این کاخ که می بینی، گاه از تو و، گاه از منجاوید نخواهد ماند ، خواه از تو و خواه از منگردون چو نمی گ…
انتشار: 2026/08/14 03:39 UTCدریافت: 2026/08/15 05:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:11 UTC
این کاخ که می بینی، گاه از تو و، گاه از منجاوید نخواهد ماند ، خواه از تو و خواه از منگردون چو نمی گردد بر کام کسی هرگزگیرم که تواند بود مهر از تو و ماه از من؟گر هیچ نبازی باز، چون هیچ نخواهی بردرنجی ز چه زین شطرنج ، فرزین ز تو شاه از منکبکی به هزاری گفت: پیوسته بهاری نیستاین خنده و افغان چیست؟ گل از تو گیاه از منبا خویش در افتادیم ، تا ملک زکف دادیماز جنگ کسان شادیم ، داد از تو و آه از مننه تاج کیانی ماند ، نه افسر ساسانی"افسر" ز چه نالانی، تاج از تو کلاه از منافسر قاجار سبزواری
