Karbala will repeat every dayPick your side"Son of Man" or "Epstein"?🆔@explosivemedia
انتشار: 2026/08/05 01:47 UTCدریافت: 2026/08/10 01:31 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 01:31 UTC
Karbala will repeat every dayPick your side"Son of Man" or "Epstein"?🆔@explosivemedia
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — منتظران جوان / رضا صمدی
🔹فواد ایزدی:تاکنون هیچ نشانهای وجود ندارد که آمریکا از سیاست تغییر حکومت ایران، غارت نفت ایران، و تغییر مرزهای ایران دست برداشته است.تنها دلیل توقف فعلی، نیاز آمریکا به فضای تنفسی برای حملات بعدی و سعی برای سازماندهی اغتشاشات جدید است. این یک نمونه:تد کروز، سناتور نزدیک به ترامپ: به جای سربازان آمریکایی، معترضان ایرانی را مسلح کنید."هدف باید فروپاشی رژیم ایران باشد. چیزی که از همان ابتدای این جنگ خواستهام این است که ما معترضان ایرانی را مسلح کنیم. رئیسجمهور ترامپ قرار نیست نیروهای آمریکایی را به جنگ زمینی بفرستد. ما نباید سربازان آمریکایی را در ایران در معرض خطر قرار دهیم...اگر ما معترضان را مسلح کنیم، ایرانیها میتوانند خودشان سرنوشت آیندهشان را تعیین کنند، بهجای اینکه سربازان آمریکایی را در معرض خطر قرار دهیم."🔗 فواد ایزدی Foad Izadi (@IzadiFoad) https://x.com/i/status/2086171272816312804🔻بیندوگانگی ها:فعلا تا زمانانتخاباتمیان دوره ای آمریکا در ماه نوامبر برنامه خلع سلاح و خنثی کردن حشد الشعبي در عراق پیش برده خواهد شد. در حال حاضر هر گونه حمله ای توسط تجزیه طلبان وابسته به اجنبی از داخل عراق به ایران باعث میشود انها بین نیروهای مسلح مدافع ایران و نیروهای حشد الشعبي گیر بیافتند. در صورت حصول تغییرات مورد نظر اسرائیل و نئوکانهای امریکایی در عراق نتانیاهو بار دیگر سعی در قانع کردن ترامپ در تشدید اقدامات علیه ایران خواهد کرد. بعد از تجربه برجام فقط یک سری ساکنان لالالند اعتباری برای حرف و امضاء ترامپ قائل خواهند شد.اقدامات علي الزیدی نخست وزیر عراق به هماهنگی تام بَرّاک(نماینده آمریکا در شامات) با برنامه و پیچیده در جهت منافع آمریکا به جهت کمکردن نفوذ ایران در عراق است.لطفا نگاه کنید به:https://t.me/BetweenDichotomies/13833https://t.me/BetweenDichotomies/13634 باید مراقب بود که عراق به مانند سوریه نرود. اگر بخاطر رفتن سوریه امکان حمله هوایی مستقیم به ایران برای اسراییل فراهم شد با رفتن عراق و تشکیل کریدور به اصطلاح داوود اسراییل عملا از لحاظ زمینی هم مرز ایران خواهد شد. @BetweenDichotomies
✅ عادی ترین مخالف جمهوری اسلامی وقتی به چالش کشیده میشه:✅ @BisimchiMedia
Remember the Iranian F-5 that struck a U.S. base in Kuwait?This video is about that HERO🌟Dedicated to the heroes of the IRIAF⚔🆔 @explosivemedia
This is between Iran and Oman.Your controller isn't even plugged in!⚡️⭕️ Iran: Foreign Ministry says Iran-Oman talks on Strait of Hormuz management are bilateral, not involving the US.🆔 @explosivemedia
🔻بندر بیروت؛ انفجاری که شاید باید در متن یک جنگ طولانیتر خوانده شود🔴شش سال از چهارم اوت ۲۰۲۰ میگذرد؛ روزی که انفجار بندر بیروت فقط بخشی از پایتخت لبنان را ویران نکرد، بلکه یکی از پایههای تابآوری این کشور را نیز هدف قرار داد. اثر راهبردی آن حادثه بسیار فراتر از محدوده بندر بود: اقتصاد لبنان ضربه خورد، فشار اجتماعی تشدید شد، ساختار سیاسی وارد مرحلهای تازه از بحران شد و کشوری که پیشتر نیز با مجموعهای از مشکلات دستوپنجه نرم میکرد، آسیبپذیرتر شد.🔴از همین زاویه است که من همچنان معتقدم پرونده انفجار بندر را نباید صرفاً در چارچوب یک حادثه ناشی از فساد، اهمال یا سوءمدیریت بررسی کرد. فرضیهای که باید جدی گرفته شود، قرار داشتن این انفجار در یک زنجیره بزرگتر از اقدامات پنهان اسرائیل برای «آمادهسازی محیط نبرد» در لبنان است؛ فرضیهای که البته تاکنون بهطور قضایی اثبات نشده است.🔴برای فهم این منطق، پرونده پیجرها اهمیت ویژهای دارد. آنچه بعدها درباره سابقه طولانی طراحی این عملیات منتشر شد، یک ویژگی مهم از شیوه عمل سرویسهای اسرائیلی را آشکار کرد: فاصله میان تولد یک ایده و اجرای آن ممکن است نزدیک به یک دهه باشد. به عبارت دیگر، عملیاتی که در یک روز دیده میشود، لزوماً محصول تصمیم همان ماه یا همان سال نیست؛ ممکن است حلقه نهایی پروژهای باشد که سالها برای ایجاد زیرساخت، نفوذ، پوشش و انتخاب زمان مناسب آن کار شده است.🔴اینجاست که باید چهارم اوت ۲۰۲۰ را دوباره و این بار از منظر «اثر راهبردی» آن بررسی کرد. سؤال فقط این نیست که چه چیزی منفجر شد؛ سؤال مهمتر این است که چه کسی از لبنانِ پس از انفجار سود برد و این حادثه چه مؤلفههایی از قدرت لبنان را پیش از دوره بعدی رویارویی تضعیف کرد.🔴در دکترین جنگهای جدید، نبرد الزاماً با نخستین حمله هوایی آغاز نمیشود. گاهی سالها پیش از شلیک نخستین موشک، با فرسایش اقتصاد، اختلال در زیرساختهای حیاتی، نفوذ اطلاعاتی، ایجاد شکاف اجتماعی و کاهش ظرفیت بازیابی کشور هدف آغاز شده است. این همان چیزی است که میتوان آن را «مهندسی میدان پیش از جنگ» نامید.🔴از این منظر، انفجار بندر بیروت برای من یک پرونده بستهشده نیست. سابقه عملیاتهای پیچیده و بلندمدت اسرائیل در لبنان، بهویژه آنچه در پرونده پیجرها آشکار شد، دستکم این ضرورت را ایجاد میکند که فرضیه نقش اسرائیل در انفجار بندر نیز با جدیت بیشتری بررسی شود.🔴شش سال بعد، شاید پرسش اصلی چهارم اوت دیگر فقط این نباشد که «چه اتفاقی در بندر افتاد؟»؛ بلکه این باشد که آیا آن روز، بخشی از جنگی آغاز شده بود که لبنان هنوز نمیدانست سالها بعد با تمام ابعاد آن روبهرو خواهد شد؟🔻 @hossein_pak69
عراق برای ایران همزمان چند کارکرد دارد: عمق امنیتی، مسیر ارتباطی، بازار اقتصادی، حوزه نفوذ مذهبی، میدان موازنه در برابر آمریکا و کشورهای عربی و مهمتر از همه، مانعی در برابر انتقال مستقیم بحران به مرزهای ایران. اگر این مجموعه کارکردها تضعیف شود، منازعه از شکل رقابت منطقهای و نیابتی خارج خواهد شد و به مرحلهای نزدیکتر میشود که هدف آن، خود ایران و انسجام داخلی آن است.به همین دلیل، معتقدم پس از تضعیف موقعیت ایران در عراق، وارد مرحله نهایی فشار خواهیم شد؛ مرحلهای که الزاماً به معنای آغاز فوری یک جنگ کلاسیک نیست. محتملتر آن است که طرف مقابل، فشار نظامی، اقتصادی، سیاسی، اطلاعاتی و اجتماعی را بهصورت همزمان و مرحلهبندیشده به کار گیرد. هدف اصلی در این الگو، شکست ایران در یک نبرد واحد نیست؛ بلکه فرسودهکردن تدریجی ظرفیت تصمیمگیری، کاهش توان اقتصادی دولت و ایجاد شکاف میان جامعه و حاکمیت است.در این چارچوب، بازه زمانی تا مارس ۲۰۲۷، یعنی حوالی نوروز ۱۴۰۶، اهمیت ویژهای پیدا میکند. سناریوی محتمل آن است که فشارها تا آن زمان ادامه یابد تا اقتصاد ایران بیش از پیش درگیر رکود، تورم، کمبود منابع و کاهش قدرت پاسخگویی دولت شود. سپس یک بحران اجتماعی، اعتراضی یا معیشتی میتواند به نقطه تمرکز فشار تبدیل شود. این بحران ممکن است ریشههای واقعی و داخلی داشته باشد، اما همزمان از طریق عملیات رسانهای، شبکههای اجتماعی، جنگ شناختی و مداخله بازیگران خارجی تشدید و جهتدهی شود.من از «بحران اجتماعی دستکاریشده» سخن میگویم، نه به این معنا که همه نارضایتیها مصنوعیاند، بلکه به این معنا که شکافهای واقعی جامعه میتوانند شناسایی، برجسته، هماهنگ و به یک بحران سیاسی فراگیر تبدیل شوند. عملیات نفوذ مدرن، بحران را الزاماً از صفر تولید نمیکند؛ بلکه بر نارضایتیهای موجود سوار میشود، زمان ظهور آنها را تنظیم میکند، مطالبات متنوع را حول یک هدف سیاسی واحد سامان میدهد و مانع از ترمیم شکاف میان دولت و جامعه میشود.حلقه دیگری که باید در روزها و ماههای آینده زیر نظر گرفت، امکان ایجاد شکاف در مرجعیت و گفتمان دینی شیعه است. پروژه تضعیف نیروهای نزدیک به ایران فقط از مسیر فشار نظامی یا حقوقی پیش نخواهد رفت. این نیروها بخشی از مشروعیت خود را از مفاهیمی مانند مقاومت، دفاع از حرم، مقابله با اشغال و فتاوای مراجع شیعه به دست آوردهاند. بنابراین، برای تضعیف پایدار آنها، باید در بنیان مذهبی و فقهی این مشروعیت نیز شکاف ایجاد شود.ممکن است در داخل ایران یا در میان شبکههای مذهبی نزدیک به ایران، صدایی ظهور کند که از نظر فقهی یا سیاسی به مواضع مقتدی صدر نزدیک باشد؛ صدایی که بر دولت ملی، انحصار سلاح در دست حکومت و پرهیز از مداخله فرامرزی تأکید کند. چنین موضعی در ظاهر میتواند یک اختلاف اجتهادی یا سیاسی تلقی شود، اما در سطح راهبردی، ظرفیت آن را دارد که انسجام گفتمان مقاومت را از درون تضعیف کند. اگر این شکاف از سطح اختلاف میان دولتها به سطح اختلاف میان مراجع، روحانیان و نیروهای مذهبی منتقل شود، آثار آن بسیار عمیقتر از یک بحران سیاسی معمولی خواهد بود.در برابر این روند، اتکای صرف به قدرت موشکی کافی نیست. موشک همچنان بخشی مهم از توان بازدارندگی ایران است و نمیتوان نقش آن را نادیده گرفت؛ اما مسئله این است که جنس منازعه تغییر کرده است. وقتی فشار اصلی بر اقتصاد، مشروعیت، شبکههای مالی، پیوندهای منطقهای، انسجام اجتماعی و قدرت روایتسازی متمرکز است، پاسخ صرفاً نظامی نمیتواند معادله را تغییر دهد. حتی ممکن است استفاده نامتناسب از قدرت سخت، دقیقاً همان تصویری را تقویت کند که طرف مقابل برای منزویکردن ایران به آن نیاز دارد
