🔴 خلاصه مقالهعنوان مقاله: بررسی اثر توجه سرمایهگذار بر بازده اضافی سهام: شواهدی از بورس اوراق بها…
انتشار: 2026/07/27 17:06 UTCدریافت: 2026/08/15 03:03 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:03 UTC
🔴 خلاصه مقالهعنوان مقاله: بررسی اثر توجه سرمایهگذار بر بازده اضافی سهام: شواهدی از بورس اوراق بهادار تهراننویسندگان: محمدرضا منجذب، حبیب سهیلی احمدی، محمد مهدیلو موضوع و هدف پژوهشاین مطالعه به بررسی تأثیر توجه سرمایهگذاران بر بازده اضافی سهام در بورس اوراق بهادار تهران میپردازد. توجه سرمایهگذار بهعنوان یک منبع شناختی محدود، نقشی کلیدی در تصمیمگیریهای مالی ایفا میکند و این پژوهش تلاش دارد با استفاده از دادههای رفتاری، اثر آن را در سطوح مختلف بازدهی سهام بررسی کند. نوآوری پژوهش۱. استفاده از شاخص شدت جستوجوی گوگل (GSVI) بهعنوان معیار اندازهگیری توجه سرمایهگذاران (بهجای دادههای سنتی مانند حجم معاملات).۲. بهکارگیری رگرسیون چندکی پانلی (Panel Quantile Regression) که امکان بررسی اثرات نامتقارن توجه سرمایهگذار در چندکهای مختلف توزیع بازده اضافی را فراهم میکند.۳. تمرکز بر بازده اضافی سهام بهعنوان متغیر وابسته (نه بازده کل)، که در پژوهشهای داخلی مشابه کمتر مورد توجه بوده است. توصیههای کاربردی به کارگزاران و فعالان بازار ۱. استفاده از Google Trends بهعنوان ابزار تحلیل تکمیلی- کارگزاران، تحلیلگران و معاملهگران میتوانند دادههای جستوجوی گوگل را بهعنوان یک شاخص رفتار سرمایهگذار در کنار تحلیلهای بنیادی و تکنیکال به کار گیرند.- این شاخص بهویژه در بازارهایی با کارایی اطلاعاتی ضعیف (مانند بورس تهران) میتواند ارزش افزوده اطلاعاتی قابلتوجهی داشته باشد. ۲. شناسایی سیگنالهای خرید و فروش ۳. تمرکز بر سهام با بازده متوسط (چندک میانی)- سهامی که بازده اضافی آن در میانه توزیع قرار دارد، رفتار قابلپیشبینیتر و پایدارتری دارند و کمتر تحت تأثیر نوسانات هیجانی ناشی از توجه سرمایهگذار قرار میگیرند.- این گروه از سهام میتواند گزینهی مناسبی برای سرمایهگذاری میانمدت با ریسک کمتر باشند. ۴. پایش تغییرات هفتگی شاخص جستوجو- با توجه به معنادار بودن وقفه یکهفتهای متغیرهای توجه و حجم معاملات، کارگزاران باید تغییرات هفتگی شاخص جستوجو را بهطور مستمر رصد کنند.- ماندگاری اثر توجه در هفته بعد، فرصت مناسبی برای بهرهبرداری از روندهای کوتاهمدت فراهم میکند.لینک اینفوگرافیک مطلب و مقاله کامل🔴 کانال دکتر منجذب
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 5 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — کانال دکتر محمدرضا منجذب
📉 منحنی لافر و وضعیت مالیات در ایران🔴 دکتر محمدرضا منجذبلینک مطلب بصورت نوشتاری🔴 کانال دکتر منجذب
🔴 آیا حق آقایی دلار رو به افول است؟ نقش دلارهای نفتی چیست؟ 🔵دکتر محمدرضا منجذب 🔹پاسخ کوتاه به سوال مزبور «نه» است، اما روندهای مهمی در حال شکلگیری هستند که میتوانند در بلندمدت، هژمونی دلار را به چالش بکشند. (مفهوم حق آقایی دلار را اینجا و اینجا ملاحظه کنید) موقعیت اقتصادی چین: پیشی گرفتن در کدام بخش؟نکته اول این است که «پیشی گرفتن تولید چین از آمریکا» به نوع اندازهگیری بستگی دارد. بر اساس برابری قدرت خرید (PPP): چین از سالها پیش و با اختلاف قابل توجهی بزرگترین اقتصاد جهان است. پیشبینیها برای سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که تولید ناخالص داخلی چین بر اساس PPP حدود ۴۴.۳ تریلیون دلار و آمریکا ۳۲.۳۸ تریلیون دلار خواهد بود. (اینجا را ببینید) بر اساس تولید ناخالص داخلی اسمی (به دلار آمریکا): در این معیار، آمریکا همچنان جلوتر است و شکاف آنها در سالهای اخیر حتی بیشتر هم شده است. به عنوان مثال، در سال ۲۰۲۵، تولید ناخالص داخلی چین به دلار تنها حدود ۶۳ درصد از تولید آمریکا بوده که نسبت به اوج ۷۷ درصدی در دوران پاندمی کاهش یافته است . این کاهش عمدتاً به دلیل نوسانات نرخ ارز و تورم بالاتر در آمریکا رخ داده است، نه کاهش تولید واقعی چین .بسیاری از مؤسسات پیشبینی میکنند که پیشی گرفتن چین در تولید ناخالص داخلی اسمی، اگر هم رخ دهد، در دهههای ۲۰۳۰ یا حتی ۲۰۴۰ خواهد بود و این اتفاق به عواملی مانند رشد واقعی، تورم و نرخ ارز بستگی دارد . با این حال، حتی با وجود این، اقتصاد چین به عنوان یک نیروی عظیم در حال رشد است و رشد اقتصادی آن (حدود ۴.۷ تا ۴.۸ درصد در سال ۲۰۲۶) بسیار بیشتر از آمریکا (حدود ۲.۳ درصد) است . نقش دلارهای نفتی و «یوان نفتی»دلار نفتی به چرخهای اشاره دارد که از دهه ۱۹۷۰ شکل گرفت: نفت به دلار قیمتگذاری و معامله میشود و درآمدهای حاصل از آن دوباره به داراییهای دلاری (مانند اوراق خزانه آمریکا) بازمیگردد. این چرخه، تقاضا برای دلار را بینهایت تقویت کرده و جایگاه آن را به عنوان ارز ذخیره جهانی تثبیت کرده است .چین با راهاندازی قراردادهای آتی نفت به یوان و گسترش روابط تجاری و مالی با کشورهای تولیدکننده نفت، در تلاش برای ایجاد «یوان نفتی» است . نقش دلارهای نفتی در اینجا به عنوان سدی در برابر کاهش قدرت دلار است که هنوز بسیار مستحکم مینماید. دلایل این استحکام عبارتند از:۱. بازگشت سرمایههای نفتی: کشورهای حاشیه خلیج فارس (شامل امارات، قطر و کویت) در پنج سال آینده بیش از ۸۰۰ میلیارد دلار مازاد حساب جاری خواهند داشت که باید در جایی سرمایهگذاری شود . صندوقهای ثروت ملی این کشورها حدود ۶ تریلیون دلار دارایی دارند و به طور سنتی، سبد سرمایهگذاری آنها به شدت به سمت دلار متمایل است (حدود ۶۹٪ از داراییهای بینالمللی آنها دلاری است، در حالی که میانگین جهانی ۴۶٪ است) . این جریان عظیم سرمایه، دلار را قدرتمند نگه میدارد.۲. تغییر تدریجی، نه ناگهانی: شواهد نشان میدهد که هرگونه تغییر در تسویه معاملات نفتی به دور از دلار، به کندی رخ خواهد داد. حجم معاملات یوان در سامانههای مالی پس از یک افزایش مقطعی در سال ۲۰۲۶، دوباره به حالت عادی بازگشت . چین همچنین با محدودیتهایی در مسیر بینالمللی کردن کامل یوان مواجه است، مانند کنترل سرمایه و عدم تبدیلپذیری کامل آن .۳. چالشهای ساختاری یوان: کشورها ممکن است تمایل چندانی به انباشت مقادیر زیادی یوان به عنوان دارایی ذخیره نداشته باشند. به همین دلیل، برخی کشورها مانند چین، به جای تبدیل درآمدهای یوانی به دلار، آن را به طلا تبدیل میکنند که یک روند مهم در «دلارزدایی» محسوب میشود .در نهایت، باید به تحول بزرگتری اشاره کرد که فراتر از نفت است. چین در حال تبدیل شدن به یک غول فناوری و تولیدکننده پیشرو در کالاهای باارزش مانند خودروهای برقی، باتریها و پنلهای خورشیدی است . این موضوع، مسیر جدیدی برای بینالمللی شدن یوان ایجاد میکند، بهگونهای که کشورها برای خرید این کالاها به یوان نیاز پیدا میکنند. این تغییر ممکن است در آینده به «یوان فناوری» تبدیل شود، که میتواند تأثیر عمیقتری بر جایگاه دلار داشته باشد، هرچند که این فرآیند نیز بسیار بلندمدت است .به طور خلاصه، اگرچه رشد اقتصادی چین و تلاش برای ایجاد یوان نفتی، تهدیدی برای هژمونی دلار محسوب میشوند، اما نظام دلار نفتی و قدرت جذب سرمایههای عظیم نفتی توسط آمریکا، هنوز ستونهای اصلی این نظام را پابرجا نگه داشتهاند و افول دلار، اگر رخ دهد، فرآیندی بسیار تدریجی و بلندمدت خواهد بود. 🔴 کانال دکتر منجذب
🔴 رفتار و تصمیمات ترامپ از سر بی حوصلگی است یا بدلیل فشارهای اقتصادی؟ دکتر محمدرضا منجذب شواهد متعددی نشان میدهد که سیاستهای ترامپ در این زمینه نه از سر "بی حوصلگی"، بلکه بیش از هر چیز ناشی از فشارهای راهبردی و اقتصادی، به ویژه نگرانی از کاهش شدید ذخایر نفتی، شکل گرفته است. 🟣 واکنش به فشار ذخایر نفتی هشدار درباره "چهار هفته" باقیمانده: ترامپ صراحتاً اعلام کرده که در صورت ادامه بمباران و عدم توافق با ایران، ذخایر نفتی جهان تنها برای "حدود چهار هفته" کفایت میکرد و وضعیتی "آشوبناک" رخ میداد . این اذعان نشان میدهد که این عامل، یک تهدید حیاتی برای دولت او بوده است. جزئیات کاهش ذخایر استراتژیک آمریکا: ذخیره استراتژیک نفت آمریکا (SPR) در این دوره به پایینترین سطح خود از سال ۱۹۸۳ یعنی حدود ۳۴۰ میلیون بشکه رسیده است . همچنین مرکز ذخیرهسازی تجاری در کوشینگ، اکلاهما، به کمترین میزان خود در ۱۱ سال اخیر (۲۰ میلیون بشکه) رسیده بود که نشان از تنگتر شدن وضعیت دارد . (اینجا را ببینید) بازگشت تحریمها و واکنش بازار: هرگونه اختلاف نظر، مانند حملات اخیر به کشتیها، با واکنش فوری آمریکا از جمله بازگرداندن تحریمهای نفتی ایران همراه شد که نشان از حساسیت شدید این موضوع دارد . قیمت نفت نیز با این تنشها به شدت افزایش مییابد . 🟣 "بی حوصلگی" یا "مذاکره اجباری"؟مطالعه اظهارات و رفتارهای ترامپ نشان میدهد که وضعیت بسیار پیچیدهتر از "بی حوصلگی" است: رفتار دوگانه: تهدید و پذیرش مذاکره: ترامپ در عین حال که گاهی با لحنی خشن میگوید که دیگر نمیخواهد با ایران معامله کند و توافق را "تمام شده" میداند، در همان زمان به مذاکرهکنندگانش اجازه میدهد که به گفتوگو ادامه دهند . یک تحلیلگر بیبیسی این رفتار را به عنوان پذیرش ضمنی این موضوع تعبیر میکند که او "گزینه بهتری جز مذاکره ندارد" . (اینجا را ببینید) فشارهای داخلی و انتخاباتی: این مذاکره اجباری تا حد زیادی ناشی از فشار افکار عمومی و ترس از تبعات اقتصادی یک جنگ طولانی است. نظرسنجیها نشان میدهد محبوبیت ترامپ به پایینترین سطح خود رسیده و نگرانی از قیمت بالای بنزین، میتواند به حزب او در انتخابات میاندورهای پیش رو آسیب بزند . مشکل پیچیده تنگه هرمز: هسته اصلی تنشها، کنترل بر تنگه هرمز است. ایران مصمم است که بر این آبراه حیاتی که یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند، تسلط داشته باشد و آمریکا نیز خواستار عبور آزاد کشتیهاست . ادامه درگیری نظامی این تنگه را مسدود نگاه میداشت، چیزی که اقتصاد جهانی و ذخایر نفتی را با خطر جدی مواجه میکرد . به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان معتقدند که ترامپ خود را در موقعیتی دشوار یافته و گزینههای خوبی پیش رو ندارد . 💎 جمعبندیبنابراین، رفتار فعلی ترامپ در قبال ایران را میتوان واکنشی به یک بنبست راهبردی دانست که در آن، نگرانی از اتمام ذخایر نفتی و پیامدهای اقتصادی و سیاسی داخلی آن، او را به سمت مذاکره (هرچند همراه با تهدید و لفاظی) سوق داده است، نه اینکه صرفاً ناشی از بی حوصلگی یا یک تصمیم تاکتیکی ساده باشد.🔴 کانال دکتر منجذب
🔴 جنگ قیمتها در فروش نفت برای جلب سهم بازار {راهکارها } 🔴دکتر محمدرضا منجذب بر اساس تحلیل اطلاعات موجود، این اقدام عربستان و امارات در ظاهر تلاشی برای جذب مشتری است، اما در عمل و در شرایط کنونی، ضربهای مستقیم و سنگینتر به ایران وارد میکند. این اتفاق در یک نبرد تمامعیار برای سهم بازار پس از جنگ رخ داده است که در آن ایران عملاً بازنده اصلی است.در ادامه برای ارایه راهکارها تقسیمبندی واکنشها به دو افق زمانی، امکان مدیریت فوری تکانههای درآمدی و همزمان ایمنسازی ساختار اقتصاد در سالهای آینده قابل تفکیک است.🔵 راهکارهای کوتاهمدت (مدیریت بحران و حفظ ثبات)تمرکز در این دوره باید بر حفظ جریان درآمدهای ارزی و مهار پیامدهای پولیِ ناشی از کاهش قیمت نفت باشد.* تسریع در امر مذاکرات و ایجاد صلحی پایدار: همراه رفع تحریمها زمینه تثبیت میان مدت بازار با ثبات نفت ایران خواهد بود.* تغییر تاکتیک تسویه و دیپلماسی انرژی: اتکا به قیمتگذاری سنتی در برابر تخفیفهای تهاجمی کارایی ندارد. استفاده از پیمانهای پولی دوجانبه (تسویه با ارز محلی خریداران آسیایی مانند یوان و روپیه) و انعقاد قراردادهای تهاتر نفت با زیرساختها و کالاهای سرمایهای، مانع از حذف ایران از سبد وارداتی پالایشگاههای مستقل میشود.* مهار سرریزهای پولی در بازار سهام: افت درآمدهای نفتی معمولاً دولت را به سمت جبران کسری بودجه از مسیرهای تورمزا میکشاند. در این مقطع، کنترل دقیق حجم نقدینگی و هدایت آن برای جلوگیری از رشدهای اسمی و حبابی در بازار سهام ضروری است؛ هدف باید حفظ خنثایی پول در بازار داراییها و هدایت منابع به سمت تامین مالی سرمایه در گردش بنگاهها باشد.* پایش ضربهگیرهای شبکه بانکی: کاهش تزریق منابع ارزی، ریسک نقدینگی در اقتصاد را افزایش میدهد. بانک مرکزی باید بر کیفیت داراییها، مدیریت ریسک و شاخصهای سودآوری بانکها نظارت پیشگیرانه اعمال کند تا ترازنامه شبکه بانکی در برابر افت ناگهانی جریانهای نقدی اقتصاد، دچار بحران نشود.🔵 راهکارهای بلندمدت (اصلاحات ساختاری و تابآوری)هدف در این افق، قطع وابستگی به نفت خام و ایجاد مکانیزمهای خودکار برای دفع شوکهای خارجی است.* گسترش زنجیره پاییندستی و پتروپالایشگاهها: خامفروشی پاشنه آشیل اقتصاد در جنگهای قیمتی است. تغییر استراتژی به سمت تولید و صادرات فرآوردههای پالایشی و محصولات پایه پتروشیمی، هم تحریمپذیری را به شدت کاهش میدهد و هم حاشیه سود اقتصاد را از نوسانات شدید قیمت نفت خام مستقل میکند.* توسعه مدلهای شبیهسازی کلان برای پیشبینی شوکها: سیاستگذاری نباید منفعلانه باشد. ارتقای ابزارهای تحلیل کمّی و وارد کردن دقیق دادههای اقتصاد ایران به ساختار مدلهای اقتصادسنجی پیشرفته مانند سیستمهای خودرگرسیون برداری جهانی (GVAR)، به سیاستگذار اجازه میدهد تا مسیر دقیق انتقال شوکهای قیمتیِ رقبای منطقهای به تورم، بازار سهام و رشد اقتصادی را پیش از وقوع، شبیهسازی و خنثی کند.* رفع موانع ساختاری میان صنعت و نهاد علم: مقاومسازی اقتصاد بدون ارتقای تکنولوژی و بهرهوری ممکن نیست. ایجاد پیوند ارگانیک و حل چالشهای ساختاری میان دانشگاه و بخش صنعت، پیشنیاز اصلی برای گذار به اقتصاد دانشبنیان و تنوعبخشی پایدار به سبد صادراتی کشور است.اینفوگرافیک مطلب🔴 کانال دکتر منجذب
🔴 جنگ قیمتها در فروش نفت برای جلب سهم بازار - {چالش ها} 🔴دکتر محمدرضا منجذب بر اساس تحلیل اطلاعات موجود، این اقدام عربستان و امارات در ظاهر تلاشی برای جذب مشتری است، اما در عمل و در شرایط کنونی، ضربهای مستقیم و سنگینتر به ایران وارد میکند. این اتفاق در یک نبرد تمامعیار برای سهم بازار پس از جنگ رخ داده است که در آن ایران عملاً بازنده اصلی است.در ادامه، ابعاد این رقابت را بررسی میکنیم:🔵 هدف اعلامی: جذب مشتری در بازار اشباعهدف اصلی عربستان و امارات از کاهش قیمت، جذب خریداران در شرایطی است که بازار با سیل نفت مواجه شده است:* رقابت برای سهم بازار آسیا: پس از بازگشایی نسبی تنگه هرمز، صادرات نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس به سرعت افزایش یافته است. به عنوان مثال، صادرات امارات در ژوئن به رکورد ۳.۸ میلیون بشکه در روز رسید و صادرات عربستان نیز به ۴.۵ میلیون بشکه در روز افزایش یافت . این حجم عظیم نفت، که در طول جنگ انبار شده بود، همزمان به بازار سرازیر شده و رقابت برای یافتن مشتری را به شدت افزایش داده است .* تخفیفهای سنگین: برای جلب نظر خریداران، تولیدکنندگان حاضر به ارائه تخفیفهای سنگین - تا ۲۰ دلار برای هر بشکه - شدهاند . عربستان سعودی قیمت فروش نفت سبک خود را برای ماه آگوست، ۱۱ دلار در هر بشکه کاهش داد و آن را به پایینترین سطح از ژوئن ۲۰۲۰ رساند. این بزرگترین کاهش ماهانه قیمت در بیش از ۲۰ سال اخیر است .لینک* یک تغییر استراتژیک: این حرکت نشاندهنده تغییر تمرکز بازار از نگرانی در مورد کمبود عرضه (در طول جنگ) به نگرانی در مورد مازاد عرضه است. تحلیلگران معتقدند که کاهش قیمت عربستان، تلاشی برای دفاع از سهم بازار خود در آسیا در برابر رقبایی مانند روسیه و سایر تولیدکنندگان منطقه است .🔵 نتیجه ناخواسته: ضربه به ایران در رقابت سهم بازاراگرچه هدف، جذب مشتری است، اما این رقابت در شرایط فعلی بیشترین آسیب را به ایران وارد میکند:* موقعیت ضعیفتر ایران: ایران در حالی وارد این رقابت قیمتی میشود که تازه از یک محاصره کامل نفتی خارج شده است. در طول جنگ، صادرات نفت ایران عملاً به صفر رسیده بود و اکنون برای بازگرداندن مشتریان خود با چالش بزرگی روبرو است . رقبای منطقهای نهتنها صادرات خود را از سر گرفتهاند، بلکه با تخفیفهای عمیقتر، مشتریان سنتی ایران را نیز جذب میکنند.* مزیت رقابتی رقبا: جالب اینجاست که حتی پس از کاهش تاریخی قیمت، نفت عربستان برای خریداران آسیایی از برخی رقبای منطقهای گرانتر تمام میشود. به عنوان مثال، نفت شرکت ADNOC امارات با تخفیف ۶ تا ۸ دلاری نسبت به قیمت دبی معامله میشود که بسیار بیشتر از تخفیف ۱.۵۰ دلاری عربستان است لینک . دلیل اصلی این موضوع، هزینه بالای کرایه کشتی برای بارگیری از بنادر داخل تنگه هرمز (مانند راس تنورای عربستان) در مقایسه با بنادر خارج از آن (مانند صحار عمان) است . این مزیت جغرافیایی، امارات و عراق را در موقعیت بهتری برای رقابت قیمتی قرار میدهد.* ایران در بدترین شرایط ممکن: در این میان، ایران نهتنها فاقد مزیت قیمتی است، بلکه به دلیل تحریمها و محدودیتهای لجستیکی، توان رقابت با این تخفیفها را ندارد. خریداران آسیایی، به ویژه چین، در حال خرید محمولههای ارزانتر از رقبای منطقه هستند و انگیزهای برای بازگشت به خرید نفت ایران با قیمتهای بالاتر و ریسکهای تحریمی بیشتر ندارند .اینفوگرافیک مطلب🔴 کانال دکتر منجذب
📉 ذخایر نفت، سپری برای مهار جنگ🔴 دکتر محمدرضا منجذبکاهش ذخایر استراتژیک به چند دلیل حیاتی، نقش یک «سپر» را در برابر ادامه جنگ ایفا کرد و هماکنون نیز این نقش را دارد (اینجا را ببینید):* مهار شوک نفتی: این ذخایر به عنوان «پل» یا «ضربهگیر» عمل کردند و مانع از فروپاشی کامل بازار نفت و بروز یک بحران اقتصادی غیرقابل کنترل شدند . در طول جنگ، حدود ۴۴۰ میلیون بشکه از ذخایر نفت جهان مصرف شد که این مقدار، بخش بزرگی از کمبود عرضه را جبران کرد . ایالات متحده نیز به تنهایی متعهد به انتشار ۱۷۲ میلیون بشکه از SPR خود شد .* رسیدن به مرز هشدار: حجم عظیم برداشتها، ذخایر را به پایینترین سطح خود در ۴۳ سال اخیر (حدود ۳۴۰ میلیون بشکه) رساند و به مرزهای عملیاتی و ایمنی نزدیک شد . کارشناسان هشدار دادند که ادامهی این روند میتواند به زیرساختهای ذخیرهسازی آسیب بزند و به «کف عملیاتی» برسد . رسیدن به این نقطهی بحرانی، عملاً به معنای پایان یافتن توانایی این ذخیره برای جبران کمبودهای بعدی بود. 🔺 چالشهای پیش رودر حالی که این عوامل مانع از جنگ جدید شدهاند، وضعیت فعلی بسیار شکننده است:* پر کردن مجدد با مشکل مواجه است: دولت آمریکا قصد دارد ذخایر نفت را پر کند، اما قیمتهای بالای نفت و پیچیدگی لجستیکی این کار را بسیار دشوار و کند کرده است .* زیرساختهای فرسوده: گزارش اخیر دیوان محاسبات آمریکا (GAO) نشان میدهد که زیرساختهای ذخیرهسازی نفت در اثر برداشتهای مکرر، به شدت فرسوده شده و نیاز به تعمیرات اساسی دارد که خود هزینهبر و زمانبر است . یک پروژهی ۱.۴ میلیارد دلاری مدرنسازی این بخش با عملکرد ضعیفی همراه بوده است .سناریوی خوشبینانه: اگر تنگه هرمز کاملاً امن شود، صادرات ایران به حالت عادی بازگردد و تولید اوپکپلاس افزایش یابد، ممکن است پر کردن ذخایر استراتژیک در ۲ تا ۳ سال انجام شود (اینجا را ببینید).سناریوی میانه: در صورت تداوم ریسکهای ژئوپلیتیکی اما حفظ جریان فیزیکی نفت، روند پر کردن ذخایر طولانیتر شده و فشار ملایم اما مداومی روی قیمتها ایجاد میکند .سناریوی بدبینانه: در صورت وقوع اختلالات جدید در تنگه هرمز یا عدم بازگشت صادرات ایران، تقاضا برای پر کردن ذخایر در کنار مصرف عادی، رقابتی شدید بر سر نفت ایجاد کرده و فشار صعودی زیادی به قیمتها وارد میکند . 🔺به طور خلاصه، کاهش شدید ذخایر نفت و مهمات، یک «خط قرمز» عملیاتی برای طرفین ایجاد کرده است که در حال حاضر به عنوان یک مهارکنندهی اصلی در برابر تشدید یا شروع یک جنگ جدید عمل میکند. به طور کلی، پر کردن کامل ذخایر آمریکا و جهان یک فرآیند چندساله است و در خوشبینانهترین حالت، بازگشت به سطح قبل از جنگ برای ذخایر آمریکا حدود ۳ سال و برای ذخایر جهانی حدود ۲ تا ۳ سال طول میکشد.🔺اینفوگرافیک مطلب🔺مطلب مرتبط: ذخایر استراتژیک نفت آمریکا (SPR) به سرعت در حال کاهش است 🔴 کانال دکتر منجذب