در غزوه دومة الجندل ابوموسی را از اینکار خبر دادند و فرمودند: حکمین در دومة الجندل گمراهند وگمراه میکنند کسانی را که از آنها تبعیت کنند.⁴امیر المؤمنین (علیه السّلام) پس از این واقعه در قنوت نوافل ابوموسی وسه نفر دیگر را این گونه لعن میفرمود:اللهم العن معاویة وعمراً واباالاعور السلمی وابا موسی الاشعری.⁵پ.ن_________۱) قلائد النحور: ج محرم وصفر، ص ۳۸۵۲) مستدرک سفینة البحار: ج ۶، ص ۲۹۴۳) شرح ابن ابی الحدید: ج ۱۳، ص ۳۱۴ - ۳۱۵۴) منتخب التواریخ: ص ۱۶۷. تتمة المنتهی: ص ۳۰ - ۳۱. شرح ابن ابی الحدید: ج ۱۳، ص ۳۱۵۵) شرح ابن ابی الحدید: ج ۱۳، ص ۳۱۵╔.🌺. ════╗@Farahnaki_ir ╚════ .🍃.╝