گروگانگیری مالی شرکت نفت؛ چه کسانی از نابسمانی در تولید نفع میبرند؟بحران بستن حسابهای شرکت ملی ن…
انتشار: 2026/08/22 11:38 UTCدریافت: 2026/08/24 09:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 09:30 UTC
گروگانگیری مالی شرکت نفت؛ چه کسانی از نابسمانی در تولید نفع میبرند؟بحران بستن حسابهای شرکت ملی نفت و ایجاد اختلال در پرداخت حقوق کارکنان، صرفاً یک اختلاف مالی میان چند دستگاه دولتی نیست؛ این ماجرا میتواند نشانهای از یک بحران عمیقتر در نحوه اداره منابع انرژی، مناسبات مالی دولت و صندوقهای حاکمیتی و همچنین چگونگی تصمیمگیری در شرایط جنگی باشد. شرکتی که بخش مهمی از درآمد ارزی کشور، خوراک نیروگاهها، پالایشگاهها و صنایع را تأمین میکند، اکنون بنا بر گزارشهای موجود، برای پرداخت حقوق کارکنان خود با مشکل مواجه شده است.در چنین شرایطی پرسش اصلی این نیست که کدام دستگاه طلبکار است یا کدام حساب مسدود شده؛ پرسش اساسی این است که چه کسانی از تضعیف شرکت ملی نفت، ایجاد اختلاف میان نهادهای اقتصادی و توقف گردش مالی این شرکت سود میبرند؟ آیا موضوع صرفاً یک اختلاف حساب اداری است یا پای تسویهحسابهای مدیریتی، رقابتهای نهادی و منافع پنهان در میان است؟ آنچه روشن است، اینکه ادامه این وضعیت میتواند آثار اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی گستردهای به همراه داشته باشد.بدهیای که محصول عملکرد دولت است، نه ضعف شرکت نفتبر اساس اطلاعات مطرحشده، شرکت ملی نفت از سال ۱۳۸۸ برای توسعه میدانهای نفتی و اجرای طرحهای سرمایهگذاری، از منابع صندوق توسعه ملی، بانک مرکزی و صندوق ذخیره ارزی استفاده کرده است. مجموع این منابع، حدود ۱۱۲ میلیارد دلار عنوان شده است؛ منابعی که قرار بوده در پروژههای توسعهای هزینه شود و از محل افزایش تولید، صادرات و درآمدهای حاصل از آن، بازپرداخت شود.منطق این سازوکار روشن است: شرکت نفت سرمایهگذاری میکند، تولید افزایش مییابد، درآمد ایجاد میشود و سهم مقرر شرکت از بودجه عمومی یا درآمدهای نفتی برای بازپرداخت بدهی اختصاص پیدا میکند. اما اگر دولت سهم قانونی و واقعی شرکت نفت را پرداخت نکند، طبیعی است که بدهیها روی هم انباشته شود و شرکت نتواند تعهدات مالی خود را تسویه کند.طبق اطلاعات ارائهشده، سهم قانونی شرکت نفت از درآمدهای نفتی باید حدود ۱۴.۵ درصد باشد، اما در سالهای گذشته تنها بخش کوچکی از این سهم، یعنی حدود ۱.۵ درصد، پرداخت شده است. در بودجه سال ۱۴۰۴ نیز تنها حدود ۵ میلیارد دلار به این موضوع اختصاص یافته؛ رقمی که با حجم تعهدات ایجادشده فاصله زیادی دارد.در چنین وضعیتی، مسدود کردن حسابهای شرکت ملی نفت، بدون تعیین تکلیف بدهیهای دولت، شبیه آن است که فردی از یک شرکت انتظار بازپرداخت وام داشته باشد، اما همزمان درآمد اصلی آن شرکت را نیز در اختیارش نگذارد. نتیجه چنین تصمیمی، نه وصول واقعی بدهی، بلکه فلج شدن عملیات جاری خواهد بود.اگر منابع دریافتشده صرف توسعه میدانها شده و این سرمایهگذاریها به ایجاد درآمد، تولید و رشد اقتصادی کمک کردهاند، نمیتوان همه مسئولیت بازپرداخت را متوجه شرکت نفت کرد. بخش مهمی از این مسئله به سیاستهای مالی دولت، نحوه تخصیص منابع و عدم پرداخت سهم قانونی شرکت بازمیگردد.چه کسانی از تضعیف شرکت ملی نفت سود میبرند؟در شرایط فعلی، نمیتوان بدون سند و مدرک، فرد یا گروه مشخصی را متهم کرد؛ اما میتوان ذینفعان احتمالی این بحران را شناسایی کرد. نخستین گروه، کسانی هستند که از تضعیف مدیریت فعلی شرکت نفت یا تغییر آرایش قدرت در صنعت انرژی سود میبرند. بحران مالی، بهترین ابزار برای زیر سؤال بردن عملکرد مدیران، ایجاد فشار برای تغییرات مدیریتی و باز کردن مسیر برای ورود نیروها و مجموعههای جدید است.دومین گروه، نهادهایی هستند که در رقابت با شرکت ملی نفت برای در اختیار گرفتن منابع، پروژهها و درآمدهای انرژی قرار دارند. هرچه شرکت نفت ضعیفتر، گرفتارتر و بدهکارتر نشان داده شود، زمینه برای واگذاری بخشی از وظایف، پروژهها و داراییهای آن به مجموعههای دیگر فراهمتر خواهد شد. در این میان، احتمال دارد برخی پیمانکاران، واسطهها یا مجموعههایی که از قراردادهای اضطراری و خارج از روال عادی سود میبرند، از تداوم بحران استقبال کنند.گروه سوم، کسانی هستند که از بیثباتی در بازار انرژی، کاهش توان تولید یا اختلال در عرضه نفت و گاز برای اهداف اقتصادی خود استفاده میکنند. توقف یا کاهش تولید، حتی اگر کوتاهمدت باشد، میتواند به افزایش هزینهها، ایجاد کمبود، رشد قیمتها و شکلگیری بازارهای غیررسمی منجر شود. در چنین فضایی، کسانی که به منابع، اطلاعات و کانالهای توزیع دسترسی دارند، ممکن است سودهای قابل توجهی به دست آورند.گروه چهارم، جریانهایی هستند که با ایجاد اختلاف میان شرکت ملی نفت، صندوق توسعه ملی، بانکها و دولت، از پاسخگویی فرار میکنند. وقتی هر دستگاه مسئولیت را به دیگری ارجاع میدهد، افکار عمومی نمیداند چه کسی باید پاسخگو باشد./مهر


