🔹🔹بحران آب در ایران؛ بحران در شیوه فهم و حکمرانییادداشت- محبوبه رشیدی خانی آبادی- دانش آموخته حقو…
انتشار: 2026/08/03 04:32 UTCدریافت: 2026/08/06 01:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 01:12 UTC
🔹🔹بحران آب در ایران؛ بحران در شیوه فهم و حکمرانییادداشت- محبوبه رشیدی خانی آبادی- دانش آموخته حقوق بین الملل محیط زیست، پژوهشگر حکمرانی آب – بحران آب در ایران را نمیتوان فقط به کاهش بارندگی یا کمبود منابع آب نسبت داد. بخش مهمی از این بحران به شیوهای بازمیگردد که آب را مصرف می کنیم، درباره آن تصمیم میگیریم و آن را مدیریت میکنیم. به بیان سادهتر، پیش از آنکه فقط با کمبود آب روبهرو باشیم، با مشکل در نحوه نگاه کردن به مسئله آب مواجه هستیم.در سالهای گذشته، بیشتر راهکارها بر موضوعاتی مانند افزایش بهرهوری، اصلاح مصرف، ایجاد زیرساختها و انتقال آب متمرکز بوده است. این اقدامات در جای خود اهمیت دارند، اما تجربه نشان داده است که بهتنهایی نمیتوانند پاسخگوی پیچیدگی بحران آب باشند. زیرا آب فقط یک مسئله فنی یا مدیریتی نیست؛ بلکه با زندگی اجتماعی، اقتصاد، محیطزیست و آینده نسلهای بعد ارتباط دارد.به همین دلیل، تغییر افراد در جایگاههای مدیریتی نیز بهتنهایی نمیتواند مشکل را حل کند. مسئله اصلی، چارچوبی است که تصمیمها در آن گرفته میشوند. حتی تصمیمهای کارشناسی، اگر در یک نظام نامناسب تصمیمگیری گرفته شوند، ممکن است همان مشکلات گذشته را دوباره ایجاد کنند. بنابراین پرسش اصلی این نیست که چه کسی تصمیم میگیرد، بلکه باید پرسید تصمیمها بر چه مبنایی و با چه نگاهی به آب گرفته میشوند.آب را نباید فقط یک منبع طبیعی دانست که میان بخشهای مختلف تقسیم میشود. آب بخشی از یک نظام بههمپیوسته است که کشاورزی، صنعت، محیطزیست، امنیت غذایی و توسعه را به یکدیگر مرتبط میکند.از این رو، آب در چارچوب حوضههای آبریز معنا پیدا میکند، نه در مرزهای اداری و سازمانی.با وجود این واقعیت، بسیاری از تصمیمها همچنان بر اساس تقسیم وظایف میان دستگاههای مختلف گرفته میشود. هر سازمان وظایف قانونی خود را انجام میدهد، اما نتیجه نهایی همیشه یک سیاست هماهنگ برای کل حوضه آبریز نیست. در چنین شرایطی، فاصلهای میان اختیار، مسئولیت و پاسخگویی ایجاد میشود و مشخص نیست مسئول پیامدهای تصمیمها دقیقاً چه نهاد یا شخصی است.از این منظر، بحران آب در ایران را باید بحران در حکمرانی آب نیز دانست. تا زمانی که آب تنها یک موضوع اداری میان دستگاهها دیده شود، تغییرات بیشتر به اصلاح ساختارها محدود میشود و منطق اصلی تصمیمگیری تغییر نمیکند.راهحل اساسی، حرکت از مدیریت پراکنده به سمت حکمرانی مبتنی بر حوضه آبریز است. زیرا طبیعت آب را در قالب حوضههای آبریز سازمان میدهد و نظام تصمیمگیری نیز باید این واقعیت را بپذیرد.حکمرانی حوضهای به معنای حذف نقش دولت یا کنار گذاشتن نهادهای موجود نیست؛ بلکه به معنای ایجاد هماهنگی بیشتر میان دولت، جامعه، بخش خصوصی، دانشگاهها و سایر ذینفعان است تا تصمیمها بر پایه همکاری، شفافیت و مسئولیتپذیری گرفته شوند.در این نگاه، مردم و ذینفعان محلی نیز نقش واقعیتری پیدا میکنند. مشارکت کشاورزان، جوامع محلی، صنعتگران و گروههای محیطزیستی زمانی مؤثر است که در تصمیمسازی اثر داشته باشد، نه اینکه فقط به حضور در جلسات محدود شود. زیرا مسئله آب تنها با ابزارهای فنی حل نمیشود.بدون اعتماد عمومی، عدالت در تصمیمگیری و شفافیت، حتی با بهترین راهکارهای فنی نیز نمیتوانند به نتیجه پایدار برسند.آینده آب در ایران بیش از آنکه به پیدا کردن یک متولی جدید وابسته باشد، به اصلاح شیوه حکمرانی و تصمیمگیری وابسته است. باید از نگاه پراکنده به آب فاصله گرفت و آن را بهعنوان یک نظام طبیعی ـ اجتماعی دید که نیازمند همکاری، دانش و مسئولیت مشترک است.مسئله اصلی امروز فقط کمبود آب نیست؛ بلکه نیاز به تغییر در شیوه فهم، طرح پرسش و تصمیمگیری درباره آب است.https://www.envnew.ir/?p=3564