#پیام_به_جبههرزمندگان دلیر ما در جبهه های گرم جنوب در حال مبارزه و مجاهده دلیرانه امریکا و متحدانش…
انتشار: 2026/07/22 05:28 UTCدریافت: 2026/08/15 03:48 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:48 UTC
#پیام_به_جبههرزمندگان دلیر ما در جبهه های گرم جنوب در حال مبارزه و مجاهده دلیرانه امریکا و متحدانش و بزرگ ترین غول نظامی جهان هستند. مبارزه با زر و زور و تزویر. اینان اگر نصرت الهی یار بشود و دست یزدان رونق شان بدهد مانند نادرشاه افشار مانند شاپور ساسانی دشمن را زیر پای اسب شان له می کنند و می افکنند و اگر هم خدای ناکرده شکست بخورند مانند شاه اسماعیل در جنگ چالدران و مانند آریوبرزن نام شان زمزمه ی نیمه شب مستان است .اینها سرافزاران جاودانهی ی تاریخند.این شیرمردان عرصه ی جهاد مقابل صهیونیزم کودک خوار مانند امیرالمومنین ع فاتح خیبرند یا مانند امام حسین ع شور کربلایی می آفرینند و در هر دو صورت برده اند.https://eitaa.com/drpounak
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — روز نوشت های محمدطاهر کنعانی(دکتری حقوق دانشگاه تهران)
بسمه تعالی فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَءُونَ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكَ ۚ لَقَدْ جَاءَكَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَو اگر از آنچه بر تو نازل کردیم در شک و تردیدی، از آنان که پیش از تو کتاب [آسمانی] می خواندند بپرس [کتابی که نزول قرآن را از سوی خدا خبر داده] تا روشن شود که حق از سوی پروردگارت به سوی تو آمده؛ بنابراین از تردیدکنندگان مباش.این آیه را دو گونه تفسیر کردند .یکی ان کنت فی شک مخاطب پیامبر ص نبوده و بلکه مخاطب امت پیامبر یا خوانندگان قرآن بوده است.تفسیر دوم که با منطوق کلمات سازگار است مخاطب خود رسول خدا بوده است. رسول خدا هم یک انسان بوده و تمام خصوصیات انسانی از جمله شک و تردید در وجودشان عجین بوده است.حضرت موسی ع هم شک کرد و گفت ارنی انظر الیک یعنی شک داشت صدا از طرف خدا باشد و گفت خدایا خودت را بر من بنمای تا بر تو بنگرم حضرت ابراهیم ع هم در معاد شک کرد و گفت کیف تحیی الموتیخدای متعال قسم های زیادی می خورد که شک را از قلب پیامبر بزداید یس والقرآن الحکیم انک لمن المرسلین علی صراط مستقیم چرا این قدر تاکید ؟ چرا این همه قسم خوردن ؟ خدا قسم می خورد که تو از پیامبران هستی و بر راه راست هستیقومی متفکرند اندر ره دینقومی به گمان فتاده در راه یقینمیترسم از آن که بانگ آید روزیکای بیخبران راه نه آن است و نه اینبحث شک و یقین ذاتی طبع آدمی است. انسان نسبت به محسوسات و متواترات و بدیهیات و چیزهای ملموس جزم دارد ولی نسبت به جهان غیب جزم ندارد چون از افق ابزار شناختی و ادراک و عقل او خارج است . حتی با فلسفه هم جزم و یقین حاصل نمی شود .هیوم برهان علیت را ابطال کرد. آگوست کنت برهان نظم را مخدوش کرد.داروین با نظریه تکامل کل داستان خلقت را زیر و رو کرد.پس چطور ما یقین کنیم؟ وقتی حتی پیامبران الهی شک داشتند؟ خدای متعال راه رسیدن به یقین را عبادت می داند و می فرماید واعبد ربک حتی یاتیک الیقینمفسران قرآن می گویند منظور از یقین مرگ است. یعنی یقین با مرگ حاصل می شود. زمانی که انسان بمیرد پرده ها کنار می روند و چشم حقیقت بین باز می شود و ملکوت را درک می کند.پس اگر یقین فقط با مرگ حاصل می شود عبادت هم جزم و یقین نمی آورد. حتی اینجا یعنی تو عبادت کن تا زمانی که مرگت فرا برسد و یقین کنی که با عبادت خدا کار درستی کردی کانت با آن همه تعصب دینی باور به خدا را فقط با ایمان ناب ممکن می داند و حتی ایمان کلیسایی هم دردی دوا نمی کند. ایمان ناب حکمت عملی است و مانند قبول قواعد اخلاقی انسان با حکمت عملی خدا و مجردات را باور می کند.انسان با عبادت و کوشش عرفانی و اشراق قلبی قبل از مرگش می تواند ملکوتی بشود. حضرت علی ع فرمودند موتوا قبل ان تموتوا یعنی قبل از مرگ بمیرید و پرده ها را کنار بزنید و به یقین برسید. وَكَذَٰلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَو این گونه فرمانروایی و مالکیّت و ربوبیّت خود را بر آسمان ها و زمین به ابراهیم نشان می دهیم تا از یقین کنندگان شودخدای متعال ملکوت هستی را به ابراهیم ع نشان داد تا به یقین برسد .دعا کنیم به یقین برسیم و با فرشتگان مصافحه کنیم.https://eitaa.com/drpounak
هله نومید نباشی که تو را یار براندگرت امروز براند نه که فردات بخواند؟در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جاز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاندو اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرهاره پنهان بنماید که کس آن راه ندانددل من گرد جهان گشت و نیابید مثالشبه که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟هله خاموش که بیگفت از این می لب مان رابچشاند بچشاند بچشاند بچشاند
⚠️ به ما میگویند تنگه هرمز را به خاطر فلان منشور و حقوق بین الملل باز کنید، بهتر است خودشان بگویند طبق کدام قاعده بینالمللی به ایران حمله کردند؟ طبق کدام قاعده بچههای میناب را کشتند؟ طبق کدام بند حقوق بینالملل بچههای لامرد را کشتند؟ با کدام بند حقوق بینالملل ناو دنا را زدند؟ طبق کدام کنوانسیون پالایشگاه و نیروگاه را میزنند؟اگر جهان بر اساس قواعد و حقوق بین الملل پیش میرود چرا به ما حمله کردند؟ چرا رهبر ما را به شهادت رساندند؟ چرا بچههای میناب را به شهادت رساندند؟ چرا پیکر دو تا از بچههای میناب اصلا پیدا نیست؟🚨 روایت اوللطفاً این خبر را برای دیگران نیز ارسال کنید.@rev1yat
#علم_سولاربخش چهارم : تفکیک علم و دین علم به معنای عام شامل همه معارف بشری از جمله علوم بشری و فلسفه و هنر و دین می شود . تعریف عام علم پی بردن به مجهولات از طریق گزاره های معلوم است. اما در معنای تخصصی علم به معنای science حتی جدای از فلسفه و هنر است. ابزار علم تحقیقات تجربی و گزاره های محسوسات و بدیهیات و متواترات و مشهورات و مسلمات است .ابزار فلسفه خرد محض و اندیشیدن است و فیلسوف با فکر و اندیشه مقولات فلسفی را کشف و خلق و بسط می دهد .هنر هم بر اساس حس خیال انگیزی است و هنرمند با قدرت تخیل و فنون خاص اثرات هنری را خلق می کند.دین ابزارش با همه ی معارف قبلی متفاوت است .ابزار دین وحی الهی و نقل روایات و متون مقدس دینی است.علوم بشری با علوم دینی تفاوت و تقدم رتبي دارند. علم دین مقدم بر علم بشری است چون منبع آن وحی الهی و کلام الهی است ولی قلمرو آن با علم متفاوت است.امامان و حتی انبیای الهی علم شان در حدود علم مردم زمان شان بوده است. هدف و غایت و موضوع دین هدایت بشر است و علوم طبیعی و بشری هدف و غایت و موضوع شان استخدام و تصرف در طبیعت برای رفع نیازهای آدمیان است و دستاوردهای علمی با تحقیقات و زحمت بدست می آیند و نه لزوما با وحی و الهام .امامان ما هم علوم بشری اگر چیزی گفتند و یا نظری دادند علمی نبوده و دینی هم نبوده بلکه نظر شخصی شان بوده است.مثلا امام رضا ع در مقدم رساله کوچک طب الرضا می نویسد که من این کتاب را بر اساس شنیده های گذشتگان و دانش های قبلی می نویسم و مدعی نبودند که از علم لدنی اقتباس کرده اند.پس اگر دیدیم آیه یا روایتی خلاف بدیهیات علمی است باید آن را تأویل کرد یا روایت را کنار نهاد. از نظر اصول فقه جزم حجت است .اگر در قضیه علمی روان شناسی حقوقی ما جزم پیدا کنیم که فلان قضیه علمی درست و معتبر است روایت و متن دینی را کنار می نهیم یا تأویل می کنیم.مثلا روایتی داریم که مس همان نقره بوده و در اثر کوتاهی بشر کهنه شده و فاسد شده و تبدیل به مس شده است.ولی الان علم جزم دارد که نقره و مس دو فلز مختلف است و عناصرشان هم فرق می کند.دعایی داریم در مفاتیح که برای بیرون رفتن کرم از دندان است و پس از خواندن دعا می گوییم ای کرم باذن الله برو بیرون الان در علم دندانپزشکی جزم پیدا کردیم که درد دندان ناشی از پوسیدگی و رسیدن به عصب است و هیچ کرمی در دندان وجود ندارد.https://eitaa.com/drpounak
🎙️فایل صوتیدکتر عبدالکریم سروش:قرائت قلبی قران ج۴۷#قرائت_قلبی_قران_ج47July 19 2026یوتیوب:https://www.youtube.com/watch?v=Mvenjnvrybc@DrSoroush
#فوق_عقل_بشریواکنش های ایران در سراسر جنگ رمضان تا کنون فوق شهامت و فوق عقل عادی بشری بوده است.یکی جنگ نامتقارن همزمان با دو ابر قدرت هسته و نظامی و اقتصادی جهان که در مقابل ارتش های بسیار مدرن و جنگ افزارهای بسیار پیچیده و نقشه ها و استراتژی و تاکتیک و عملیات فوق مدرن که هیچ کشوری در جهان چنین جراتی بخودش راه نمی دهد.دوم حمله ی گسترده به تمام پایگاههای امریکا در هشت کشور منطقه که از نظر عقل ظاهر بین نقض حاکمیت ملی آن کشورها و اعلان جنگ به این همه کشور بود و دشمن را شوکه کرد.سوم در همین تشییع جنازه ی رهبر شهید آتش بازی سپاه پاسداران در تنگه هرمز و آن هم دقیقا روزی که پیکر مقدس رهبر شهید برای زیارت به عراق رفته بودند.عقل ظاهر بین حکم می کرد که قوای مسلح ما دندان روی جگر بگذارند و صبر کنند تا مراسم تمام بشود و یا حداقل مراسم عراق تمام بشود.اما رزمندگان اسلام در همان بحبوحه ی بسیار حساس تشییع جنازه چهار کشتی را هدف قرار دادند .دشمن حمله کرد و در مقابل همه پایگاههای منطقه ای امریکا را در هم کوبیدند.الان هم شگفتانه های جدید در راه است و گویا قصد دارند که پایگاههای امریکا را شخم بزنند و اصلا هیچ ترسی ندارند که دوباره جنگ فراگیر بشود.عقل ظاهر بین می گوید این شصت روز را تحمل کنیم و کشتیرانی در تنگه هرمز را آزاد بگذاریم تا امتیازات اصلی مانند فروش نفت و رفع تحریم ها و نوسازی ویرانی های جنگ را انجام بدهیم.ولی داریم می بینیم که کلا تنگه هرمز را بستند و هیچ واهمه ای از اجماع جهانی هم ندارند.بنظرم شجاعت و سخاوت و عشق نوعی جنون مهار شده در وجود انسان است. اقدام شجاعانه با دل و جرات است .انسان شجاع به ندای درونش گوش می دهد و اصلا به محاسبات عقلی توجه ندارد .اگر انسان در جنگ و سرایط جنگی بخواهد به عقل و منطق عمل کند که دفع خطر محتمل عقلا واجب است و اصلا عقل حکم می کند برای حفظ جان وارد جنگ نشود.ولی شجاعت و شهامت و شرافت و غیرت و ایمان و دلاوری ورای محاسبات عقلی است.این شعبده ها که عقل می کرد اینجاسامری پیش عصا و ید بیضا می کرد.در عرفان عارف و سالک با قوانین خرد کاری ندارد کارش کار عشق است کار خداست عاشقی نه کار ماست عاشقیکار خدای کرده را دست بشر نمی کندخدای متعال هم شجاعان را دوست دارد . ان الله یحب الشجاعه ولو بقتل الحیه در فرهنگ و تاریخ ایران هم شجاعت فوق عقل است. در شاهنامه کلا داستان حماسه است و ایمان و توکل و دلاوری رستم می گوید:جهان آفریننده یار من استدل و تیغ و بازو حصار من استدر داستان هفت گرد هفت دلاور ایرانی با لشکری از توران می جنگند و پیروز می شوند. در جنگ هفت لشکر سپاه ایران با هفت کشور می جنگد. در جنگ سارد کورش کبیر در محاصره لیدی ها و مصری ها و فنیقی ها و آشوری ها و بابلی ها جنگ را بردند.در جنگ چالدران لشکر ایران ۱۶ هزار نفر عشایر بی سلاح بودند که هر سه نفر یک شمشیر داشتند و با گرز می جنگیدند.در جنگ کرنال سپاه ایران ۹۰ هزار نفر خسته و کوفته از راه رسیدند و لشکر ۳۰۰ هزار نفری هند را با فیل های جنگی در خاک هندوستان شکست دادند.ایران در طول تاریخ تنها بوده و تنها جنگیده و تنها پیروز شده است.https://eitaa.com/drpounak