🔰 روایت دو سده جابهجایی ثروت مللدر سال ۱۸۲۰، چین کانون بلامنازع تجارت بود و نزدیک به ۳۰ درصد از تو…
انتشار: 2026/08/11 07:29 UTCدریافت: 2026/08/15 05:08 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:08 UTC
🔰 روایت دو سده جابهجایی ثروت مللدر سال ۱۸۲۰، چین کانون بلامنازع تجارت بود و نزدیک به ۳۰ درصد از تولید ناخالص داخلی جهان را در قبضه داشت. اما دودکشهای منچستر و ظهور موتور بخار، معادلات را بر هم زدند تا بریتانیا بر موج انقلاب صنعتی، سکاندار اقتصاد قرن نوزدهم شود. با افول امپراتوریها، قرن بیستم به نام «صلح آمریکایی» ثبت شد؛ جایی که در ۱۹۴۴، واشینگتن با سهمی معادل ۲۹.۷ درصد، قله هژمونی اقتصادی را فتح کرد.مرکز ثقل اقتصاد جهانی، با عبور از اقیانوس اطلس، بار دیگر در حال استقرار در پهنه آسیاست. چین با بازپسگیری جایگاه خود به عنوان «کارخانه جهان» و هند با رشد شتابان، امروز مجموعاً بیش از ۳۰ درصد از اقتصاد جهانی (بر مبنای PPP) را سهم دارند. این جابهجایی، صرفاً تغییر ارقام در ترازنامههای بینالمللی نیست؛ بلکه پیروزی استراتژی «تولیدمحوری»، نوسازی زنجیره ارزش و نوآوری بر ساختارهای کهن است.📊 کانال اقتصادبازار@EghtesadBazar
پستهای تلگرام — اقتصاد بازار
🔰 چرا دشمنان با هم تجارت میکنند؟ در اتاقهای جنگ، خطوط مقدم با خون ترسیم میشوند و در اتاقهای بازرگانی با اعداد. ماریا گرینبرگ در کتاب «تجارت در زمان جنگ»، فرضیه کلاسیک «انقطاع کامل» را به چالش میکشد. برای تحلیلگرانِ زنجیرههای تأمین، این پرسش دیگر یک پارادوکسِ اخلاقی نیست، بلکه یک استراتژی سردِ بقا است؛ چرا که در اقتصاد سیاسی، مرزها هرگز به آن قاطعی که ژنرالها ترسیم میکنند، بسته نمیشوند.محور تحلیل گرینبرگ، مفهوم استراتژیک «زمانِ تبدیل» است. در منطقِ حکمرانی، کالاها نه بر اساس ماهیت، بلکه بر اساس فاصله زمانی تا میدان نبرد طبقهبندی میشوند. آیا این محموله به محض تخلیه، به توانِ نظامی بدل میشود یا نیازمند چرخههای طولانیِ صنعتی برای تغییر ماهیت است؟ این «فاصله زمانی»، همان مرزی است که تجارت را در قلبِ درگیری زنده نگاه میدارد. اگر دولت انتظار جنگی کوتاه داشته باشد، اجازه میدهد کالاهایی که تبدیلشان زمانبر است، جریان یابند تا چرخهای اقتصاد خودی نیز متوقف نشود.در نگاهی کلان، ماشین جنگی بدون چرخدندههای اقتصادی متوقف میشود. قطعِ جریان تجارت، تنها دشمن را تضعیف نمیکند؛ بلکه میتواند زنجیرههای تأمین داخلی، درآمدهای ارزی و ظرفیت تولیدِ خودی را به رکود بکشاند. یک دولت هوشمند میداند که امنیت، تنها در تسلیحات خلاصه نمیشود؛ اقتصادِ مقاوم، خودِ مهمات است.سیاست تجاری در زمان جنگ، سندی ایستا نیست. با تغییر چشماندازِ نبرد از یک درگیری سریع به جنگی فرسایشی، «زمانِ تبدیل» کوتاه میشود و ریسکها اوج میگیرند. آنچه دیروز یک تجارت عقلانی برای تأمین مالی بود، فردا به یک کالای استراتژیک ممنوعه بدل میشود. هنرِ حکمرانی در اینجا نه قطعِ مطلق، بلکه مدیریتِ دقیقِ «پنجرههای ریسک» است. برای بازیگران بزرگ صنعتی، تجارت با دشمن نه نشانه ضعف، که محاسبهای عقلانی برای حفظِ حیاتِ صنعتی در میانه توفان است.📊 کانال اقتصادبازار@EghtesadBazar
🔸 در سالی که با سه چالش همزمان رکود جهانی، بحران انرژی و تنشهای منطقهای همراه بود، فولاد مبارکه با بازطراحی استراتژی صادراتی خود، رکورد تاریخی ۱ میلیون و ۸۲۷ هزار تن صادرات را به ثبت رساند. این دستاورد، نماد تابآوری اقتصاد صنعتی و گامی کلیدی در راستای توسعه ارزآوری ملی در مواجهه با رکود بازار داخل است.#صادرات_فولاد📊 کانال اقتصادبازار@EghtesadBazar
🔰 روایت یک همبرگر از بینظمی پولی جهانبیگمک چگونه ارزش واقعی ارزها را میسنجد؟ گاهی برای فهمیدن اینکه یک ارز واقعاً چقدر میارزد، لازم نیست به تالارهای پرهیاهوی بورس یا مدلهای پیچیده اقتصادی رفت؛ کافی است به یک ساندویچ نگاه کرد. «بیگمک»؛ همان همبرگر مشهور مکدونالد، نزدیک به چهار دهه است که به یکی از کنجکاوی برانگیزترین معیارهای سنجش ارزش پولها در جهان تبدیل شده است؛ معیاری ساده، قابل لمس و در عین حال عمیقاً افشاگر.اکونومیست نخستینبار در سال ۱۹۸۶ شاخص بیگمک را معرفی کرد؛ ابزاری که در آغاز بیش از آنکه یک معیار رسمی باشد، نوعی آزمایش فکری برای توضیح مفهوم «برابری قدرت خرید» بهشمار میرفت. اما همین ایده ساده، بهتدریج به مرجعی جدی برای اقتصاددانان، معاملهگران و سیاستگذاران بدل شد. منطق آن روشن است: اگر یک کالای تقریباً یکسان در کشورهای مختلف با قیمتهای متفاوت عرضه شود، این شکاف میتواند نشانهای از گرانبودن یا ارزانبودن ارزها باشد.بیگمک برای این نقش، انتخابی تصادفی نیست. این محصول در دهها کشور با استانداردی نسبتاً یکسان عرضه میشود و همین ویژگی، آن را به ابزاری مناسب برای مقایسه قدرت خرید تبدیل میکند. برای مثال، ۱۰۰ دلار در آمریکا حدود ۱۶ بیگمک میخرد؛ اما همین قدرت خرید در کشورهای دیگر، لزوماً با نرخهای رسمی بازار ارز همخوانی ندارد. این فاصله همان جایی است که شاخص بیگمک دست به افشاگری میزند.با این همه، این شاخص بینقص نیست. قیمت یک همبرگر فقط بازتاب نرخ ارز نیست؛ دستمزد، اجاره، مالیات و ساختار بازار نیز در آن دخیلاند. بیگمک شاید ترازوی کامل اقتصاد جهان نباشد، اما همچنان یکی از خوشطعمترین راهها برای فهمیدن بینظمی پولی جهان است.📊 کانال اقتصادبازار@EghtesadBazar
🔰 خارج از سایهها ردیابی تحرکات «نیروی شبهنظامی دریایی» مرموز چیندر نگاه اول، صحنه شبیه یک فصل بدِ ماهیگیری بود: دسامبر گذشته بیش از هزار قایق چینی در شمال تایوان، در آرایشی شبیه L معکوس، بیش از ۱۲ ساعت ثابت ماندند؛ آنقدر فشرده که چند کشتی باری مسیرشان را عوض کردند. اما این نمایش، چهار بار دیگر هم تکرار شد. الگو، بیش از آنکه بوی صید بدهد، بوی پیام میداد.چین سالهاست علاوه بر نیروی دریایی و گارد ساحلی، از چیزی استفاده میکند که در کتابهای رسمی کمتر نامی از آن میآید: شبهنظامیان دریایی ترکیبی از قایقهای معمولی و شناورهای فولادی مجهز که از دهه ۱۹۵۰ برای پیشبرد ادعاهای حاکمیتی به کار گرفته میشوند. مزیت اصلیشان «انکارپذیری» است: وقتی کشتی خاکستریِ بیپرچمِ جنگی مزاحمت ایجاد میکند، پکن میتواند آن را به حساب «ماهیگیران» بگذارد.این نیرو زمانی پراکنده و کمانضباط بود؛ پیر هم هست: فقط ۵٪ ماهیگیران زیر ۳۰ سالاند. آموزش فناوریهای نو سخت است، انگیزه مالی پایین گزارش میشود و میان دولتهای محلی و نهادهای نظامی بر سر هزینهها کشمکش وجود دارد. با این حال، از ۲۰۱۲ و دوران شی جینپینگ، پروژه «نسل جدید» به راه افتاده: یارانههایی تا روزانه ۲۴ هزار یوان برای حضور در آبهای مورد مناقشه. در دریای چین جنوبی، متوسط روزانه ۲۴۱ شناور—بالاترین رقم از ۲۰۲۱—ثبت شده است.اکنون تحرکات به شرق هم کشیده شده: آرایشهایی تا ۴۵۰ کیلومتر و توقفهای بیش از ۳۰ ساعت، همزمان با رزمایشهای نزدیک تایوان. در بحران احتمالی، چنین ناوگانی میتواند چشم، بازو و حتی اخلالگر باشد؛ از شناسایی و لجستیک تا ایجاد آشوب در خطوط کشتیرانی و کابلهای زیردریا. هماهنگ کردن هزاران قایق برای «ایستادن» در دریا، یک چیز را روشن میکند: کنترل سیاسی پکن بر ناوگان غیرنظامی، به گفته تحلیلگران، در جهان کمنظیر است. اکونومیستا📊 کانال اقتصادبازار@EghtesadBazar
🔻تندیس تابآوری ملی به مدیرعامل گروه فولاد مبارکه اهدا شد▫️گروه فولاد مبارکه در چهارمین سمینار تحلیلی اندیشکده فولاد و صنایع معدنی ایران، مفتخر به دریافت تندیس تابآوری ملی شد. این نشان، تقدیر از سرعت عمل در بازسازی، پایداری تولید، مدیریت مؤثر بحران و صیانت از جان کارکنان است؛ مؤلفههایی که تابآوری را از یک شعار به یک مزیت راهبردی تبدیل میکنند.▫️فولاد مبارکه بار دیگر نشان داد در بزنگاههای دشوار، با اتکا به سرمایه انسانی، انضباط عملیاتی و تصمیمگیری مسئولانه، میتوان هم تولید را حفظ کرد و هم از سرمایههای انسانی و ملی پاسداری نمود. این تندیس، نماد یک توانمندی و قابلیت ریشهدار است.#خبر#تندیس_تابآوری_ملی#سمینار_تحلیلی_فولاد_و_صنایعمعدنیسایت | ایتا | بله | آپارات | ویراستی |
🔰 آیا توسعه جهشی یک افسانه است؟جیسون هیکل و دیلان سالیوان در مقاله جدید خود در ژورنال New Political Economy به نظریه همگرایی و توسعه متعارف نقدهایی را وارد کردهاند. روایت غالب اقتصاد توسعه، بهویژه پس از دهه ۱۹۹۰، ادعا میکند که جهانیشدن و رشد سرمایهداری باعث شده کشورهای جنوب جهانی به تدریج فاصله خود را با کشورهای پیشرفته کاهش دهند.برای آزمون این ادعا، نویسندگان دادههای مربوط به تولید ناخالص داخلی سرانه ۱۷۳ کشور را از سال ۱۹۶۰ تا ۲۰۲۳ بررسی کردهاند. نتایج تحقیق نشان میدهد که فاصله میان کشورهای ثروتمند و فقیر نه تنها از بین نرفته، بلکه به شکل قابل توجهی افزایش یافته است. درآمد سرانه کشورهای مرکز در تمام دوره مورد بررسی بسیار سریعتر از کشورهای پیرامونی رشد کرده و شکاف درآمدی مطلق میان این دو گروه حدود ۱۷۰ تا ۲۷۰ درصد بیشتر شده است.تنها استثنای مهم در این روند، چین است. نویسندگان اذعان میکنند که چین تنها کشور بزرگی است که توانسته جایگاه خود را نسبت به کشورهای مرکز به طور معناداری بهبود بخشد؛ اما تأکید میکنند که حتی چین نیز هنوز به سطح کشورهای مرکزی نرسیده و همچنان در جایگاه نیمهپیرامون قرار دارد.مقاله توضیح میدهد که علت اصلی تداوم شکاف مرکز–پیرامون را نباید صرفاً در سیاستهای داخلی کشورهای فقیر جستوجو کرد، بلکه باید آن را در ساختار اقتصاد سیاسی جهانی دید. به اعتقاد نویسندگان، کشورهای مرکز و شرکتهای چندملیتی با استفاده از قدرت اقتصادی و سیاسی خود، دستمزدها و قیمت مواد اولیه را در کشورهای پیرامونی پایین نگه میدارند، زنجیرههای ارزش جهانی را به گونهای سازماندهی میکنند که بخشهای سودآور در شمال باقی بماند و کشورهای جنوب عمدتاً در نقش تأمینکننده مواد خام و نیروی کار ارزان فعالیت کنند.نویسندگان سپس به این پرسش میپردازند که چگونه برخی کشورها مانند کره جنوبی، تایوان، سنگاپور، اسرائیل، پرتغال و یونان توانستهاند به کشورهای پیشرفته نزدیک شوند. پاسخ آنها این است که این کشورها استثناهایی ژئوپلیتیکی بودهاند. به باور آنان، این کشورها در دوران جنگ سرد از کمکهای گسترده مالی، نظامی و فناورانه ایالات متحده و متحدانش برخوردار شدند و اجازه یافتند سیاستهایی مانند حمایت از صنایع داخلی، یارانه، تعرفههای حمایتی و مداخله فعال دولت را اجرا کنند؛ سیاستهایی که همزمان از طریق برنامههای تعدیل ساختاری از بسیاری از کشورهای جنوب جهانی دریغ شد. بنابراین موفقیت این کشورها را نمیتوان نتیجه اجرای نسخههای متعارف اقتصاد بازار آزاد دانست، بلکه حاصل شرایط ویژه ژئوپلیتیکی و حمایت خارجی بوده است.نویسندگان در انتهای مقاله پیشنهاد میکنند که کشورهای جنوب جهانی برای دستیابی به توسعه واقعی باید ظرفیت صنعتی مستقل ایجاد کنند، از سیاستهای صنعتی و برنامهریزی دولتی بهره بگیرند، وابستگی خود را به مراکز قدرت اقتصادی کاهش دهند و توسعه را بر مبنای اهداف ملی، نه صرفاً ادغام در بازار جهانی، سازماندهی کنند.📊 کانال اقتصادبازار@EghtesadBazar


