▪️نوحه خوانی اجنه برای امام حسین صلوات الله علیه و آله ✨امالمومنین امسلمه (رض) همسر بزرگوار رسول…
انتشار: 2026/08/02 18:29 UTCدریافت: 2026/08/08 00:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 00:12 UTC
▪️نوحه خوانی اجنه برای امام حسین صلوات الله علیه و آله ✨امالمومنین امسلمه (رض) همسر بزرگوار رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده است: از زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله به شهادت رسیدند صدای نوحه جنیان را نشنیدم، مگر این که مصیبت فرزندم حسین علیهالسلام…▪️گریهٔ جنّیان و نوحهخوانی شیرِ شبنشین بر شهدای کربلا✍🏼از مردی از قبیله اَسَد حکایت شده که گفت:من بر کنار نهر علقمه (در کربلا) کشاورز بودم، پس از رفتن لشکر بنیامیه. عجایبی دیدم که نمیتوانم همه را حکایت کنم، اما تنها بخشی از آنها را (میگویم):از آن جمله اینکه هرگاه بادها میوزیدند، بویهایی همچون بوی مشک و عنبر از کنارم میگذشت. و چون باد فرو مینشست، ستارگانی را میدیدم که از آسمان به زمین فرود میآمدند و مانند آنها از زمین به آسمان بالا میرفتند، در حالی که من با خانوادهام تنها بودم و کسی را نمیدیدم که از او بپرسم.و هنگام غروب خورشید، شیری از سمت قبله میآمد و من به خانه بازمیگشتم. چون صبح میشد و خورشید طلوع میکرد و من از خانه بیرون میرفتم، او را میدیدم که رو به قبله میرفت.پس با خود گفتم: اینها همان خوارجی هستند که بر عبیدالله بن زیاد خروج کردند و او دستور قتلشان را داد، و من از آنها چیزی میبینم که از کشتهشدگان دیگر ندیدهام. پس به خدا سوگند امشب حتماً بیدار میمانم تا ببینم آیا این شیر از این اجساد میخورد یا نه؟چون هنگام غروب خورشید فرا رسید، ناگهان شیر آمد. خوب به او نگاه کردم، دیدارش هولناک بود و از او به لرزه افتادم. این فکر به دلم آمد که اگر مقصودش گوشت آدمیزادگان باشد، به سراغ من خواهد آمد، و خود را با این خیال مشغول کردم. اما او را دیدم که از روی کشتهها میگذشت تا بر پیکری ایستاد که چون خورشید تابان میدرخشید. بر آن پیکر نشست (خوابید).گفتم: حالا از آن میخورد. اما دیدم که صورت خود را بر آن میمالد و صداهایی زیرلب و غرغر میکرد.گفتم: الله اکبر! این جز شگفتی نیست. پس به نگهبانی او نشستم تا اینکه تاریکی شب فرا رسید. ناگهان شمعهای آویخته دیدم که زمین را پر کرده بودند، و صدای گریه و ناله و زاری جانسوزی به گوش رسید. به دنبال آن صداها رفتم، دیدم که از زیر زمین است. پس از صدای نالهکنندهای که میگفت: «وا حسیناه! وا إماماه!» فهمیدم. بدنم از ترس (یا هیبت) به لرزه افتاد. به گریهکننده نزدیک شدم و او را به خدا و پیامبرش سوگند دادم که بگوید کیستی؟گفت: «ما گروهی از جنّیان هستیم.»گفتم: «شما را چه کار است؟»گفتند: «هر روز و هر شب، این عزاداری ما بر حسینِ کشتهیِ تشنه (علیهالسلام) است.»گفتم: «آیا این همان حسین است که شیر بر بالینش نشسته؟» گفتند: «آری.» گفتم: «آیا این شیر را میشناسید؟» گفتند: «نه.» گفتم: «این پدرش علی بن ابیطالب (علیهالسلام) است.» پس بازگشتم در حالی که اشک بر گونههایم جاری بود.📚بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث، ج۴۵، ص۱۹۳و۱۹۴#امام_حسین #عاشورا #ماه_محرم #عزاداری #جزع #گریه #بکاء #شیر_عزادار #عزاداری_اجنه #شعور_مخلوقات🔗@eteqadate_shie | اعتقادات شیعه


