💠 عطر آشنایی ۴۲۱🔻 مُهر امامت✅ حُبابه والِبى می گوید: اميرمؤمنان(عليه السلام) را ميان پاسداران ويژه…
انتشار: 2026/07/19 23:52 UTC
💠 عطر آشنایی ۴۲۱🔻 مُهر امامت✅ حُبابه والِبى می گوید: اميرمؤمنان(عليه السلام) را ميان پاسداران ويژه ديدم كه شلّاقى دوزبانه در دست داشت كه با آن بر فروشندگان اِسبيلى[۱] و مارماهى و نيزه ی ماهى[۲] مى نواخت و به آنان مى فرمود: «اى فروشندگان مسخ شدگان بنى اسرائيل و لشكر بنى مروان!»فرات بن احنف به سويش برخاست و گفت: اى اميرمؤمنان! لشكر بنى مروان، چه بود؟ فرمود: «كسانى كه ريش خود را تراشيدند و سبيل هاى خود را تاب دادند و مَسخ شدند». من سخنورى شيواتر از او نديده بودم؛ او را دنبال كردم و پيوسته در پى اش رفتم تا آن كه در درگاه مسجد نشست؛ به او گفتم: اى اميرمؤمنان، خدايت رحمت كند! نشانه ی امامت چيست؟ فرمود: «برايم آن سنگ ريزه را بياور» و با دستش به سنگ ريزه اى اشاره كرد. آن را برايش بردم، با انگشترش بر آن، مُهر زد. سپس به من فرمود: «اى حبابه! هنگامى كه كسى ادّعاى امامت كرد و توانست همين گونه كه ديدى مُهر بزند، بدان كه او امام لازم الإطاعه است. امامى است كه اگر چيزى را بخواهد، از او دور و پنهان نمى ماند. سپس بازگشتم تا آن گاه كه امير مؤمنان(عليه السلام)، قبض روح شد، نزد حسن(عليه السلام)ـ كه در مجلس اميرمؤمنان (عليه السلام) بود ـ، آمدم و مردم از او سؤال مى كردند. فرمود: «اى حبابه والبى!» گفتم: بله، اى سَرور من! فرمود: «آنچه با خود دارى، بياور» آن را آوردم. امام حسن(عليه السلام) بر آن، مهر زد، همان گونه كه اميرمؤمنان(عليه السلام) زده بود. بعدها نزد حسين(عليه السلام) آمدم كه در مسجد پيامبر(صلى الله عليه و آله بود). مرا نزديك طلبيد و خوشامد گفت؛ سپس به من فرمود: «در دلالت بر امامت، نشانه اى است كه تو مى خواهى. آيا نشانه ی امامت را مى خواهى؟» گفتم: آرى، سَرور من! فرمود: «آنچه با خود دارى، بياور».سنگ ريزه را به او دادم و برايم بر آن، مُهر زد ... .[۱]اسبيلى يا اسبيله (اِشپيله)، از ماهى هاى بى فلس رودخانه اى است.[۲] نيزه ماهى، ماهى اى كوچك، دراز و داراى سر مخروطى است كه از دسته سگ ماهى ها به شمار مى رود.📚 الكافي، ج۱، ص۳۴۶، ح۳.🌔@drehsanpouresmaeill



