به دلیل طولانی بودن حدیث متن عربی را برداشتیم!السَّلاَمُ عَلَى أَهْلِ الدِّيَارِ مِنْ الْمُؤْمِنِين…
انتشار: 2026/08/03 17:12 UTCدریافت: 2026/08/07 19:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 19:15 UTC
به دلیل طولانی بودن حدیث متن عربی را برداشتیم!السَّلاَمُ عَلَى أَهْلِ الدِّيَارِ مِنْ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُسْلِمِينَ، وَيَرْحَمُ اللَّهُ الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنَّا وَالْمُسْتَأْخِرِينَ، وَإِنَّا إِنْ شَاءَ اللَّهُ بِكُمْ لَلاَحِقُونَمسلم(۹۷۴)از عایشه رضی الله عنه روایت است که فرمود: آيا داستان خودم با رسول الله صلی الله علیه وسلم را برای شما بيان نکنم؟ گفتيم: بله. گفت: شبی که نوبت من بود و رسول الله صلی الله علیه وسلم نزد من بود، ردايش را به زمين گذاشت و کفش هايش را نيز بيرون آورد و نزديک پاهايش گذاشت. همچنين گوشه ی ازارش را بالای رختخوابش پهن نمود و به پهلو دراز کشيد. سپس به اندازه ای که گمان نمود من به خواب رفته ام، درنگ نمود. بعد از آن به آهستگی ردايش را برداشت و کفش هايش را پوشيد و در را باز نمود و بيرون شد و دوباره به آهستگی در را بست. با ديدن اين صحنه، من نيز روسری به سر گذاشتم وپيراهن و ازارم را پوشيدم و به دنبالش راه افتادم. تا اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم به قبرستان بقيع رفت و در آنجا مدت زيادی ايستاد و در اين مدت سه بار دست هايش را بلند نمود (و دعا کرد). آنگاه برگشت و من نيز برگشتم. رسول الله صلی الله علیه وسلم با شتاب راه می رفت. من نيز شتاب نمودم. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم شروع به دويدن نمود. من نيز دويدم. سرانجام به خانه رسيد. ولی من قبل از ايشان به خانه رسيدم و وارد خانه شدم و فقط همين اندازه فرصت داشتم که دراز کشيدم. به هر حال، رسول الله صلی الله علیه وسلم وارد خانه شد و فرمود:«مَا لَكِ يَا عَائِشُ حَشْيَا رَابِيَةً؟»ای عايشه، چرا نفست تند می زند و دچار تنگی نفس شده ای؟» گفتم: من مشکلی ندارم. فرمود: «لَتُخْبِرِينِي أَوْ لَيُخْبِرَنِّي اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ»به من می گویی يا اينکه الله لطيف و خبير مرا اطلاع می دهد. گفتم: يا رسول الله، پدر و مادرم فدايت باد و ماجرا را برايش بيان نمودم. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:فَأَنْتِ السَّوَادُ الَّذِي رَأَيْتُ أَمَامِي؟»پس آن شبحی که جلوی خود ديدم تو بودی؟ گفتم: بله. در اين هنگام رسول الله صلی الله علیه وسلم با دستش به سينه ام زد، طوریکه سينه ام کمی درد آمد و فرمود: أَظَنَنْتِ أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْكِ وَرَسُولُهُ؟»آيا گمان کردی که الله و رسولش در حق تو ستم می کنند؟ عايشه رضی الله عنه گفت: هر چه را مردم پنهان کنند، الله می داند. و رسول الله صلی الله علیه وسلم ادامه داد.همان وقت، جبريل علیهالسلام نزد من آمد و طوری که تو متوجه نشوی، مرا صدا زد. من نيز بدون اينکه تو متوجه شوی، جواب دادم. و چون تو لباس راحت پوشيده بودی، جبريل علیهالسلام نخواست نزد تو بيايد. من نيز گمان کردم که تو خوابيده ای. چون بيم آن داشتم که وحشت کنی، دوست نداشتم تو را بيدار نمايم. به هر حال، جبريل به من گفت: پروردگارت به تو دستور می دهد تا نزد اهل بقيع بروی و برای آنان طلب مغفرت کنی. عايشه رضی الله عنه می گويد: گفتم: يا رسول الله، به آنان چه بگويم؟ فرمود: بگو.السَّلاَمُ عَلَى أَهْلِ الدِّيَارِ مِنْ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُسْلِمِينَ، وَيَرْحَمُ اللَّهُ الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنَّا وَالْمُسْتَأْخِرِينَ، وَإِنَّا إِنْ شَاءَ اللَّهُ بِكُمْ لَلاَحِقُونَسلام بر شما مؤمنان و مسلمانانی که ساکن اين ديار هستيد؛ الله بر گذشتگان و آيندگان ما رحم بفرمايد و ما نيز به خواست الله به شما خواهيم پيوستt.me/Eslamtohidie کانال اسلامی فقط الله