✅جلالی زاده نماینده سابق مجلسآقایان طرفدار جنگ کار زنان ایرانی به فروختن گیسوهایشان رسیدهاگر باور ن…
انتشار: 2026/07/19 18:51 UTC
✅جلالی زاده نماینده سابق مجلسآقایان طرفدار جنگ کار زنان ایرانی به فروختن گیسوهایشان رسیدهاگر باور نمی کنید مدرک نشان دهم@Sahamnewsorg
پستهای تلگرام — کانال دکتر جلال جلالی زاده
ادامه ی صفحه ی اولبنابراین هرگونه سخن تحقیرآمیز درباره ی یکی از رهبران اهل سنت ، همانگونه که شما توهین به یکی از مراجع را تحمل نمی کنید به هیچ وجه قابل قبول نیست وجز عذر خواهی رسمی وعدم تکرار به هیچ وجه پذیرفته نمی شود.، بهویژه هنگامی که این اهانت ها با مسائل قومی و مذهبی همراه شود، که بهرطور حساسیت و ناراحتی مردم را افزایش می دهد.اختلاف نظر سیاسی یا مذهبی حق هر فرد و جریانی است؛ اما اختلاف نظر نباید به توهین، تحقیر و تحریک احساسات مذهبی و قومی تبدیل شود. اگر درباره عملکرد یا سخنان یک شخصیت مذهبی و سیاسی انتقادی وجود دارد، این انتقاد باید با منطق، سند و ادبیات محترمانه بیان شود.بلوچستان بیش از هر چیز به آرامش، عدالت و احترام متقابل نیاز دارد. مردم این منطقه سالهاست مطالبات مختلفی در زمینه حقوق شهروندی، توسعه، اشتغال، آزادیهای مذهبی و رفع تبعیض مطرح میکنند. در چنین شرایطی، ادبیات تند و توهینآمیز از سوی شخصی که خودش را نماینده عالی ترین مقام جمهوری اسلامی می داند نه تنها فاصله میان مردم و مسئولان را بیشتر میکند بلکه موجب شکاف بیشتر ونارضایتی عمیق وبی اعتمادی گسترده می گردد.اگر مسئولان کشور واقعاً به دنبال وحدت وتغییر رویه های تبعیض آمیز گذشته هستند، نخستین گام، احترام به شخصیتها و باورهای مذهبی اهل سنت وبلوچ هاست. وحدت همانگونه که از اول تا به امروز نشان داده شده با شعار ساخته نمیشود؛ وحدت وهمدلی زمانی شکل میگیرد که مردم احساس کنند هویت، مذهب، کرامت و سخنان آنان مورد احترام است.انتقاد از مولانا عبدالحمید، مانند انتقاد از هر شخصیت دیگری، میتواند مطرح شود؛ اما توهین راه گفتوگو نیست. مردم بلوچستان شایسته شنیدهشدن و احتراماند، نه اینکه اختلافات سیاسی و مذهبی بهانهای برای تحقیر آنان شود.امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است همه طرفها از ادبیات تحریکآمیز فاصله بگیرند و اجازه ندهند اختلافات، جامعه شیعه و سنی مردم بلوچ را مقابل یکدیگر قرار دهد. احترام متقابل، عدالت و گفتوگو، راه جلوگیری از افزایش شکافها و تنشهاست. بنابراین به آقای محامی توصیه می کنم که با یک عذرخواهی رسمی از مقام مولانا عبدالحمید ومردم شریف بلوچستان، به عنوان کسی که مدعی نمایندگی رهبری است دیدگانش را بشوید واز بالای تفتان به خلیج فارس بنگرد وبداند پیام دین پیام اعتلای انسانیت وزلال نمودن دل ها ورشد وشخصیت بخشیدن است ،نه اینکه خودرا در دام خرافات وروایات جعلی انداختن وبه کرامت انسان های بنده ی خدا به بهانه ی هم کیش نبودن، توهین کردن و تبعیض روا داشتن باشد.دل نگه دارید ای بی حاصلاندرحضور حضرت صاحب دلانجلال جلالی زاده @drjalalizadeh60
چرا باید به صدای مردم بلوچستان واهل سنت ایران احترام گذاشت؟در روزهای اخیر، سخنان و اظهاراتی منتسب به مصطفی محامی، نماینده ولیفقیه در سیستان و بلوچستان، درباره مولانا عبدالحمید و ملت بلوچ در فضای مجازی منتشر شده است که مایه شرم گوینده وموجب تعجب فعالان سیاسی ومدنی و با واکنش و نارضایتی بخشهایی زیادی از علما ،کنشگران سیاسی وسرداران بلوچ وکلا قاطبه ی اقوام ومذاهب ایرانی واقشار مختلف از هموطنان ایرانی روبهرو شده است.مولانا عبدالحمید برای اکثریت اهلسنت ایران واهالی بلوچستان یک شخصیت مذهبی و اجتماعی شناختهشده است.که سال هاست یک تنه واز پشت تریبون نماز جمعه از حقوق اقشار مختلف اعم از زندانیان سیاسی واقلیت ها ی دینی وغیر دینی دفاع می کند .شخصیتی که با متانت ودرایت فوق العاده ی خویش توانسته امنیت بخش زیادی از مناطق شمالشرق ایران را حفظ کند ،شخصیتی که نه تنها در داخل ایران ،بلکه در خارج ازایران ودرمیان کشورهای اسلامی از طالبان افغانستان گرفته تا خوارج عمان واز احناف ترکیه گرفته تا شوافع سومالی واز صوفی های چچن گرفته تا جماعت تبلیغ پاکستان ازاحترام ونفوذ زیادی برخوردار است ،نه تنها در میان اهل سنت ،به قول یکی از علمای بزرگ قم که می گفت :اگر مولوی عبدالحمید در تهران نماز جمعه بخواند شش هفت ملیون پشت سر ایشان نماز می خوانند .حالا شخصیتی با این مقام وجایگاه ومحبوبیت مردمی وبنده خاص خدا که تا کنون نقشه ها وتوطئه های زیادی برای بی حیثیت کردنش کشیده شده ،اما به یمن تعبد وتدین واخلاص وسادگیش همه نقش بر آب شده اند ،شخصی که خودرا نماینده ی رهبری می داند ،در حالت عصبانیت وبی درایتی وعدم درایت سیاسی ومذهبی ودر نظر نگرفتن وضعیت آشفته ی منطقه خاورمیانه به ویژه منطقه حساس بلوچستان که هر روز پیمان های جدیدی بسته می شود وهمه ی این پیمان ها اهداف اصلیشان ایران است،در یک تریبون رسمی ودر استانی که اکثریت آن اهل سنت وایشان به طور گستاخانه اتهاماتی را متوجه شخصیت محبوب ومردمی آنان بنماید ،به راستی بسیار زشت و ناپسند است .چون از گذشته گفته اند :بزرگش نخوانند اهل خردکه نام بزرگان به زشتی برداین گستاخی ها در حق یک عالمی که از اول انقلاب درکنار مولانا عبدالعزیز وشهید مولوی عبدالملک در رهبری جریانات مذهبی وملی بلوچستان نقش مثبت داشته وهمیشه تلاش نموده تا با شیوههای مدنی وهزینه شخصیتی قانون وعدالت حاکم شود نه تنها نادانی و بیادبی تریبون داران بی مسئولیت را نشان می دهد، بلکه حکایت از زخم عمیقی میکند که سال هاست بر پیکر بلوچستان التیام نیافته است وآن زخم تبعیض وبی عدالتی است.یک مهمان تحمیلی در صداو سیمای میلی به مردمانی که مهمان آنان است تهمت بزند ،اما صاحب خانه از داشتن تریبون محروم باشد تا از خود دفاع کند. گویا تازگی رسم شده که هرکس خودرا صاحب قدرت حکومتی بداند ،هرچه را بخواهد به دیگران انتساب دهد و طعن در اسلام و ایمان دیگران بزند وسخنان خلاف اخلاق وواقع درباره ی آنان بزند.کاش محامی رسم مهمان بودن را رعایت می کرد ومی دانست که اگر عدالتی در حکومت علوی حکم فرما می بود ،آن جایگاه مربوط به ایشان نبود چون حداقل دواستان سنی نشین کوردستان و بلوچستان می بایست نماینده ی رهبری از همین مردم انتخاب می شد تا پل ارتباطی در بین مردم ورهبری باشد وبه آسانی مطالبات ومشکلات مردم را به سمع ونظر اوبرساند. من یک بار به رهبر قبلی گفتم و پیشنهاد دادم که نمایندگانت را ازمیان علمای اهل سنت انتخاب کن تا حقائق را به شما بگویند.اما متأسفانه عملکرد بعضی از این نمایندگان در راستای وحدت ومصالح مردم ونظام نیست. که نمونه ی آن سخنان اخیر محامی است ،راستی آقای محامی اگر علما امر به معروف نکنند واگر مشکلات را بازگو نکنند چکار کنند؟ آیا شما از وجود امنیت ناراحتید؟ شما خودتان را جای خانواده ی آن فرد ربوده شده قرارده ویا جای آن بلوچ بیکار فقیری که مجبوراست برای تأمین مخارج خانواده اش در دام مافیای مواد مخدر بیفتد .راستی این قرائتی که شما از اسلام دارید پس از چهل وهشت سال برای بلوچ ها چی آورده است ؟ به نسبت جمعیتشان چه جایگاهی در منطقه ی خودشان دادند؟ چرا نباید یک بار صدای اذان اهل سنت در شبکه هامون پخش شود؟ چرا یک بار خطبه های مولانا عبدالحمید در صداوسیما پخش نشود ؟ راستی این عدالت است؟ اگر شما خودتان را با مولانا عبدالحمید مقایسه می کنید ،اشتباه می کنید ،چون شما درآن استان بیگانه اید وایشان ریشه درخاک دارد واز سوی دیگر محبوبیت ایشان نه به خاطر ریش وعمامه وحوزوی بودنش است ،بلکه آنچه که موجب محبوبیت ایشان شده اخلاص ودفاع از حق مردم است هرچند با مخالفت شما به جایی نمی رسد . همین فاجعه ی کشتار نمازگزاران مصلای زاهدان را چند بار محکوم کردید ،در حالی که جنابعالی نماینده ی رهبری واشراف کامل بر همه ی قضايا دارید.ادامه در صفحه ی بعدی
،إنا لله وإنا إليه راجعون خواهر گرانقدر وفرهیخته سرکار خانم دکتر بیان عزیزیخبر درگذشت برادر گرامیتان درسانحه ی تصادف موجب تأسف وتأثر اينجانب شد، مصیبت وارده را به شما که یکی از افتخارات فرهنگی زنان کورد وفعالان مدنی هستید ونیز خانواده ی محترم ومخصوصا کاک رضا علیپور تسلیت گفته از خداوند مهربان برای آن مرحوم غفران و آمرزش و برای شما ودیگر بازماندگان ووابستگان صبر و بردباری همراه با صحت وسلامتی را خواهانم. جلال جلالی زاده @drjalalizadeh60
إنا لله وإنا إليه راجعون برادر ارجمند وفرهیخته جناب استاد مصطفی اربابی تربت جامخبر درگذشت برادر گرامیتان مرحوم آقا محمد اربابی موجب تأسف وتأثر اينجانب شد. بدون شک الگو واسوه بودن جناب عالی در اخلاق اسلامی ونقش تربیتی شما در آن منطقه بار این مصیبت هارا سبک وکفه راضی شدن به قضای الهی را سنگین تر خواهد نمود .مصیبت وارده را تسلیت گفته از خداوند مهربان برای آن مرحوم غفران و آمرزش و برای جنابعالی ودیگر بازماندگان ووابستگان صبر و بردباری همراه با صحت وسلامتی را خواهانم. جلال جلالی زاده @drjalalizadeh60
نگذاریم آتش ترور در کردستان شعلهور شودمتأسفانه در روزهای اخیر، شاهد وقوع چندین ترور در کردستان بودهایم. اگر این روند ادامه یابد، امنیت شهروندی به مخاطره میافتد، نگرانی در میان خانوادهها گسترش مییابد و آثار زیانباری بر سیاست، اقتصاد و فرهنگ منطقه برجای خواهد گذاشت.بیگمان، پدیدهٔ شوم ترور در کردستان ایران، پیامدهای ویرانگر و چندوجهی به دنبال دارد که فراتر از تلفات جانی، کل ساختار اجتماعی، سیاسی و امنیتی منطقه را هدف قرار میدهد. تاریخ نشان داده است که ترور هیچگاه نتیجهای مثبت و سازنده نداشته و همواره با دستان بزدلان و جبونان رقم خورده است؛ از ترور خلیفهی دوم، حضرت عمر فاروق و حضرت علی مرتضی (رضیاللهعنها) گرفته تا خواجه نظامالملک، و در دوران معاصر، ترور رهبران و عالمان کُرد. اگر صدها مورد مشابه را مرور کنیم، به روشنی درمییابیم که ترور جز تخریب سرمایههای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، دامن زدن به خشونت، تحمیل هزینههای سنگین بر مردم محروم و ایجاد مانع بر سر راه پیشرفت و توسعه، هیچ دستاوردی نداشته است.هرچند عامل اصلی این ترورها بهدرستی مشخص نیست، اما از سوی هر فرد یا گروهی که باشد، بیتردید بزرگترین مانع برای سرمایهگذاری، بهویژه در حوزهی گردشگری، به شمار میرود. چه بسا مسئولانی که همین ناامنیها را بهانهای برای عدم جذب اعتبارات و بودجههای مصوب میکنند و از آن بهعنوان سپری برای توجیه کمکاری و غفلت خود استفاده مینمایند.ترور و ناامنی نه تنها سبب یأس و ناامیدی میشود، بلکه ابزاری برای سرکوب مطالبات هویتی و سیاسی کُردهاست که بیش از یک سده است ادامه دارد. بیگمان، رادیکالسازی فضا به سود هیچیک از جریانهایی نیست که خواهان حل مسالمتآمیز مطالبات هستند. ترور چهار پیرمرد که معلوم نیست آزاری به کسی رساندهاند یا نه، آن هم در واکنش به حملات ایران به مقر گروههای مسلح، بیشتر به داستان «انتقام طایی از دولابی» میماند تا یک کنش هدفمند. کسانی که با موشک و پهپاد، مقر نیروهای کُرد در اقلیم کردستان را هدف میگیرند، کدامشان کُردند که انتقامشان از کُردها گرفته شود؟اگر ترورهایی را که از آغاز انقلاب تاکنون در کردستان رخ داده مرور کنیم، از عالمان سالخوردهای همچون ماموستا ملا حیدر فهیم و ماموستا ملا عبدالکریم شهریکندی تا روحانیان جوان، چه حاصلی برای جنبش کُردها داشته است؟ آیا این تروریستها جز کشتن افراد بیدفاع و پیرمردان بومی کُرد، توانستهاند حتی یک شخصیت ضدکُرد و مخرّب را هدف قرار دهند؟ ترور علما و افراد بیگناه، موضوع را به شدت بحرانی میکند و پرسشهای بنیادینی را برمیانگیزد: چرا این افراد خاص هدف قرار میگیرند؟ و اگر قرار بر ترور است، چرا بسیاری از کسانی که به معنای واقعی خائنند، همچنان در امنیت و رفاه به سر میبرند؟ترور در کردستان صرفاً یک رویداد امنیتی نیست؛ بلکه ابزاری برای بیثباتسازی، تضعیف سرمایهی اجتماعی و نادیده گرفتن تلاشها و فعالیتهای قانونخواهانه است. این ترورها نه تنها بر زندگی کنونی تأثیر منفی میگذارند، بلکه آیندهای ناامن و مبهم برای منطقه رقم میزنند و جامعه را با بحرانهای پیچیدهای روبهرو میسازند که در آن، «تر» و «خشک» با هم خواهند سوخت.ترور، با هر انگیزهای و تحت هر دین، مذهب یا مکتبی که باشد، هرگز قابل توجیه نیست و با آموزه های دینی، احکام اخلاقی، قانونمداری، عدالت و حقوق شهروندی در تناقض آشکار است. اگرچه در روزگاران گذشته، شبیخونها و ترورهایی تحت تأثیر رسومات جاهلیت رخ میداده، اما در جهان امروز که همه از مدارا و تساهل سخن میگویند و بر دادگاههای عادلانه، شفافیت، فعالیت حزبی و گروهی و آزادی انتخاب تأکید دارند، برادرکشی در کردستان هیچ توجیه منطقی و عقلانی ندارد و جز برافروختن آتش دشمنی، بهرهگیری از شعار «تفرقه بینداز و حکومت کن» و ضربه زدن به کیان ملت، فایدهای نخواهد داشت.آری، ترور محکوم است و امروز همهی کُردها، با هر مرام و دیدگاهی که دارند، باید در برابر این پدیدهی شوم بایستند و عملکرد تروریستها را از هر سو که باشند، محکوم کنند. پیکرکردستان زخمی و مجروح، تاب تحمل آثار تازهی این جراحتهای ناشی از بیرحمی و قساوت را ندارد و هرگز نخواهد گذاشت که خشونتطلبان از هر دو طرف، منافع مردم و مستضعفان را فدای قدرتطلبی و جاهخواهی خویش کنند.جلال جلالیزاده@drjalalizadeh60
إنا لله وإنا إليه راجعون راجعون راجعون خانواده ی بزرگوار مرحوم استاد همایون شهلاخبر درگذشت یکی از خدمتگزاران فرهنگی وحوزه کتاب وکتابخوانی استان مرحوم استاد همایون شهلا موجب تأسف وتأثر اينجانب شد. آن مرحوم عمر شریف خودرا صرف ترویج فرهنگ مطالعه وخواندن کتاب که بزرگترین سرمایه ی هرملتی است نمود وبا اخلاق حسنه وشکیبایی بی نظیر وشور واشتیاق فراوان در راه برافروختن مشعل دانش وحفظ سرمایه های معنوی می کوشید واز خود صدقات جاریه وآثار ارزشمندی را بر جای گذاشت .مصیبت وارده را به خانواده ی آن مرحوم وجامعه ی هنری وفرهنگی استان تسلیت گفته از خداوند مهربان برای آن مرحوم غفران و آمرزش و برای بازماندگان ووابستگان وعلاقمندانشان صبر و بردباری همراه با صحت وسلامتی را خواهانم جلال جلالی زاده @drjalalizadeh60
