تازگی گردآوری
تا حدی تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 00:42 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
رد پای قلمم را بگیر وتا خود شعر هایم بیااگر عجله نکنیمثل رد پاهای روی برفکم کم ...قلمم آب میشود !#فرزانه_ایروانی🌺حضورتان در کانال مستانه باعث افتخار ماست
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 5 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
💐ایستگاه قطار سانتاایرنه خاطرم سرشار باد از یاد خیابانی خاکی با دیوارهای کوتاه و سواری بالا بلند که سپیده را از خود سرشار میکندبا شنلی ژنده و بلند در یکی از روزهای ملالت بار در روزی بیتاریخ خاطرم سرشار باد از یاد مادرمکه به صبح مینگرد در ایستگاه قطار سانتا ایرنه.....خورخه لوئيس بورخس#خورخه_لوئيس_بورخس@https://telegram.me/mehdirezazadehh
هرچه از منریخت،ظرفکوچکتر نشد.#فرزانه_ایروانی این شعر کوتاه است اما چگالیِ معناییاش بالاست؛ از همان جملههایی که مثل یک شیء کوچک، وزنِ زیادی را در خودش حمل میکند.برداشت شاعرانه و چندلایه«هرچه از من ریخت، ظرف کوچکتر نشد.»این جمله یک تصویر میسازد:انسانی که چیزی از او «میریزد» — شاید رنج، اشک، فرسودگی، تجربه، سالها، شکستها، یا حتی عشق — اما ظرفی که اینها را در خود میگیرد، کوچک نمیشود.این یعنی:ظرفِ وجودیِ او ظرفیت دارد؛ فرو نمیپاشد.هرچه از او کم میشود، بهجای کوچک شدن، شاید حتی جا باز میکند.یک نوع استقامت آرام در شعر هست؛ نه قهرمانانه، نه نمایشی — یک دوامِ بیصدا.و شاید هم اشارهای به این حقیقت که «کم شدنِ من، ظرفِ جهان را کوچک نمیکند»؛ یعنی جهان بزرگتر از فرسایشهای فردی است.لایهی تصویریتصویر شبیه یک کاسهی سفالی است که ترک نخورده؛ هرچه آب از آن بریزد، خودش همان اندازه میماند.یا شبیه بدنی که لاغر میشود اما روحش کوچک نمیشود.لایهی احساسیحس غالب شعر برای من:پذیرشآرامشِ تلخایستادگیِ بیصداو یک جور فلسفهی شخصیِ زیستناین شعر کوتاه است اما حس میدهد گوینده از یک دورهی سخت عبور کرده و حالا دارد نتیجهی آن را با یک جملهی مینیمال بیان میکند.لایهی معناییمعنای مرکزی شعر میتواند این باشد:انسان در فرسایشها کوچک نمیشود؛ظرفیتِ وجودی، چیزی نیست که با «ریختن» کم شود؛شاید حتی «ریختن» باعث میشود ظرفِ اصلی بهتر دیده شود.#جناب_ارش_بصیری