میگویند: یک قطره عسل بر زمین ریخت. مورچهای که از آنجا میگذشت، به آن رسید. وقتی عسل را چشید، بسیا…
انتشار: 2026/07/27 03:29 UTCدریافت: 2026/07/31 23:46 UTCآخرین مشاهده: 2026/07/31 23:46 UTC
میگویند: یک قطره عسل بر زمین ریخت. مورچهای که از آنجا میگذشت، به آن رسید. وقتی عسل را چشید، بسیار لذت برد؛ زیرا هرگز چنین عسل خوشمزهای نخورده بود. اما کار دیگری داشت و باید میرفت، پس به راه خود ادامه داد.مورچه در حال رفتن بود، اما طعم شیرین عسل هنوز در دهانش باقی مانده بود و در تمام مسیر، ذهنش از آن جدا نمیشد. سرانجام شیرینی عسل او را مجبور کرد که بازگردد. وقتی برگشت، با حرص شروع به خوردن عسل کرد و با خود گفت: «بگذار خوب سیر بخورم.» با همین نیت، به وسط قطره عسل رفت. لذت آنقدر زیاد بود که از همهچیز غافل شد.مدتی گذشت؛ ناگهان فهمید که دیگر نمیتواند دست و پاهایش را حرکت دهد، زیرا عسل تمام بدنش را فرا گرفته بود. مورچه کمکم در همان قطره فرو رفت و جان داد.#گاهی (کم) بهتر از (زیاد) است. کسی که به اندازه نیاز خود قانع نباشد، در دام خواستههایش گرفتار میشود. انسان هوشیار کسی است که از زندگی لذت میبرد، اما در لذتها غرق نمیشود.t.me/Eslamtohidie کانال اسلامی فقط الله
