💠 عطر آشنایی ۴۳۲ 🔻نشانه ی موعود کتاب های آسمانی✅ امّ سليم می گوید: حسين(عليه السلام)را ديدم. صفات ا…
انتشار: 2026/07/31 01:15 UTCدریافت: 2026/08/04 11:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 11:12 UTC
💠 عطر آشنایی ۴۳۲ 🔻نشانه ی موعود کتاب های آسمانی✅ امّ سليم می گوید: حسين(عليه السلام)را ديدم. صفات او و نُه تن اوصياى از نسل او را در كتاب هاى پيشينيان مى دانستم؛ امّا به دليل ظاهر كودكانه اش، نمى توانستم بپذيرم كه حسين، اوست. به او كه در گوشه درگاه مسجد نشسته بود، نزديك شدم و گفتم: سَرور من! تو كيستى؟ فرمود: «من، همانى ام كه تو مى جويى، اى امّ سليم! من، وصىّ اوصيا هستم. من، پدرِ نُه امام هدايتگرم. من وصىّ برادرم حسن هستم و برادرم، وصىّ پدرم على است و على، وصىّ جدّم پيامبر خداست». از سخنش شگفت زده شدم و گفتم: نشانه آن چيست؟ فرمود: «سنگ ريزه اى برايم بياور». سنگ ريزه اى از زمين برداشتم و به او دادم. ديدم كه آن را ميان كف دستانش گذاشت و آن را همچون آرد ساييده شده كرد و آن گاه، آن را ماليد تا به صورت ياقوت سرخ در آمد و با انگشترش بر آن مُهر زد و نقش انگشتر، بر آن مانْد. آن را به من داد و فرمود: «اى امّ سليم! به آن بنگر. آيا چيزى در آن مى بينى؟» نگريستم و در آن، پيامبر خدا، على، حسن، حسين و نُه امام و وصى از نسل حسين را ـ كه درودهاى خدا بر ايشان باد ـ، ديدم. نام هايشان به هم شبيه بود، جز دو نام جعفر و موسى. در انجيل نيز همين گونه خوانده بودم. به شگفت آمدم و با خود گفتم: خداوند به من، نشانه هايى ارائه كرد كه پيش تر به كسى ارائه نداده بود. گفتم: اى سَرور من! نشانه اى ديگر به من، ارائه بده. امام(عليه السلام) در همان حال كه نشسته بود، لبخندى زد و برخاست و دست راستش را به سوى آسمان بُرد. به خدا سوگند، گويى ستونى از آتش، هوا را مى شكافت و بالا مى رفت تا آن گاه كه از چشم من، پوشيده شد، و او ايستاده بود و توجّهى و كوششى نداشت. من به زمين افتادم و بيهوش شدم، و به هوش نيامدم، جز آن كه ديدم امام عليه السلام دسته اى از گياه مورْد[۱] به دست گرفته و آن را بر بينى من مى زند.✍[۱] مورْد، از گياهان دولپه اى است و از دانه آن، دارو و روغن و عطر گرفته مى شود.📚 مقتضب الأثر، ص۲۴🌔@drehsanpouresmaeill



