باورکردنی نیست!درست ۸ سال پیش این عکس را در کانال منتشر کردیم!تصویری به شدت زیبا از کودکان روستایی…
انتشار: 2026/08/14 07:23 UTCدریافت: 2026/08/15 04:59 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 04:59 UTC
باورکردنی نیست!درست ۸ سال پیش این عکس را در کانال منتشر کردیم!تصویری به شدت زیبا از کودکان روستایی بنام جرگلان در خراسان شمالی که از شما کتاب می خواستند!و شما بزرگواران از فردای آن روز نه تنها کامیون کامیون برای آنها کتاب فرستادید بلکه مدرسه ساختید!!کتابخانه ساختید!عزیزانی حتی منزلشان را برای کار آموزشی اهدا کردندحالا بچه های همان عکس، خود ، معلم شده اند!دانشجوی درجه یک بهترین دانشگاهها شده اند،وحتی المپیادی شده اند!امروز کتابخانه ها و مراکز آموزشی این روستا به لطف شما عزیزان و زحمات معلمان دلسوز این روستا الگویی برای کل مملکت شده استزبانم قاصر است از این همه لطف و بزرگواری و با تمام وجود افتخار می کنم به داشتن چنین جمع فهمیده ای در مجمع فعالان اقتصادیکتاب اما تنها دارایی و ثروتی است که انتها و مرزی برایش متصور نیست؛ این را برای خودمان و نیز نیاز کودکان مستعد این روستا بعنوان نمونه ای کوچک از کل این سرزمین پهناور از یاد نبریم.../#حامد_پاک_طینتمجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online📌Paktinat.Hamedباورکردنی نیست!درست ۸ سال پیش این عکس را در کانال منتشر کردیم!تصویری به شدت زیبا از کودکان روستایی بنام جرگلان در خراسان شمالی که از شما کتاب می خواستند!و شما بزرگواران از فردای آن روز نه تنها کامیون کامیون برای آنها کتاب فرستادید بلکه مدرسه ساختید!!کتابخانه ساختید!عزیزانی حتی منزلشان را برای کار آموزشی اهدا کردندحالا بچه های همان عکس، خود ، معلم شده اند!دانشجوی درجه یک بهترین دانشگاهها شده اند،وحتی المپیادی شده اند!امروز کتابخانه ها و مراکز آموزشی این روستا به لطف شما عزیزان و زحمات معلمان دلسوز این روستا الگویی برای کل مملکت شده استزبانم قاصر است از این همه لطف و بزرگواری و با تمام وجود افتخار می کنم به داشتن چنین جمع فهمیده ای در مجمع فعالان اقتصادیکتاب اما تنها دارایی و ثروتی است که انتها و مرزی برایش متصور نیست؛ این را برای خودمان و نیز نیاز کودکان مستعد این روستا بعنوان نمونه ای کوچک از کل این سرزمین پهناور از یاد نبریم.../#حامد_پاک_طینتمجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online📌Paktinat.Hamed
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- مجمع فعالان اقتصادی · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۰:۰۴
- جمع مدیران نامدار ایران · تطابق دقیق — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۴:۵۹
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند
پستهای تلگرام — جمع مدیران نامدار ایران
پیروزی فکر بر عصبانیتمحمود سریع القلماینکه کشوری یا فردی به جمع بندی برسد که باید نزاع کند یا تعامل، می تواند سرنوشت ساز باشد. ملّت ها و اشخاصی که این درجه بندی ها را می آموزند و با حوصله آنها را به کار می گیرند، بهتر از زندگی استفاده می کنندمائو فقط دو بار به سفر رفت و در این دو بار با استالین و خروشچف ملاقات کرد. در حالی که مائو از کنفسیوسیسم بیزار بود و علاقه ای به یادگیری اصول آن نداشت و در دورۀ جوانی و میان سالی به یک فردی با ذهن انتزاعی محض تبدیل شده بود، چوئن لای از اول انقلابِ چین، ابتدا وزیر خارجه و سپس نخست وزیر بود و مائو او را در فهمِ جهان، منحصر به فرد می دانست زیرا خودش بومی و روستایی بود. مائو غرق در آرزوهای خود بود و خواسته های غیر واقعی، مستقیم و غیر مستقیم باعث مرگ میلیون ها چینی شد. بنیانِ تفکراتِ چوئن لای، جلوگیری از تسلط و نفوذ خارجی بر چین، قرار نگرفتنش در زیرمجموعۀ شوروی و اعتبار بین المللی بود. تحققِ این اهداف، صنعتی شدن و قدرت اقتصادی چین بودچوئن لای بدون آنکه با مائو درگیر شود و اعتمادِ او را از دست دهد، با آرامی، قدم به قدم، با حوصله در داخلِ منظومۀ جهان بینی مائو سیر می کرد و نیازهای روانی او برای تمجید و تأیید می کرد ولی در عین حال او را متوجه می ساخت که قدرت چین و قدرت مائو در سایۀ مستعد کردن محیطِ بین المللی، حداقل سازی تضادهای خارجی، توازنِ میان نیروهای متخاصم و گفت و گوهای بدون وقفه با دشمنان است. چوئن لای در شرایطی که در مدیریت و بدنۀ حزب کمونیست، عموماً همه شعارهای ضد آمریکایی می دادند، توانست به نوعی آرام آرام اقناع ایجاد کند تا از سال 1955 و آغازِ مشاجراتِ دو قدرتِ کمونیستی چین و شوروی، 130 ملاقات بین سفرای چین و آمریکا را پیش ببرد.چوئن لای در سفرها و ملاقات های خود به اقصی نقاط جهان، هدفِ چین را صنعتی شدن و رشد اقتصادی اعلام می کرد و می گفت که یک جهان صلح آمیز می تواند چنین هدفی را تحقق بخشد. تمام تلاش او این بود که در داخل و خارج، همه را نسبت به پی آمدهای جنگ و تقابل نظامی هشدار دهد. او با ادبیاتِ آرام، شمرده و توأم با اعتمادِ به نفس رسماً می گفت که چین در پیِ جنگ با هیچ کشور دور و نزدیک نیست.کار کردن با ذهن و شخصیت مائو، کار سهلی نبود. مردی که محصور بود. جهان را ندیده بود، عطشِ تمجید داشت. در تمامِ مدتی که چین در پی قدرت هسته ای بود با جهان، ملایم و آرام تعامل کرد. در دوره ای که چین، فضای مذاکرات سیاسی در نیمۀ دوم دهه 1960 را با آمریکا و شوروی فراهم می کرد، 11 آزمایشِ هسته ای انجام دادمائو از اینکه تحلیل ها و محاسبات چوئن لای به جایگاه او لطمه ای وارد نمی کرد، و به تدریج مسایل داخلی را نیز مساعدت می بخشید، خرسند بود و از او حمایت می کرد. چوئن لای از فقر مردم چین و توانایی کشور کوچکی مانند ژاپن در تحمیل خواسته های خود به چینی ها رنج می برد و با هدفِ اجماع در داخل و صلح در خارج، به دنبال ایجاد شرایطی بود تا چین را به قدرتمندی اقتصادی برسانداو اعتقاد داشت باید واقعیت را پذیرفت و به نحو احسن از آن بهره جست؛ چوئن لای عصبانی نمی شد، حذف نمی کرد و چون فکر می کرد در سیاست منافع و افکار بالذات متفاوت و متضاد هستند، باید با روش هم پوشانی حرکت کرد تا تخطئۀ افکار و حذف. او هم در داخل این روش را پیش گرفت و هم در خارجاگر اطرافیانِ یک مجری، کم و بیش افراد یکسانی باشند، فکر و نقد و تأمل و تغییر تعطیل می شوند. آدمی باید تشنۀ دیدنِ چند نفرِ درست و حسابی در هر هفته باشد تا رشد کند. عموم اشتباهات فردی و غیر فردی ناشی از این است که یک ذهنیت، بدون آنکه محک بخورد اجرا می شود. چون چوئن لای آدم دیده بود و مرتب آدم می دید و «در معرضِ اندیشه های مختلف» بود، علیرغم کار در یک نظام دیکتاتوری، با ذهن باز و متکثر به دنبال تحلیل و راه حل می رفتآمریکا و شوروی هر دو به دنبال انزوای چین و بی اهمیت دانستن این کشوردر روابط جهانی بودند. او می خواست حتی خصومتِ میان چین و شوروی را ضابطه مند کند. به همین دلیل مذاکراتِ دائمی با آمریکا و شوروی را مفید می دانست تا قاعده مندی تحقق یابد.نکتۀ کانونی در عملکرد و نظام فکری چوئن لای، قدرتمند کردن، ثبات سیاسی، رشد اقتصادی و امنیت ملی چین بود. هدف تغییر محیط خارجی نبود. تمام اهتمام ها برای اندرون بودمیراث چوئن لای شاید شاهدِ دیگری بر این ضرب المثل اروپایی است که: شخصیت سرنوشت ساز است. او یک دشمن را متعادل کرد (شوروی)، با دیگری دوست شد تا از آن بهره گیرد (آمریکا). سومی در همسایگی را هم سرجای خودش نشاند (ژاپن).یک ضرب المثل چینی می گوید: به دنبال انتقام گیری از دشمن نباشید. کنار رودخانه بنشینید. آب، جسد او را می آورد.با مدیران نامدار ایران همراه شویدtelegram.me/excellentmanagersو اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
پایان عصر طلایی خودروسازی در اروپاشروین شهریاری🔹در سپتامبر 2015 مشخص شد شرکت فولکس واگن روی میلیونها خودروی دیزلی خود نرمافزاری نصب کرده که میتوانست تشخیص دهد خودرو در حال انجام آزمون آلایندگی است. سهام فولکس واگن در واکنش به افشای رسوایی موسوم به «دیزل گیت» بیش از 30 درصد سقوط کرد. اما نگاهی به عملکرد سهام فولکسواگن در پنج سال گذشته نشان میدهد که حدود ۶۰ درصد ارزش بازار شرکت از بین رفته و حتی پایینتر از سطح پس از رسوایی دیزلگیت قرار گرفته است؛ در حالی که حادثه ناگوار جدیدی برای شرکت روی نداده است. بر عکس، این شرکت در حال برنامه ریزی برای یک کاهش هزینه بزرگ است که در رسانهها از آن به عنوان احتمال اخراج ۱۰۰ هزار نیرو و تعطیلی چهار کارخانه در آلمان یاد کرده اند. 🔹فولکس واگن در این مسیر تنها نیست. بی ام و مشغول برنامه ریزی برای تجدید ساختاری است که کارشناسان آن را در حد 15 درصد کاهش تولید و اخراج 10 هزار نفر از کارکنان برآورد می کنند. مرسدس بنز هم پاداش پرداختی فصل تابستان به 90 هزار کارمند را ملغی کرده و از کارکنان خواسته تا به جای 35 ساعت کار در هفته به 40 ساعت کار با همان حقوق قبلی بازگردند! 🔹اما مشکل اصلی خودروسازان اروپایی چیست ؟ 40 درصد مشکل به شوکهای انرژی، 40 درصد به از دست رفتن بازارهای صادراتی و 20 درصد هم به ضعف تقاضای داخلی باز می گردد. این در حالی است که برای سالهای متمادی،آلمان به صورت خاص یک کشور صادر کننده با مازاد تجاری مستمر بود. در این میان نه فقط خودرو بلکه ماشین آلات و تجهیزات پیشرفته صنعتی از تولیدات اصلی آلمان بود.در پس دلایل این چرخش وضعیت یک نام به چشم می خورد: «چین». کسری تراز تجاری کالا بین اروپا با این کشور امسال به بیش از یک میلیارد یورو در روز رسیده که 2.5 برابر ده سال قبل است. تنها در مورد آلمان 60 درصد از افزایش کسری تجاری آلمان با چین (27 میلیارد یورو) در 5 سال گذشته به بخش خودرو مربوط است. در واقع ظرف 5 سال، چین از یک بازار مصرف برای برندهای آلمانی به رقیب مستقیم آنها تبدیل شده است. 🔹برای بیش از یک قرن، خودروسازان اروپایی نسبت به توانایی خود در تولید موتورهای درون سوز با کارایی بالا و دوام مناسب مطمئن بودند. ورود خودروهای الکتریکی اما این مزیت دیرین را به چالش کشید. چینی ها با یک روش مدیریتی موسوم به سرعت چینی رقبا را غافلگیر کرده اند. برای اروپا 80 ماه طول می کشد تا یک مدل جدید را توسعه دهند اما این زمان برای چینی ها کمتر از 24 ماه است. آنها این کار را با فشار بر نیروی کار، زنجیره تأمین بسیار متراکم، تصمیمگیری های سریع مدیریتی، و پذیرش ریسک بالاتر در عرضه محصولات جدید انجام داده اند. چینی ها به دنبال ارائه یک محصول نهایی پس از رفع همه ایرادات احتمالی نیستند بلکه مشکلات نسخه جدید را از طریق شکایات دریافتی مشتریان تشخیص داده و رفع می کنند! 🔹در حالی که انتظار می رود صادرات خودروی چین امسال به رقم اعجاب انگیز 10 میلیون دستگاه برسد، بر اساس گزارش رویترز، فروش داخلی خودرو در این کشور 22 درصد در مقیاس سالانه کاهش یافته است. بنابراین، بخشی از رشد صادرات، نه حاصل رونق داخلی بلکه نتیجۀ انتقال مازاد ظرفیت تولید به بازارهای خارجی است. این افزایش صادرات از آنجا که محصول یک جنگ قیمتی گسترده و فشار بر نیروی کار برای رقابتی کردن هر چه بیشتر تولید است به جای آنکه باعث افزایش رفاه مصرف کننده چینی از محل رشد صادرات شود در واقع آن را تضعیف می کند. حتی برنامۀ ظاهرا متهورانه فولکس واگن برای اخراج 100 هزار نیرو نیز کمکی به وضعیت رقابت پذیری آن نمی کند. بر اساس برآورد فاینانشال تایمز، این برنامه درکنار تعطیلی 4 کارخانه، 10 میلیارد یورو از هزینه های سالانه شرکت کم می کند که معادل 1000 یورو در تولید هر خودرو است.این در حالی است که چینی ها باز هم برای تولید یک محصول مشابه 6 هزار یورو کمتر هزینه می کنند! در مورد خودروهای برقی این فاصله فاجعه آمیزتر است زیرا موسسه مکنزی تخمین می زند که هزینۀ تولید خودروهای الکتریکی چینی در مقایسه با اروپایی تا 50 درصد کمتر باشد!مشکل فقط مزیت قیمتی در این حوزه نیست بلکه برخی مدل های جدید BYD چینی در این بخش کمتر از 5 دقیقه برای شارژ تا 70 درصد باتری زمان نیاز دارند در حالی که رانندۀ ماشین اروپایی باید 40 دقیقه برای همین میزان شارژ منتظر باشد. *️⃣مشکل خودروسازی اروپا در واقع تکه ای از یک پازل بزرگتر در اقتصاد کلان است. چین با فشار بر دستمزد، سرمایهگذاری عظیم و تولید مازاد مزیت صادراتی میسازد.اگر شما همان کار رقیبتان را به نحو بی رحمانه تری انجام ندهید به تدریج سهم بازار خود را از دست خواهید داد.با مدیران نامدار ایران همراه شویدtelegram.me/excellentmanagersو اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
✅ چرا مسعود دیروز مجبور به درآوردن کت شد؟✍️حامد پاک طینتمسعود پزشکیان رئیس جمهور محبوبمان دیروز در مصاحبه تاریخی خود بدلیل گرمای اتاق مجبور به درآوردن کت خود در مقابل چشمان میلیونها نفر شد تا نشان دهد صرفه جویی راهی به مراتب خلاقانه از روشن کردن کولر در چله تابستان و حتی در دفتر بالاترین مقام اجرایی کشور است!حرکتی تکان دهنده بود؛او حق دارد کتش را درآورد چون ۱۵% از برق تولیدی کشور در مسیر انتقال تلف می شود و چندین هزار مگاوات ظرفیت برق تولیدی اساسا به اتاق ساختمانهای مملکت از جمله اتاق او نمی رسد. برای کشوری که نیروگاههایش عمری بالاتر از ۳۰ سال یعنی ۳ برابر استاندارد جهانی دارد البته این عارضه طبیعی است و باید با آن کنار آمد!او حق دارد کتش را درآورد چون تقاضای برق در ایران حدود ۸۰ هزار مگاوات و توان تامین برق ۶۵ هزار مگاوات است یعنی بی کت یا با کت چیزی در حدود ۱۵ هزار مگاوات کسری برق داریم که توان تامین آنرا بدلایلی که می دانیم نداریم و تنها ۶۳% از برق تولیدی بدلیل فرسودگی شبکه توزیع بدستمان می رسداو حق دارد کتش را درآورد چون پس از تحریم، ورود سرمایه خارجی به پروژه های نیروگاهی و انرژی کشور متوقف شد و از اجرای پروژه های میلیارد دلاری ناگزیر به اجرای چند پروژه کوچک و ناقابل رضایت دادیم. عمده فناوری نیروگاهی و تجهیزات شبکه برق بدلیل مشغولیات ما در خودکفایی در حوزه هایی دیگر نیازمند واردات بوده و عملا زیرساخت کشور تعطیل است؛او حق دارد کتش را درآورد چون پس از تحریم های نفتی صادرات ۲.۵ میلیون بشکه ای نفت ما به کمتر از ۱ میلیون رسید و حتی زمانی که نرسید پولهای حاصل از فروش آ« به کشور نرسید تا اگر سرمایه گذار خصوصی هم در کشور پیدا نشد، دولت نیز از انجام این کار ناتوان باشد؛طی فقط ۴ سال گذشته ۸۶ میلیارد دلار معادل یک چهارم تولید ناخالص ملی کشور یارانه انرژی داده شد تا رکورد کره زمین شکسته شود و اینک راهی جز کندن کت نمانده است. هر کشور دیگری هم روی این کره خاکی نیمی از بودجه اش را با یارانه هایی که بیشترین مصرف کننده هایش خواص هستند آتش می زد به همین سرنوشت دچار می شد؛او حق دارد کتش را درآورد چون در مقابل ۱۵ میلیارد دلار قاچاق شیرین سوخت ارزان به خارج از مرزهای ایران چاره دیگری ندارد؛اگر شما مطلع باشید سالانه ۳ هزار مگاوات برق معادل مصرف یک استان بزرگ یا ۱۰% از کل مصرف کشور بابت استخراج رمز ارز توسط دوستان گرامی مصرف میشود و از این بابت کار زیادی از شما بر نمی آید شاید شما هم ترجیح می دادید تنها کت خود را درآورید!از سال ۱۳۹۰ تا امروز میانگین سرمایه گذاری سالانه در بخش نیروگاهی کمتر از ۲ میلیارد دلار بوده درحالیکه به حداقل ۷ میلیارد دلار سرمایه گذاری سالانه نیاز داشتیم؛ بیش از ۳۰ پروژه نیروگاهی و انتقال برق بدلیل وضعیت وخیم مالی روی زمین مانده، رمقی برای انرژی تجدید پذیر هم آنچنان نمانده و حالا رسیده ایم به دو روز خاموشی در شهرکهای صنعتی!با این وضعیت، تا پایان همین دولت به ۲۰ هزار مگاوات کسری برق و خاموشی های اجباری ۶ ساعته خواهیم رسید، برای جبران این وخامت، استفاده از مازوت و گازوئیل در نیروگاهها ناگزیر است و بحران هوای آلوده نیز گسترده. نیروگاهها، فرسوده تر و شبکه برق با بار اضافی عاقبتی جز فروپاشی ندارند و چاره ای نخواهیم داشت جز آنکه مانند برخی کشورهای آفریقایی سهمیه بندی دائمی برق را دستور کار قرار دهیم؛درآوردن کت و دیگر البسه اضافه را اگر به تمام ۹۰ میلیون نفر جمعیت کشور آموزش دهیم باید چیزی در حدود ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ مگاوات از برق مصرفی ۱۰ هزار مگاواتی کولرها را صرفه جویی نماید که سر جمع معادل ۱% برق این مملکت است!واقع بین اما اگر باشیم راهی هم جز درآوردن کت باقی نمانده است!به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید📌@Iran_economy_onlineو اینجا در اینستاگرام📌Paktinat.Hamed
سی ویژگی یک فرد پلورالیستدکتر محمود سریعالقلم۱. به کسی نمیگوید مثل من باش؛۲. تلاش میکند دنیای هر فردی را کشف کند؛۳. تفاوتهای خود با اطرافیانش را فرصت تلقی میکند؛۴. میگذارد دیگران بدیها و خوبیها را خودشان تجربه کنند؛۵. به جای خشم، عصبانیت و کلام، بیشتر از زبان بدن استفاده میکند؛۶. اکثر واکنشهای او به اسلحۀ سکوت مجهز هستند؛۷. سالها سکوت میکند تا افراد متوجه اشتباهاتشان شوند؛۸. گذشتۀ خودش در یک سی دی همیشه جلوی چشمش است؛۹. این باعث میشود به خودش بگوید همه یک سی دی دارند؛۱۰. چون ضعفهای خودش را نوشته، به ندرت در پی عیب جویی دیگران است؛۱۱. قضاوتهایش در مورد دیگران را بارها و بارها تجدید نظر میکند؛۱۲. چون سینوسهای ذهن و عمل عمر خود را ترسیم کرده، برای دیگران هم سینوس قائل است؛۱۳. به دنبال خوب و بد نیست، در پی ترکیبهای مختلف رنگهاست؛۱۴. به کسی نمیگوید شما بی سواد هستید، فکر میکند بهتر است بگوید: ما متون مختلف خواندهایم؛۱۵. قبل از آنکه در مورد فرد حسودی قضاوت کند، سعی میکند بفهمد چرا او حسود است؛۱۶. روزی یک ساعت برای شناسایی اختلالات رفتاری و روحی خود وقت میگذارد؛۱۷. ناراحتی و گلۀ خود از کسی را پخش نمیکند؛۱۸. در جمع به کسی نمیگوید: من صد در صد با شما مخالفم. میگوید: اجازه دهید از زاویۀ دیگری، نظرم را بیان کنم؛۱۹. بسیار وقت میگذارد تا بفهمد چرا انسانها اینقدر متفاوتند؛۲۰. چون متفاوت بودن را حق انسانها میداند، واکنشها و سخنان او نیش ندارد؛۲۱. بر افقها و برنامههای خود متمرکز است. از افقها و برنامههای دیگران میآموزد؛۲۲. چون تجربیات و زندگی خود را خاص میداند، خود را با کسی مقایسه نمیکند؛۲۳. افراد و مسائل اطراف خود را با دقت بررسی میکند و به صورت دیتا در مخزن ذهن برای ارزیابی بعد ذخیره میکند؛۲۴. خود را از دالان سختترین آموزشها گذرانده تا حریم دیگران را رعایت کند؛۲۵. هر انسانی را یک کهکشان میداند. کوشش میکند او را بفهمد؛۲۶. نه دنبال مُرید میگردد و نه مراد کسی است؛۲۷. مورد انتقاد قرار گرفتن را، متفاوت بودن افراد تلقی میکند؛۲۸. داوطلب نمیشود دیگری را تغییر دهد. اگر از او خواسته شود، نظر خود را در میان صدها نظر توضیح میدهد؛۲۹. با کلام، رفتار و اطمینان بخشی نمیگذارد دیگران نسبت به او احساس نا امنی کنند؛۳۰. دیگران صرفاً از حضورش در کنارشان لذت میبرند.با مدیران نامدار ایران همراه شویدtelegram.me/excellentmanagersو اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
چین چگونه چین شد؟این ویدیو داستان زندگی دنگ شیائوپینگ است. سیاستمداری که ۳ بار به طور کامل از ساختار قدرت سلاخی و حذف شد، اما هر بار مثل ققنوس از خاکستر تبعید یا زندان برخاست تا چین را از «جنون سیاستهای مائو» که چین را به فقر و فلاکت اندخته بود نجات دهد. مردی که تنها ۱۵۰ سانتیمتر قد داشت، اما سایهاش امروز بر سر تمام اقتصادهای بزرگ جهان سنگینی میکند.جمع مدیران نامدار ایران📌@excellentmanagersو اینجا در اینستاگرام📌Paktinat.Hamed
از محمد علی فردین تا اکبر عبدیصلاح الدین خدیواحتمالاً این تصادفی نبود که آغاز زندگی حرفهای اکبر عبدی با نخستین ماهها و سالهای پس از انقلاب ۵۷ مصادف شد. دوران دشواری که نسل آرمانگرای دهههای چهل و پنجاه، پس از فروکش کردن تبوتاب آرمانها و از دست رفتن شور و هیجان پیشین، بهدنبال مفری برای ادامه زندگی میگشت. ظهور یک ستاره سینمایی که میتوانست لحظاتی خنده بر لبان مردم بنشاند، در چنین شرایطی موهبتی بود.عبدی مردم را برای لحظاتی سرگرم میکرد؛ توجهشان از سختیهای زندگی برداشته میشد و فرصتی برای خندیدن به گرفتاریها و دشواریهای زندگی روزمره فراهم میآمد.محبوبیت و شهرت اکبر عبدی، از این منظر، شاید با محمدعلی فردین قابل مقایسه باشد؛ مردی از جنس مردم معمولی که به بخشی از حافظه جمعی و خاطره ملی ایرانیان تبدیل شد.فردین، گرچه نامش با ژانری به نام «فیلمفارسی» گره خورده است، در عمل نمادی از نوعی زندگی اتوپیایی و بازتابی از آرزوهای مردم ایران در دهههای پیش از انقلاب بود. او معمولاً در پایان داستان، بیعدالتی را شکست میداد، عشق را نجات میداد و نظم اخلاقی جهان را دوباره برقرار میکرد. سینمای او، بیش از آنکه آینه واقعیت باشد، پناهگاهی برای رؤیاهای جمعی بود.برخلاف فردین، عبدی رؤیا نمیفروخت، وعده آیندهای آرمانی نمیداد و در قامت منجی فرودستان ظاهر نمیشد. او از دل واقعیتهای زندگی روزمره، تنگناهای اقتصادی، ناکامیها و تناقضهای اجتماعی، خنده میآفرید. هنر عبدی این بود که از دل تراژدی، کمدی خلق میکرد.فروغ فرخزاد، وقتی چشمانتظار کسی است که قرار است بیاید و همهچیز را میان مردم تقسیم کند، سینمای فردین را نیز فراموش نمیکند:«... و نان را قسمت میکندو پپسی را قسمت میکندو باغ ملی را قسمت میکند...و سینمای فردین را قسمت میکند...و سهم مرا هم میدهد»شعر فروغ یادآور منجیباوری عمومی در فرهنگ روزمره آن سالهاست؛ نوعی موعودگرایی رمانتیک و سانتیمانتال که بخشی از ذهنیت عمومی را تسخیر کرده بود؛ از سینمادوستان دلبسته فیلمفارسی گرفته تا مبارزان راه آزادی، در طیفی که از چپ آغاز میشد و به اسلامگرایان میرسید.این شعر، بازتاب دلمشغولیهای نخستین نسل پس از صنعتیشدن ایران و تناقضهای مدرنیته نیز هست؛ نسلی که مفر خود را در آرمانهای سیاسی، ایدئولوژیهای اتوپیایی و پیروزیهای رمانتیک سینمای فردین جستوجو میکرد.اما هنگامی که نوبت اکبر عبدی رسید، آن موج بلند آرمانگرایی فروکش کرده و دریایی از سرخوردگی بر جای گذاشته بود؛ از شکست آرمانهای سیاسی و ایدئولوژیک در سطح کلان تا ناکامیهای شخصی که حاصل برخورد با صخره سخت واقعیت بود.به یک معنا، گویی افق ذهنی جامعه از «فیلمفارسی» به «در انتظار گودو» تغییر کرده بود. انتظار همچنان ادامه داشت، اما دیگر نه با شور و امید، بلکه با ملال، فرسودگی و تعلیق. در چنین فضایی، خندیدن دیگر تجمل نبود؛ راهی برای دوام آوردن بود.اکبر عبدی، از این منظر، فردین نبود و نمیتوانست باشد. او پیوندی راسختر با واقعیت داشت و با دلایلی عینیتر مردم را پای تلویزیونها و روی صندلیهای سینما مینشاند. اگر فردین قهرمان روزگار رؤیاها بود، عبدی بازیگر عصر واقعیت شد؛ عصری که دیگر کسی انتظار نداشت منجی از راه برسد، اما همه به لحظهای خنده نیاز داشتند تا بار سنگین انتظار را تاب بیاورند.نسل دهههای ۶۰ و هفتاد و پس از آن یاد گرفت که واقعیت اجتماعی را همیشه نمیتوان تغییر داد. بیعدالتی جانسختتر از تخیلات سیاسی است و آزادی نیز پرندهی کوچک خوشبختی نیست که از گوشهی آسمان پیدا شودبا مدیران نامدار ایران همراه شویدtelegram.me/excellentmanagersو اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
