«داغ جگر سوز قافله»این قافله! سردار و سرلشکر ندارد یاس و صنوبر ،نوگل احمر ندارد دیگر علمدار و سپهدا…
انتشار: 2026/06/26 19:33 UTCدریافت: 2026/08/15 03:01 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:01 UTC
«داغ جگر سوز قافله»این قافله! سردار و سرلشکر ندارد یاس و صنوبر ،نوگل احمر ندارد دیگر علمدار و سپهدار و جهاندار این قافله عباس آب آور ندارد دیگر نمی آید اذان بر گوش زینبگویا حرم دیگر علی اکبر ندارد در رود خون گشته شناور ماهپارهدر قافله شش ماهه ای پیکر نداردیاد حبیب و عابس و حُرّ دلاور اینجا شجاعت معنی دیگر ندارد فرمود احلی من عسل را قاسم اوشرحش نیازِ روضه و منبر ندارد از مسیره تا میمنه جلاد و قاتلاین روضۀ مشکوف چشم ترنداردزینب شده میر و علمدار یتیمانزینب چرا!زینب چرا ! معجرندارد؟با ما رأیت الا جمیلا کربلا ساختداغی که دارد کربلا محشر نداردجبریل باشد اولین نوحه گر او مولای ما انگشت و انگشتر ندارددر قتلگه بوسید رگهای برادر اما برادر پیکرش که سر نداردرسول چهارمحالی (ساقی عطشان)