کلمه های کشاورزی درگویش سیستانی🔸سیستان انبار غله ی ایران بوده و به همین دلیل در زمینه کشاورزی و باغ…
انتشار: 2026/08/02 18:29 UTCدریافت: 2026/08/05 13:02 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/05 13:02 UTC
کلمه های کشاورزی درگویش سیستانی🔸سیستان انبار غله ی ایران بوده و به همین دلیل در زمینه کشاورزی و باغداری اصطلاحات فراوانی در گویش سیستانی وجود دارد که در ادامه چند اصطلاح رو می بینیم؛🔹كَلگير : قطعه زمينی كه در گذشته از ماليات معاف بوده وبه نزديكان خان وسردار تعلق داشته است اندازه كلگير بين يك تا 1/4 هكتار تغيير ميكرده است🌹 @ESHGHE30STO🔸پاگُو(pago) پا گاو به يك واحد از زمين زراعی گفته می شود كه با تعداد افراد 6 تا 7 نفر روی يك زمين مشخص تا 24 هكتار برای يك سال زراعی كار مي كنند ويك نفر سالار بر كار آنان نظارت مستقيم دارد🔹زوُنگ : (zong):خوشه های نيمه شكسته گندم كه ته مانده خرمن باقی ميماند.🔹روگيز : (rogez) :غربال بزرگ كه جهت پاك كردن گندم از آنم استفاده ميكردند . كه دارای روزنه های بزرگ بوده كه گندم از داخل آن خارج واضافات در روگيز باقی ميماند . 🔸بیجه : (beja) :قرعه كشی كردن . معمولا" در چند مورد مورد استفاده مي شده است و در هنگام لايروبی انهار و يا زمانی كه يك قطعه زمين بصورت عمومي كشت مي شده است مثل زمينهای كه هم اكنون در درياچه هامون در شمال اديمی كشت خربزه غير فصل صورت گرفت . برای مشخص نمودن محدوده كشت هر فرد بيجه صورت می گيرد🔸گوره : (gora) : بند خاكی . عموما" در مقابله با سيلاب احداث می گردد .🔹سَروُك : (sarok) كه گاها" (جولّی ) (joli) نيز گفته مي شود پارچه ای ضخيم است كه در حمل گندم وجو از آن استفاده می شود .🔸كلاك : (kalak) : متشكل از چند دسته گندم يا جو كه بصورت يك پشتار در سروك وبدون سروك بسته می شود دسته : (dasta) عبارت از چند قوده ( قبضه ) گندم يا جو كه بر روی هم قرار ميگيرد.پَل :(pal) : مرزی برای كرت بندی وجدا كردن زمين كشاورزی🔸پشْك : قرعه كشی بين زارعين (بيجه ) 🔹ته پایی : مزد سم گاو كه خرمن را كوبيده است 🔸گردنی : مزد گردن گاو كه با آن زمين را شخم می زدند.🔹پْرَتَك اُو : آبی كه هنگام خوشه بستن به مزرعه داده می شده است .🔸منگال : داس🔹پَلُونگ : خرمن كوچكی كه برای كوبيدن آن از دو يا سه گاو در گذشته استفاده می شد.🔸رِشتَه: اصطلاحی بود مخصوص كوبيدن خرمن توسط تعدادی از گاوها كه بصورت موازی ويك سلسله كنار هم بسته می شدند ودور يك محور (گاوگل )كه در وسط مشخص بود بصورت مداوم می چرخيدند . 🔹خرمَه: توده عظيم از گندم وجو كه بعد از درو يكجا جمع وبرای كوبيدن آماده می شد.🔹دَستُك : چوب آبی كه از جو(جك) بزرگتر و از نوداث (نهر ميانه ) كوچكتر است.🔸نوداث : (نو احداث ) جوی ميانه وجديدالاحداث.🔹اِيشتِن :وسيله ای برای باد دادن خرمن وجدا كردن كاه از گندم (چهار شاخ)🔸كَكیkaki :جدا كردن گندم از كاه كه در زمان وزش باد ملايم صورت می گرفت .🔹خوردَه :دو يا سه واحد (پَخل ) كه در زير پاب رشته قرار می گرفت وخورد و له ميدَه می شد .🔸سَرگَز Sargaz:گاوی كه در اول صف ( رشته ) قرار داشت.🌹 @ESHGHE30STO🔸گاوگُل :گاوی كه در اول صف رشته قرار داشت وديگر گاوها به دور آن مي چرخيدند كه گاوی نجيب ، مطيع وسر به راه بود. 🔹 نی دست : دسته كوچك رخت. مالِه : چوبی كه زمين را پس از شخم زدن با آن صاف می كردند . نَسَخ : يك واحد زراعی برای زمانی معين (در شروع فصل كاشت )🔸مياد : آهن نوك تيز كه برای شخم زدن استفاده می كردند.🔹دْرو Dro دروکردن .🔸 رخت : چوبی بلند وسط دو گاو که متصل است به دسته و میاد 🔹 بالومه : گردنبندی که معمولاً داخلش را کاه میریزند که گردن گاو اذیت نشود 🔸 جی گو : چوبی که روی گردن دو گاو قرار میگیرد ورخت به آن متصل است.جمع آوری کننده ✍ غلامعلی جوادی زاده🔆#سیستان🔆#عشق_سیستودرکانال عشق سیستو عضو شوید ✅ «عشق سیستو»🌹 @ESHGHE30STO

