مسکن الفواد في فقد الاحبه و الاولاد
انتشار: 2026/08/10 06:49 UTCدریافت: 2026/08/14 15:21 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 15:21 UTC
پستهای تلگرام — جِلَاءٌ لِلْقُلُوبِ
▪️[أَعْلَامُ الدِّینِ لِلدَّیْلَمِیِّ] رُوِیَ أَنَّ مُوسَی علیه السلام قَالَ: یَا رَبِّ أَخْبِرْنِی عَنْ آیَةِ رِضَاکَ عَنْ عَبْدِکَ فَأَوْحَی اللَّهُ تَعَالَی إِلَیْهِ إِذَا رَأَیْتَنِی أُهَیِّئُ عَبْدِی لِطَاعَتِی وَ أَصْرِفُهُ عَنْ مَعْصِیَتِی فَذَلِکَ آیَةُ رِضَایَ. وَ فِی رِوَایَةٍ أُخْرَی: إِذَا رَأَیْتَ نَفْسَکَ تُحِبُّ الْمَسَاکِینَ وَ تُبْغِضُ الْجَبَّارِینَ فَذَلِکَ آیَةُ رِضَایَ. ▪️در حدیث آمده است که موسی بن عمران علیه السلام عرضه داشت: «پروردگارا، مرا از نشانهٔ رضایت نسبت به بندهات آگاه کن.»پس خدای متعال به او وحی فرمود: «هرگاه مرا دیدی که بندهام را برای طاعت خود آماده میکنم و او را از معصیت خود بازمیدارم، پس آن نشانهٔ رضایت من است.»و در روایت دیگری (آمده است): «هرگاه دیدی که خودت، مساکین و بینوایان را دوست میداری و از جباران و ستمگران بیزاری میجویی، پس آن نشانهٔ رضایت من است.»📚 بحارالأنوار / جلد 67 / صفحه 27
مسکن الفواد في فقد الاحبه و الاولادمرحوم شهید ثانی (ره) همواره فرزندان خود را در سنین کودکی از دست میداد. از این رو از بهره مند شدن از نعمت فرزند ناامید گردید، او با نوشتن کتاب مسکن الفواد در درجه اول قصد تسلی خاطر شکسته و افسرده خود را داشت، لذا به جمع آوری احادیث و روایات و وقایع تاریخی در باره سختیها و درد و رنج، پرداخت و در این راه مجموعه ای بسیار جالب تقدیم خوانندگان خود نمود.علمای بسیاری از این کتاب و محتوای ان نام برده و بهره جسته اند منجمله: ۱- علامه مجلسی در بحار ۲- شیخ حر عاملی در کتاب الجواهر السنیه ۳- علامه نوری درمستدرک الوسائل ۴- خوانساری در روضات الجنات ۵- سیدمحسن امین عاملی دراعیان الشیعه ۶- شیخ آقا بزرگ تهرانی درالذریعه ۷- اسماعیل پاشا درایضاح المکنون ۸-ابن العودی دربغیه المرید ۹- شیخ یوسف بحرانی در لولوه البحرین مرحوم شهید در نهایت فقر و تنگدستی روی به درس آورد و در حالی که مجبور بود برای امرار معاش شبانه کار طاقت فرسا کشاورزی را انجام دهد، در عین حال نزد بزرگان شیعه و سنی به تحصیل پرداخت و مراتب علمی را به دست آورد. مدتی در استانبول به تحصیل اشتغال داشت و سپس بر اثر نبوغ علمی او تدریس مدرسه نوریه بعلبک به عهده او گذاشته شد و او مدت ۵ سال مذاهب پنجگانه را تدریس نمود. وی در طول زندگانی علمی خود، بیش از ۸۰ کتاب تالیف نمود که کتاب الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه از شهرت فراوانی برخوردار بوده و تاکنون به عنوان کتاب درسی در حوزههای علمیه متداول است. آوازه و شهرت شهید در جبل عامل موجب شد که دشمنان او وجود او احساس خطر نماید لذا علیه او به دسیسه و توطئه پرداختند تا آنجا که در سال ۹۶۶ ه - ق هنگامی که در مراسم حج در مکه شرکت داشت، وی را دستگیر و روانه استانبول نمودند. لیکن از آنجا که احتمال ثبوت برائت و بیگناهی او را میدادند وی را در راه به شهادت رسانده و سر مبارک او را به استانبول حمل نمودند.. وی در هنگام شهادت ۵۵ سال داشت.
▪️مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ یَحْیَی بْنِ الْمُبَارَکِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ أَبِی جَمِیلَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ وَ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: قُلْتُ آکِلُ الرِّبَا بَعْدَ الْبَیِّنَةِ قَالَ یُؤَدَّبُ فَإِنْ عَادَ أُدِّبَ فَإِنْ عَادَ قُتِلَ.▪️أبا بصیر گوید: به امام علیه السّلام گفتم: رباخوار، پس از شهادت دادن شاهد (چه حکمی دارد؟!)فرمودند: #تأدیب می شود. اگر تکرار کند، #تأدیب می شود و اگر باز هم تکرار نمود، #کشته خواهد شد.📚 الکافی ٫ جلد 7 ٫ صفحه 241➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖▫️کانال جِلاَءٌ لِلْقُلُوبِ ➡️ @eteghdate
▪️مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ بِمَ یُعْرَفُ النَّاجِی قَالَ مَنْ کَانَ فِعْلُهُ لِقَوْلِهِ مُوَافِقاً فَأَثْبَتَ لَهُ الشَّهَادَةَ وَ مَنْ لَمْ یَکُنْ فِعْلُهُ لِقَوْلِهِ مُوَافِقاً فَإِنَّمَا ذَلِکَ مُسْتَوْدَعٌ.▪️مفضل گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم! اهل نجات به چه علامت شناخته شود؟فرمودند: آنکه کردارش موافق گفتارش باشد، گواهی بنجاتش حتمی است یا گواهی بنجاتش را منتشر کن و کسی که کردارش موافق گفتارش نباشد دینش متزلزل است.▫️قوله عليه السلام فإنما ذلك مستودع أي إيمانه غير مستقر و ثابت في قلبه، بل يزول بأدنى شبهة، فهو كالوديعة عنده يؤخذ عنه، أو أنه مع عدم العمل بالعلم يحكم بإيمانه ظاهرا بمقتضى إقراره، لكن لا ينفعه في الآخرة كثيرا لأنه كالمنافق، فكأنه سلب عنه في الآخرة لزوال حكمه عنه.📚 الکافی / جلد 1 / صفحه 45📚 مرآة العقول / جلد 1 / صفحه 144
▪️[الکافی] عَنِ الْعِدَّةِ عَنِ الْبَرْقِیِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ صَالِحِ بْنِ حَمْزَةَ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: ... إِنَّ حُبَّ الشَّرَفِ وَ الذِّکْرِ لَا یَکُونَانِ فِی قَلْبِ الْخَائِفِ الرَّاهِبِ.▪️حضرت صادق علیه السّلام فرمودند: ... به راستی حبّ بزرگ منشی و شهرت در دل شخص ترسان و هراسان نیست.▫️إن حب الشرف و الذکر أی حب الجاه و الرئاسة و العزة فی الناس و حب الذکر و المدح و الثناء منهم و الشهرة فیهم لا یکونان فی قلب الخائف الراهب لأن حبهما من آثار المیل إلی الدنیا و أهلها و الخائف الراهب منزه عنه و أیضا حبهما من الأمراض النفسانیة المهلکة و الخوف و الرهبة ینزهان النفس عنها و ذکر الراهب بعد الخائف من قبیل ذکر الخاص بعد العام إذ الرهبة بمعنی الخشیة و هی أخص من الخوف.▫️إن حب الشرف و الذکر: یعنی محبت و علاقه به جاه و مقام، حب ریاست و بزرگی و نامجویی در بین مردم، و حب مدح شدن و ثنا شدن و شهرت و آوازه. لا یکونان فی قلب الخائف الرّاهب: اینها در دل شخص خائف و ترسان راه نمی یابد، چون عشق و محبت به این چیزها، از آثار و علائم دلبستگی به دنیا و دنیاداران است و شخصی که دارای صفت خوف و خشیت شد، از این گونه حالات به دور است. همچنین محبت و علاقه به این دو چیز، از امراض نفسانی خطرناک است و خوف و خشیت، منشأ تزکیه و طهارت نفس از امراض و بیماریهای درونی است، لذا این امور با هم متناقض هستند و هرگز با هم جمع نمی شوند.البته ذکر لفظ «راهب» بعد از کلمه «خائف»، از ذکر خاص بعد از ذکر عام است، چون رهبت به معنای خشیت است که آن خوف و ترس مخصوصی است که قبلا گفته شد.📚 بحارالأنوار / جلد 67 / صفحه 359➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖▫️کانال جِلاَءٌ لِلْقُلُوبِ ➡️ @eteghdate
